الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتانفاقجلسه 14

جلسه 14

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

[14]

[ص 142] أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمود: السكر أربع سكرات: سكر الشراب، وسكر المال، و سكر النوم، و سكر الملك، {چهار نوع مستی وجود دارد، مستی از شراب، مستی از ثروت، مستی از خواب و مستی از سلطنت}. (الخصال ج 1 ص 170، معاني الاخبار: 365)

 

ثالثاً. آنچه انسان در قيامت به یاد می‌آورد، خداوند می‌فرماید: كَلا إِذَا دُكَّتِ الأَرْضُ دَكًّا دَكًّا (21) وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا (22) وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الإِنْسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى (23) يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي (24)، {چنان نیست که آنها می‌پندارند، در آن هنگام که زمین سخت در هم کوبیده شود و فرمان پروردگارت فرا رسد و فرشتگان صف در صف حاضر شوند و در آن روز جهنم را حاضر می‌کنند، (آری) در آن روز انسان متذکّر می‌شود، امّا این تذکّر چه سودی برای او دارد؟ می‌گوید: «ای کاش برای زندگی (واقعی‏ام) چیزی از پیش فرستاده‌بودم»}.

وحشت‌های روز قيامت: (دك الأرض) یعنی در هم کوبیدن آن به شدت در روز قيامت، پس مسئله آن‌گونه نیست که انسان می‌گوید، او در روز قيامت خواهدفهميد که:

  1. دنيا جایگاه امتحان است: زیرا زندگی دنيا و آنچه در آن از ثروت و فقر وجود دارد نمی‌تواند هدف اصلی خلقت باشد، بلكه امتحانی است از جانب خدای متعال برای اینکه:
  • فرد سعادتمند از فرد بدعاقبت جدا شود.
  • و اینکه انسان نیازهای زندگی آخرت خود را در دنیا آماده کند.
  1. اشتباه انسان: انسان اشتباه کرده و خیال می‌کند نعمت های دنيا كرامتی است که اساسا هدف خلقت می‌باشد، لذا خود را مشغول آنها کرده و برای زندگی آخرت چیزی ذخیره نکرده‌است.
  2. آرزو کردن در روز قيامت: انسان در آن روز آرزوها دارد، او می‌گوید: (يا ليتني قدمت لحياتي)، {ای کاش برای زندگی‌ام چیزی از پیش فرستاده‌بودم}، ولی این آرزو چیزی از عذاب را از انسان کم نخواهدکرد.
  3. یادآوری فایده‏ای ندارد: می‌فرماید (وأنى له الذكرى)، {این تذکّر چه سودی برای او دارد}، و این كنايه از بی‌استفاده بودن تذکر برای انسان است، زیرا تذكر در حالی می‌توانست فایده داشته‌باشد که بتواند جبران کند اعمال نادرست خود را، چه با توبه یا عمل صالح. آن روز روز جزا و نتیجه است، نه روز بازگشت و عمل.
  4. زندگی واقعی در آخرت است: می‌فرماید (انسان گوید: ای کاش برای زندگی‌ام چیزی از پیش فرستاده‌بودم)، پس زندگی واقعی همان زندگی آخرت است، در آیۀ دیگری نیز خداوند اشاره‏ای بدین معنی دارد، می‌فرماید: (وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ)،{این زندگی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازی نیست، و زندگی واقعی سرای آخرت است، اگر می‌دانستند}، العنكبوت: 64.

 

[ص 138] ابن بزيع گوید: از امام رضا (عليه السلام) شنیدم که می‌فرمود: لا يجتمع المال إلا بخصال خمس: ببخل شديد و أمل طويل و حرص غالب و قطيعة الرحم و إيثار الدنيا على الآخرة، {ثروت در یک جا جمع نشود مگر با این پنج صفت: بخل زیاد، آرزوی طولانی، حرص بیش از اندازه، قطع رحم، و دنیا را بر آخرت برتر دانستن}. (الخصال ج 1 ص 136، عيون الاخبار ج 1 ص 276)

 

[ص 137] امام صادق (عليه السلام) می‌فرماید: إن كان الحساب حقا فالجمع لماذا، {اگر حساب (در روز قیامت) حق است، پس دیگر چرا ثروت‌اندوزی شود}. (امالي الصدوق: 6)

 

موعظه

[ص 144] امير المؤمنين عليه السلام می‌فرماید: لم يذهب من مالك ما وعظك، {آن اندازه از اموالت که برای تو پندآور باشد، از دست رفته به شمار نیاید}. (نهج البلاغة حکمت شمارۀ 196)

 

مال و ارث:

