الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتزیارت جامعهجلسه بیستم

جلسه بیستم

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

[20]

  1. إمامت:

وَاَشْهَدُ اَنَّكُمُ الاَئِمَّةُ الرّاشِدُونَ الْـمَهْدِيُّونَ: (وگواهی می‌دهم که شمایید پیشوایان راهنما، وراه‌یافته)، که به دین حق وروشن راهنمایی میکنید.

اهل سنت از پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم روایت کردند که فرمود: (عليكم بسنتي وسنة الخلفاء الراشدين من بعدي)، {بر شما باد به سنت من وسنت خلفای راشدین پس از من}، اگر این روایت درست باشد، منظور از خلفای راشدین خود ائمه اند.

الراشدون: واما اینکه خلفای راشدین آن چهار نفر باشند که معروف به این اسم شده‏اند، هیچ دلیلی بر این نامگذاری نیست، وچه بسا پیروان آنها این اسم را بر آنها گذاشته اند تا روایت را بر آنها تطبیق کنند. خداوند میفرماید: (أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاءٍ سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ)[1]، {آیا با من در مورد نامهایی مجادله می‌کنید که شما وپدرانتان گذارده‌اید، در حالی که خداوند هیچ دلیلی درباره آن نازل نکرده است}.

همچنین دو روایت ذیل هدایت را مخصوص اهل بیت میداند، وچندان کسی صدورشان از پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم را انکار نمیکند:

روایت اول: (اني مخلف فيكم الثقلين كتاب الله وعترتي أهل بيتي)، {من دو وزنۀ سنگین را میان شما میگذارم ومیروم، کتاب خدا وعترتم یعنی اهل بیتم}.

روایت دوم: (مثل اهل بيتي كسفينة نوح من ركبها نجى ومن تخلف عنها هوى)، {اهل بیت من مانند کشتی نوح اند، که هرکه وارد آن شد (یعنی پیروی آنها گردید) نجات یافته، وهرکه سوار کشتی نشد (یعنی از پیروی آنها سرباز زد، در جهنم) سقوط کرد}.

 

الْمَعْصُومُونَ: یعنی معصوم از گناه، ودور از پلیدیها ونقصها، آنهم بر اساس دلایل عقلی وبراهين نقلی یاد شده در كتابهای كلامی علمای ما، از جمله:

  1. اگر پیامبر یا امام معصوم نباشند، قابل اعتماد نبوده نه در گفتار یا در وعده ووعيد، ونباید اطاعت از او کرد، ولذا تعیین او بی‏هوده است.
  2. اگر معصوم نباشد مورد انكار وعتاب خدا خواهد بود، مثلا این آیه را ببینید: “أتأمرون الناس بالبر وتنسون انفسكم”[2]، {آیا مردم را به نیکی دعوت می‌کنید، اما خودتان را فراموش می‌نمایید}، وهمچنین این آیه: ” يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لم تقولون ما لا تفعلون”[3]، {ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چرا سخنی می‌گویید که عمل نمی‌کنید}، پس امام باید خودش به هرچه دستور میدهد عمل کرده واز هرچه نهی میکند پرهیز نماید.
  3. واگر او اشتباه کند، نیاز دارد که کسی او را متوجه اشتباهش نماید، حال اگر آنکه او را متوجه اشتباهش میکند معصوم باشد که به نتیجه رسیده‏ایم، واگر نباشد باز نیاز به رهنما دارد واین موجب تسلسل است.
  4. واز حکیم قبیح است که مردم را وادار کند از کسی پیروی کنند که ممکن است اشتباه کند.
  5. وباید او راستگو باشد، زیرا اگر دروغ گوید در حالی که خدا دستور اطاعت از او را به ما داده، این بدین معنی است که ما ماموریم به دروغهای او نیز عمل کنیم، واین امکان ندارد.
  6. واگر گناه کند حد بر او جاری میشود، ولازم میاید که عموم مردم عمل نادرست او را نپذیرند، ولذا از دلها میافتد. وباز هم دلایل دیگری وجود دارد.

عصمت: عبارت است از نیروی عقلی که مغلوب هوای نفس نگردد، هرچند که باید قادر بر تمام گناهان باشد، ومعنای عصمت این نیست که خداوند او را مجبور کند که ترک معصیت کند، بلکه لطفی در حق او میفرماید که با آن لطف معصيت را با اختيار خود ترك مینماید هرچند توانایی آن را دارد، مانند نیروی عقل، كمال باهوشی وذکاوت، وفطنت وصفای نفس، وكمال توجه به طاعت پروردگار، والا اگر توانایی گناه را نداشت مكلف نبود، پس تکلیفی نبود که معصیت پیش بیاید، در حالی که پیامبر اولین مکلف است، در این آیه به پیامبر دستور میدهد که بگوید: “فانا أول العابدين”[4]، {من نخستین پرستنده‏ام}، ودر آیۀ دیگری به پیامبر دستور عبادت میدهد: “واعبد ربك حتى يأتيك اليقين[5]، {وپروردگارت را عبادت کن تا یقین به سراغ تو آید}، واگر قدرت بر گناه نداشت مقامش پائینتر از مؤمنين نیکوکاری بود که میتوانند گناه کنند ولی آن را ترک میکنند.

عصمت ائمه: خداوند میفرماید: (وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ)[6]، {(به خاطر آورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود. واو به خوبی از عهدۀ این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام وپیشوای مردم قرار دادم» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمی‌رسد (وتنها آن دسته از فرزندان تو که پاک ومعصوم باشند، شایسته این مقامند)»}.

وهیچ کس شک ندارد که خلفای سه‏گانه قبل از اسلام بت‏پرست بودند، واین بزرگترین ظلم به خویشتن است، واما امیر المؤمنین به شهادت همه هرگز برای بتی سجده نکرد ولذا اهل سنت جدای از جملۀ (رضی الله عنه) که به ایشان ودیگر صحابه میگویند، ایشان را با (کرم الله وجهه) اختصاص میدهند، وهمچنین حضرت امام مینامند، یعنی میگویند (امام علی) ولی هیچ صحابی دیگری را امام نگویند اصلا.

 

 

[1]. سورة الأعراف: آية 71.

[2]. سورة البقرة: آية 44.

[3]. سورة الصف: آية 2.

[4]. سورة الزخرف: آية 81.

[5]. سورة الحجر: آية 99.

[6]. سورة البقرة: آية 124.

icon