الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتاعجاز قرآنجلسه 41

جلسه 41

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

بخش نهم: هماهنگی در قرآن

 

یکی از موارد تحدّی واعجاز واینکه قرآن یک آيۀ إلهی است، هماهنگی وعدم اختلاف در آن است، خداوند میفرماید (أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا)[1]، {آیا دربارۀ قرآن نمی‌اندیشند؟ اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن می‌یافتند}.

 

أولا. اختلاف شرایط برای پیامبر: قران در طول 23 سنة ودر شرایط کاملا گوناگون برای پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم نازل شده است، پس اگر قرآن نوشتۀ ایشان بود مطمئنا مطالب آن بر اساس عوض شدن شرایط مؤلف تغییر میکرد. اکنون شرایط زندگی پیامبر را مرور میکنیم:

  1. فشارهای اجتماعی: پیامبر وپیروانش تحت فشار كفار در مكه بودند، بخصوص در ايام تبعید به شعب ابی طالب عليه السلام، وپس از آن پیامبر دارای شرایط مختلفی در هجرت وبعد از هجرت، در جنگ وصلح وفقر ودارایی داشته است.
  2. بلاهای جنگ: در جنگها نیز وضعیت فرق میکرد، احیانا در جنگی پیروز ودر جنگی دیگر شکست میخورد، ومؤمنین در یک جنگ از ایشان اطاعت ودر جنگی دیگر نافرمانی میکردند.
  3. اختلاف حالتها: بطور طبيعی او حالتهای مختلفی از سلامتی وبیماری، خوشحالی ودلتنگی، ودیگر حالتهایی که بر انسان رخ میدهد داشته است، واین از طبيعت بشر است که بطور کلی در اندیشه وروحیه پیشرفت کند، وحالتهای گوناگونی در طول سالها داشته باشد.
  4. ثبت نکردن: از عجایب کار پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم اینکه ایشان آنچه از قرآن بر مردم تلاوت میفرمود را ثبت در یک کتاب نمیکرد. ومسلم است که انسان فراموش کار بوده ونمیتواند یک کتاب کامل را چنان حفظ کند که گر دوباره بخواهد هر جای آن را تکرار کند تغيیری در آن ایجاد نشود، واگر هربار انشای جدید داشته باشد مطمئنا جمله بندیها فرق خواهد کرد.
  5. مخصوص پیامبر نیست: باید توجه کرد که این نوع از تحدی ناظر به درس نخواندن پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم نیست، بلکه در همۀ حالتها وبرای همۀ افراد مطرح است، ولذا خداوند میفرماید (اگر از سوی غیر خدا بود) زیرا هر انسانی دارای تغییر وتحول است، وعدم اختلاف دليل آشکاری است بر اینکه قرآن از سوی خداوند است نه ساختۀ ذهن انسان.

 

ثانياً. هماهنگی در قرآن:

  1. عدم اختلاف در قرآن: ما هیچگونه اختلافی چه در انشا، مضمون، دقت یا اندیشه میان اولین آیاتی که پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم در مكه تلاوت کرده با آخرین آیات تلاوت شده در مدينه نمی‏یابیم، در حالی که مؤلفين معمولا مطالب نوشته شده در یک جا را از یاد برده ودر جای دیگر خلاف آن را مینویسند، چنین اختلافی هرگز در قرآن نیست.
  2. هماهنگی میان احكام: قرآن احكام تشريعی هماهنگی را دارا است، این احكام شامل همۀ جوانب از عبادات ومعاملات، واز داد وستد، ازدواج وطلاق، حقوق همسر وحقوق فرزندان، وام وربا، ارث وديات، حدود وقصاص، ودیگر قانونهای مورد نیاز انسان در جامعه میباشد.

 

ثالثاً. اشکال معاصرين: مطمئنا بر بسیاری از قوانين اسلامی اشکال میگیرند، حتى آنچه در قرآن كريم آمده است، ومدعی میشوند که قابل اجرا در این زمانه نیستند، بلکه آنها را مخالف حقوق بشر یا عدالت اجتماعی یا مساوات بين زن ومرد ومساوات میان همۀ طبقات جامعه میدانند، بلکه گویند که چرا شامل بردگی بوده كه از نظر بشر امروز منفورترین قانونی است که بشريت اجرا کرده است.

هرچند ما یک جواب کلی داریم مبنی بر اینکه این حكم الهی است وباید اجرا شود وکسی حق اعتراض به دستورات خدا را ندارد، ولی این جواب نمیتواند ادعای إعجاز ونشانۀ خدا بودن را ثابت کند.

جواب: ما در اینجا چنین استدلال نمیکنیم که نشانه یا معجزه بودن آن بدین دلیل است که قوانين قرآن تضمین کنندۀ عدالت اجتماعی وآرزوهای بشریت برای مساوات ادعایی ورفاه وآزادی شخصی ودیگر خواسته های عمومی است، که به همین دلیل کشورهای اسلامی تمام قوانين شرع یا اكثر آن را رها، وخود را وابسته به قانونهای غربی کرده است.

بلکه استدلال ما بر مبنای قدرت وهماهنگی این قوانين وعدم اختلاف وتناقض بین آنها است، وهمچنین همسویی این قوانین با اصول مورد قبول دين است، هرچند تصویب آنها توسط یک مجموعه از نخبه‏های جامعه – همانگونه که در مجالس قانونگذاری انجام میشود – نبوده است، بلکه حتی از یک دانشمند متخصص در قانون نبوده، که یک مرد درس نخوانده آن را آورده است، چنین شخصی حتی نمیتواند مشاركت در قانونگذاری داشته باشد چه رسد که به تنهایی انجام دهد، مگر اینکه پیامبر وتایید یافته از طرف خداوند باشد.

 

رابعاً. اعجاز در احكام از سه جهت مطرح است:

  1. عدم اختلاف: همانگونه که گفتیم، این احكام در مناسبتها وشرایط گوناگونی نازل شده، ولی هیچ تناقض یا اختلافی میان آنها پدید نیامده است.
  2. بی نیازی به تغيير: این احکام قوی ومناسب برای انواع تغيیرهای ممکن در طول قرنهای طولانی وتا زمان فعلی میباشند. واگر تمام دانشمندان آن زمان وهر زمان دیگر جمع شده تا قانونی جامع وبی نیاز به تغيير بیاورند نمی‏توانستند چنین کاری بکنند، وما امروز می‏بینیم که نخبه‏های جوامع بشری در مجالس قانونگذاری گرد هم میایند وقوانينی را تصویب میکنند، ولی زمانی طولانی نمیگذرد مگر اینکه ضعف آن قوانین وموارد اشکال در آنها پیدا شده بطوری که دیگر قابل اجرا نمی‏باشند، وجامعه نیازمند تغيير میشود چه در قانونهای اساسی یا دیگر قوانین.
  3. پیامبر: این قوانین توسط شخصی درس نخوانده که نخوانده وننوشته مطرح شده است، وهمانگونه که گفتیم او شرایط بسیار دشوار وپرتلاطم در طول زندگی خود داشته است.

[1] النساء: 82

icon