[ص 138] مجاشعى با اسناد از امام صادق، از پدرانش (عليهم السلام) نقل می‌کند که پیامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود: أيكم مال وارثه أحب إليه من ماله؟، {چه کسی از میان شما علاقه‏اش به دارا بودن وارث خویش بیش از علاقه‏اش به دارا بودن خود اوست}، گفتند: ما فينا أحد يحب ذلك يا نبي الله، {ای پیامبر خدا، هیچ‌یک از ما چنین چیزی را دوست ندارد}، فرمود: بل كلكم يحب ذلك، {در واقع همۀ شما آن را دوست دارید}، سپس ادامه داد: يقول ابن آدم: مالي مالي، و هل لك من مالك إلا ما أكلت فأفنيت، أو لبست فأبليت، أو تصدقت فأمضيت، وما عدا ذلك فهو مال الوارث، {فرزند آدم می‌گوید: اموالم، اموالم، مگر اموال تو جز آن اندازه است که خوردی و نابود کردی، یا پوشیدی و پوساندی، یا صدقه دادی و گذراندی، هرچه غیر از اینها بوده اموال وارث است}. (أمالي الطوسى ج 2 ص 133)

 

[ص 144] اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: يا ابن آدم ما كسبت فوق قوتك فأنت فيه خازن لغيرك، {ای فرزند آدم، هرچه بیش از آذوقه‏ات به دست آوردی، در واقع تو برای دیگری جمع می‌کنی}. (نهج البلاغة حکمت شمارۀ 192)

 

[ص 144] اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: لكل امرئ في ماله شريكان: الوارث والحوادث، {هرکه در اموال خود دو شریک دارد: وارث‌ها و حادثه‏ها}. (نهج البلاغة حکمت شمارۀ 335)

 

عاقبت ثروت‌اندوزی:

[ص 139] أبوإسحاق، از حارث نقل می‌کند، از اميرالمؤمنين (عليه السلام) که رسول الله (صلى الله عليه و آله) فرمود: الدينار و الدرهم أهلكا من كان قبلكم، و هما مهلكاكم، {دینار و درهم، مردم قبل از شما را هلاک نموده و شما را نیز هلاک خواهدکرد}. (الخصال ج 1 ص 23)

 

[ص 139] جميل از امام صادق (عليه السلام) نقل می‌کند که فرمود: ما بلى الله العباد بشيء أشد عليهم من إخراج الدراهم، {خداوند بندگان را به چیزی سخت‏تر از بخشیدن اموال خود نیازموده است}. (الخصال ج 1 ص 8)

 

[ص 144] اميرالمؤمنين (عليه السلام) وقتی از کنار نجاستی که در یک آشغال دانی بود می‌گذشت فرمود: هذا ما بخل به الباخلون، {این همان چیزی است که بخیلان بدان بخل ورزیده‏اند}، وهمچنین نقل است که فرمود: هذا ما كنتم تتنافسون فيه بالأمس {این همان چیزی است که دیروز بر سر آن با یکدیگر مسابقه می‏گذاشتید}. (نهج البلاغة حکمت شمارۀ 195)

 

وارث دو نوع است: فرمانبر و سرکش

[ص 142] عثمان بن عيسى، از شخصی نقل می‌کند که امام صادق (عليه السلام) دربارۀ آیۀ (كذلك يريهم الله أعمالهم حسرات عليهم)، {خداوند این‌گونه اعمال آنها را به صورت حسرت‌زایی به آنان نشان می‌‌دهد} (البقرة: 167) فرمود: هو الرجل يدع المال لا ينفقه في طاعة الله بخلا، ثم يموت فيدعه لمن يعمل به في طاعة الله أو في معصيته، فان عمل به في طاعة الله رآه في ميزان غيره فزاده حسرة وقد كان المال له، أو عمل به في معصية الله [فهو] قواه بذلك المال حتى عمل به في معاصي الله، {انسان به سبب بخل، اموال خود را نگه داشته و در راه طاعت خدا انفاق نمی‌کند، سپس از دنیا رفته و اموال را برای کسی رها می‌کند که او از آن پول، یا در راه طاعت خدا و یا در راه معصیت او مصرف می‌کند، پس اگر در راه طاعت خدا مصرف کرد، آنگاه (صاحب اموال) آن را در میزان اعمال دیگری دیده و بر آن حسرت می‌خورد زیرا اساسا این اموال از آن او بوده است، و اما اگر در معصیت خدا خرج کرد، آنگاه (صاحب اموال مؤاخذه می‌شود) زیرا او کمک در مصرف اموال در معصیت خدا کرده‌است}. (تفسير العياشي ج 1 ص 72)

icon