الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتانفاقجلسه 2

جلسه 2

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

[2]

  1. گیرندۀ صدقه خداست: خداوند می‌فرماید (أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ)، {آیا نمی‌‌دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می‌پذیرد}، این آیه مردم را بر پرداخت زکات تشويق می‌کند، بر این اساس که آنها صدقه را به خود خدا می‌دهند، اما اینکه اموال را تحویل پیامبر یا مأمور ایشان می‌دهند بدین خاطر است که ایشان خود مامور خدا در دریافت آن می‌باشد، پس خدای متعال گیرندۀ واقعی صدقات است.

 

  1. چند مثال دربارۀ نیابت پیامبر از خدا: مشابه آیۀ فوق، خداوند می‌فرماید:

(1) إِنَّ الَّذِینَ یُبایِعُونَكَ إِنَّما یُبایِعُونَ اللهَ یَدُ اللهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ، {کسانی که با تو بیعت می‌کنند (در حقیقت) تنها با خدا بیعت می‌نمایند، و دست خدا بالای دست آنهاست}، (الفتح: 10).

علی بن إبراهیم رحمه الله علیه می‌گوید: در (بیعَة الرِّضْوَان) این آیه نازل شد: (لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبایِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَة)، که در آن بر مؤمنین شرط کرد که هرگز بر اعمال پیامبر (صلی الله علیه و آله) اشکال نگیرند، و دستورات ایشان را کاملا اطاعت کنند، و بعد از آیۀ رضوان، آیۀ ذیل نازل گردید: (إِنَّ الَّذِینَ یُبایِعُونَكَ إِنَّما یُبایِعُونَ اللهَ یَدُ اللهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّما یَنْکُثُ عَلی نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفی بِما عاهَدَ عَلَیْهُ اللهَ فَسَیُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً)، و در واقع رضایت خداوند از آنها بدین شرط بود که به عهد خدا و میثاق او وفادار باشند.

(بحارالأنوار، ج۲۰، ص۳۵۳/ تفسير القمی، ج۲، ص۳۱۵).

 

(2) (فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى)، {این شما نبودید که آنها را کشتید، بلکه خداوند آنها را کشت، و این تو نبودی – ای پیامبر که خاک و سنگ به صورت آنها – انداختی، بلکه خدا انداخت}، الانفال: 13.

الميزان: در تفسیر برهان آمده‌است به نقل از ابن شهر آشوب از ثعلبى از ضحاك از عكرمة از ابن عباس دربارۀ آیۀ: (و ما رميت إذ رميت) که پیامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) به على فرمود: (ناولنى كفا من حصى)، {یک مشت سنگ‌ریزه تحویل من بده)، علی (علیه السلام) سنگ‌ریزه به ایشان داد و پیامبر آن را به صورت قريش انداخت، کسی از آنها نماند مگر اینکه چشمش پر از خاک گردید.

این روایت را درّالمنثور از طبرانى و ابوالشيخ و ابن مردويه از ابن عباس نقل کرده‌است، همچنین عياشى آن را در تفسير خود به نقل از محمد بن كليب اسدى از پدرش از امام صادق (عليه السلام) روایت کرده است، و در خبر دیگری از على (عليه السلام) آمده‌است. و در درّالمنثور آمده‌است که ابن جرير از محمد بن قيس ومحمد بن كعب نقل می‌کند که گفته‌اند: وقتی جمعیت به هم نزدیک شدند رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) یک مشت از خاک برداشت و به روی آنها ریخت و فرمود: (شاهت الوجوه)، {در هم ریخته باد این صورت‌ها}، و این خاک به چشم تمام آنها رفت، سپس اصحاب رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) به قتل آنها پرداختند، لذا شکست آنها به سبب خاکی بود که پیامبر ریخت، و این آیه نازل شد: (وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) الأنفال:17.

 

(3) (من يطع الرسول فقد أطاع الله)، {کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده‌است}، النساء: 80.

