جلسه 9
[9]
رابعاً. پول دوستی وگنج اموال:
گنجینهسازی اموال
سورۀ توبة، آيۀ34: وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ، {و کسانی که طلا و نقره را گنجینه (ذخیره و پنهان) می سازند، و در راه خدا انفاق نمیکنند، به مجازات دردناکی بشارت ده}.
الميزان ج9:
معناى گنج: گنجینهسازی یعنی اموال را روی هم انباشته و ذخیره کردن، که در گذشته اموال را زیر زمین دفن میکردند تا دزدیده نشود.
ضرر گنج داری: از اینکه مفهوم گنج ذخیرهسازی اموال است، لذا این کار مانع از به جریان افتادن اموال در میان مردم گردیده و نمیگذارد از آن در پیشرفت و انجام معاملات استفاده شود، تا جامعه از آن بهره گیرد.
شرط تحريم گنج: آيۀ فوق گنجداران را به عذابی دردناک تهدید میکند، ولی این تهدید مشروط است به جملۀ: (وَلا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللهِ)، بنابراین گنجی مورد غضب خداوند میباشد که مانع از انفاق في سبيل الله بوده، آن هم در وقتی که چنین اتفاقی مطرح باشد.
[الميزان ج9 ص260] درّالمنثور نقل میکند که طبرانی در الاوسط و أبو بكر شافعی در غيلانيات از علی روایت کردهاند که رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: إن الله فرض على اغنياء المسلمين في اموالهم القدر الذي يسع فقراءهم، ولن يجهد الفقراء إذا جاعوا أو عروا إلا بما يمنع اغنياؤهم. ألا وإن الله يحاسبهم حسابا شديدا أو يعذبهم عذابا أليما، {خداوند بر مسلمانان ثروتمند واجب کردهاست به اندازهای انفاق کنند که فقرا را کافی باشد، و اینکه چیزی سبب گرسنگی و برهنگی فقرا نمیگردد جز انفاق نکردن ثروتمندان، ولذا خدا آنها را شدیدا مورد محاسبه قرار داده یا به عذابی دردناک مبتلا میسازد}.
[الميزان ج9 ص260] روایتی است که حاكم آن را صحیح دانسته ولی ذهبى تضعیفش مینماید، ابوسعيد خدرى از بلال نقل کرده که رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: يا بلال الق الله فقيرا ولا تلقه غنيا، {ای بلال، در حالی به ملاقات خدا برو که فقیر باشی نه ثروتمند}. عرض کردم: چگونه میتوانم اینگونه باشم؟ فرمود: إذا رزقت فلا تخبأ، وإذا سئلت فلا تمنع، {اگر رزقی به تو رسید آن را مخفی نکن و اگر کسی از تو کمکی خواست وی را رد نکن} عرض کردم: چگونه میتوانم این گونه باشم؟ فرمود: همین که گفتم، و إلا در آتش خواهی افتاد.
[الميزان ج9 ص258] تاريخ طبرى از شعيب از سيف از محمد بن عوف از عكرمة از ابن عباس نقل میکند که ابوذر بر عثمان وارد شد در حالی که كعب احبار نزد او بود، ابوذر به عثمان گفت: لا ترضوا من الناس بكف الاذى حتى يبذلوا المعروف، وقد ينبغي لمؤدي الزكاة أن لا يقتصر عليها حتى يحسن إلى الجيران والاخوان ويصل القرابات، {از مردم به این اندازه نپذیرید که فقط دیگران را آزار ندهند بلکه باید بخشش نمایند، و سزاوار است که دهندۀ زکات بدان اکتفا نکرده و به همسایگان و برادران دینی کمک نموده و صلۀ رحم به جا آورد}. كعب گفت: من أدى الفريضة فقد قضى ما عليه، {هرکه واجب را ادا نمود، دیگر چیزی بدهکار نیست}، أبوذر عصای خود را بالا برد و کعب را زد و خون آلود نمود، عثمان واسطه شد که به خاطر او کعب را رها کند و ابوذر پذیرفت، آنگاه عثمان گفت: يا أباذر اتق الله واكفف يدك و لسانك، {ای ابوذر از خدا بترس، و دست و دهانت را نگهدار}، گویند که ابوذر به کعب گفتهبود: يا ابن اليهودية ما انت وما ههنا، {ای پسر زن یهودی، تو اینجا چه میکنی}؟
فواید انفاق و گنج ننمودن:
- حفظ كيان دين: برای برپا نگه داشتن دين خدا نیاز به انفاق مال میباشد، تا شالودۀ دین فرو نریزد، مانند انفاق در راه جهاد فی سبیلالله، و در دیگر مصالح دينی که نگهداری آنها ضروری است.
- حفظ شؤون مسلمين: حفظ شئون جامعۀ اسلامی ضروری است، و به واسطۀ حقوق مالی واجب انجامپذیر بوده و با آن اموال میتوان جامعۀ دينی را محفوظ نگه داشت.
وقتی که قائم آل محمد (علیهم السلام) قیام کند:
[ص 143] معاذ بن كثير صاحب اكسية گوید: از امام صادق (عليه السلام) شنیدم که فرمود: موسع على شيعتنا أن ينفقوا مما في أيديهم بالمعروف، فإذا قام قائمنا حرم على كل ذي كنز كنزه، حتى يأتيه فيستعين به على عدوه، و ذلك قول الله: الذين يكنزون الذهب والفضة ولا ينفقونها في سبيل الله فبشرهم بعذاب أليم، {شیعیان ما آزادند در این که چه اندازهای از اموال خود را در کار خیر انفاق نمایند، پس اگر قائم ما قیام نمود گنجداری را بر هر دارندۀ گنجی حرام سازد، تا اینکه مال خود را نزد حضرت آورد جهت استفاده از آن علیه دشمنان، و از این رو است که خدا میفرماید: کسانی که طلا و نقره را گنجینه میسازند، و در راه خدا انفاق نمیکنند، به مجازات دردناکی بشارت ده}. (تفسير العياشي ج 2 ص 87)
[ص 143] حسين بن علوان، از شخصی روایت میکند که امام صادق (عليه السلام) فرمود: إن المؤمن إذا كان عنده من ذلك شيء ينفقه على عياله ما شاء، ثم إذا قام القائم فيحمل إليه ما عنده، و ما بقي من ذلك يستعين به على أمره، فقد ادى ما يجب عليه، {اگر مؤمن هر آنچه از این اموال داشته و خرج خانوادۀ خود کند تا اینکه امام زمان قیام نماید، سپس اموال خود را نزد ایشان برده و هر چه باقی ماند برای رفع نیازهای خود استفاده کند، آنگاه وظیفۀ خود را ادا کردهاست}. (تفسير العياشي ج 2 ص 87)
