الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتاعجاز قرآنجلسه 46

جلسه 46

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت
  1. قضاء وقدر الهی: خداوند میفرماید: ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ… ﴾[1] {او کسی است که شما را از گل آفرید، سپس مدتی مقرّر داشت (تا انسان تکامل یابد)، واجل حتمی نزد او است (وفقط او از آن آگاه است)}.

وهمچنین ميفرمايد: ﴿اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنثَىٰ وَمَا تَغِيضُ الْأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ﴾، {خدا از جنین‌هایی که هر (انسان یا حیوان) مادّه‌ای حمل می‌کند آگاه است، ونیز از آنچه رحمها کم می‌کنند (وپیش از موعد مقرّر می‌زایند)، وهم از آنچه افزون می‌کنند (وبعد از موقع میزایند)، وهر چیز نزد او مقدار معینی دارد}[2].

امام رضا عليه السلام قضا وقدر را اینگونه تعریف میکند: القدر هو الهندسة ووضع الحدود من البقاء والفناء، والقضاء هو الإبرام وإقامة العين، {قدر مهندسی کار است که محدودۀ بقا وفنای اشیاء را مشخص میکند، وقضا انجام کار بطور واقعی است}.

ابن نُباتة، میگوید: امیر المؤمنین علیه السلام از کنار دیوار کژی دور وکنار دیوار دیگری رفت، از ایشان پرسیدند: يا أمير المؤمنين، تَفرُّ مِن قضاء الله؟ {ای امیر مؤمنان، آیا از قضای خدا فرار میکنی؟}، فرمود: أفرُّ مِن قضاء الله إلى قَدَر الله عَزَّ وجَلَّ، {از قضای خدا به سوی قدر او فرار میکنم}.

 

  1. ايمان به خدا در وجدان انسان نقش بسته: خداوند میفرماید: ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ﴾[3] {پس روی خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن، این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده، دگرگونی در آفرینش الهی نیست، این است آیین استوار، ولی اکثر مردم نمی‌دانند}.

ميزان الحكمة – محمد ریشهری (ج 1، ص 781):

(1) از امام باقر عليه السلام دربارۀ آیۀ: (حنفاء لله…) سؤال شد حنيفية چیست؟ فرمود: هي الفطرة التي فطر الناس عليها، فطر الله الخلق على معرفته {این همان فطرتی است که خداوند مردم را بر شناخت خود خلق نموده است}[4].

(2) رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: كل مولود يولد على الفطرة، وإنما أبواه يهودانه وينصرانه، {هر نوزادی بر أساس فطرت (شناخت خدا) به دنیا میاید، ولی پدر ومادر از او یک یهودی یا مسیحی میسازند}[5].

(3) پیامبر صلى الله عليه وآله فرمود: … كل مولود يولد على الفطرة، فما يزال عليها حتى يعرب عنها لسانه، فأبواه يهودانه أو ينصرانه أو يمجسانه {هر نوزادی بر أساس فطرت (شناخت خدا) به دنیا میاید، وبر همان قطرت باقی میماند تا به زبان از آن یاد کند، ولی پدر ومادر از او یک یهودی، مسیحی یا مجوسی میسازند}[6].

 

خداوند همچنین میفرماید: (وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ)[7]، {و(به خاطر بیاور) زمانی را که پروردگارت از پشت وصلب فرزندان آدم، ذریۀ آنها را برگرفت، وآنها را گواه بر خویشتن ساخت، (وفرمود:) «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری، گواهی می‌دهیم» (چنین کرد مبادا) روز رستاخیز بگویید: «ما از این غافل بودیم، (واز پیمان فطری توحید بی‌خبر ماندیم)»}.

[1] الانعام: 2

[2] الرعد: 8

[3] الروم: 30

[4] البحار:3/279/12

[5] شرح نهج البلاغة، ابن أبي الحديد:4/114

[6] كنز العمال:11730

[7] الاعراف: 172

icon