 

  1. مقایسۀ صدقه با توبه:
  2. در این آیه صدقه را با توبه مقایسه کرده می‌فرماید: (يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ)، {خداوند توبه را از بندگانش می‌‌پذیرد، و صدقات را می‌گیرد}، زیرا توبه پاک‌سازی می‌کند و صدقه نیز چنین می‌کند، پس صدقه دادن در واقع توبۀ مالی است، همان‌گونه كه توبه نیز صدقه در اعمال و رفتار است.
  3. و در ادامۀ آیه می فرماید: (وَأَنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ)، {و خداوند توبه‌ پذیر و مهربان است}، یعنی بندگانش را به دو اسم خود توبه‌پذیر و مهربان یادآوری کرده، و توبه و پرداخت صدقه را با هم مطرح می‌نماید.

لذا از این آیه مشخص می‌شود که پرداخت صدقه و زكات از انواع توبه است.

 

[ص385] در تفسير برهان به نقل از صدوق که با سند از سليمان بن مهران از امام صادق (عليه السلام) دربارۀ آیۀ (وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ) روایت می‌کند که فرمود: (يقبلها من اهلها ويثيب عليها)، {صدقات را از دهندگان می‌پذیرد و بر آن ثواب می‌دهد}.

 

[ص385] در تفسير عياشی از مالك بن عطية از امام صادق (عليه السلام) نقل کرده که فرمود: على بن الحسين (عليه السلام) می‌فرماید: (ضمنت على ربي ان الصدقة لا تقع في يد العبد حتى تقع في يد الرب، و هو قوله: هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ)، {من از خداوند ضمانت می‌کنم که تا صدقه به دست بنده رسید، به دست پروردگار نیز برسد، و این معنای آیۀ ذیل است: خداوند توبه را از بندگانش می‌پذیرد، و صدقات را می‌گیرد}.

 

[ص386]

(سخنی دربارۀ زكات و دیگر صدقات)

نیاز جامعه به اموال:

  1. بديهی بودن نیاز: بحث‌های اجتماعی و اقتصادی و دیگر بحث‌های مربوط به آن که امروز در جهان مطرح است، نیاز جامعه به اموال را امری بدیهی ساخته و هیچ‌کس در آن شک و شبهه‏ای ندارد، و این اموال مخصوص جامعه بوده و در جهت رفع نیازهای عمومی هزینه می‌گردد.
  2. غفلت گذشتگان از آن: در زمان‌های قدیم بسیاری از مسائل اجتماعی و اقتصادی – از جمله این مسئله – مورد توجه عموم مردم نبوده، و تنها یک احساس اجمالی از آن داشته‌اند، ولی امروز از بدیهیاتی است که عوام و خواص مردم آن را درک می‌کنند.
  3. نقش اسلام در آن: اسلام مسائل روانی جامعه را مطرح و موقعیت آن را مشخص نموده، و احكام مالی مربوط به جامعه را بیان کرده و قانون ها و سازماندهی‌های لازم را در کنار آن مشخص نموده‌است، ولذا در این باره اسلام گوی سبقت را ربوده‌است.

 

مطالبی که قرآن كريم در این باره بیان کرده‌است:

  1. جامعه یک موجود زنده است: جامعه از افراد تشکیل شده که در آن یک ساختار جديدی ایجاد کرده و بدان شخصیتی جداگانه و در عین حال زنده داده‌است، و این همانی است که آن را جامعه می‌نامیم.
  2. تشابه جامعه با فرد: جامعه مانند یک انسان دارای وجود، عمر، زندگی، مرگ، احساس، اراده، ناتوانی، قدرت، وظیفه‌شناسی، نیکوکاری، بزهکاری، خوشبختی، بیچارگی و امثال آن است.
  3. چند مثال از قرآن: آيات قرآنی فراوانی در این زمینه نازل شده‌است، از جمله:
  • وَمَا أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلا وَلَهَا كِتَابٌ مَعْلُومٌ * مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ، {ما اهل هیچ شهر و دیاری را هلاک نکردیم مگر اینکه اجل معیّن (و زمان تغییر ناپذیری) داشتند * هیچ گروهی از اجل خود پیشی نمی‌گیرد، و از آن عقب نخواهدافتاد}، (الحجر:4و5).
  • وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعًا وَلا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللهُ لَكُمْ ءَايَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ، {و همگی به ریسمان خدا [قرآن و اسلام، و هرگونه وسیلۀ وحدت‌] چنگ زنید، و پراکنده نشوید، و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود به یاد آورید، که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید، وشما بر لبِ حفره‌ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد، این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌سازد، شاید پذیرای هدایت شوید}(آل عمران:103).
  • وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ، {ما می‌خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم}(القصص:5).
icon