الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلسه دهم

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

[10]

رابعاً. اشکال جبر:

  1. اشکال: به نظر میرسد که ارادۀ تکوینی در پاک ساختن افراد حالت زور واجبار داشته ودر نتیجه فرد اختیار خود را از دست بدهد، ولذا فضيلتی برای این عصمت باقی نمیماند.
  2. جواب اشکال: هیچ چیزی جز با ارادۀ خدا اتفاق نمی‏افتد، مگر آنکه همان شود که او خواهد، پس اگر بخواهد که فعلی (کاری) از فاعل (کنندۀ آن) با اختيار او انجام شود، همانگونه شده وبا اختیارش انجام میگردد. واگر خدا بخواهد که فرد بی اختیار آن کار را انجام دهد چنین شود، وخدای متعال خواسته است که علم وتقوى وترس از خدا را در آنها قرار داده تا پلیدی از معصومين دور شود، واین عوامل سبب میگردد که با اختيار فعل یا ترك از فرد صادر شود، وهمین گونه خواهد شد که خدا خواسته است.

 

خامساً. تعميم عصمت در این آيه بر أئمۀ اطهار عليهم السلام: این تعمیم با بعضی از روايات موجود نزد ما انجام میشود، مثلا در پایان حديث أم سلمه این سخن از پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم آمده است: (أنت على خير، إنما أنزلت فيّ وفي أخي وفي ابنتي وفي ابنيّ وفي تسعة من ولد ابني الحسين خاصّـة ليس معنا أحد غيرنا…)، {تو – ام سلمه – بر خیر هستی، ولی آیه به طور ویژه دربارۀ من، برادرم، دخترم، ودو پسرم، ونُه نفر از فرزندان حسین نازل گردیده، ودر این باره هیچ کس همراه ما نیست}، رجوع کنید به تفسير صافي. البته عصمت وتعميم آن دلایل دیگری از كتاب وسنت دارد که در جای خود بدست آید.

 

فصل هشتم. از همسران پیامبر چه چیزی خواسته شده

آنچه از همسران پیامبر خواسته شده: مطلب أول ویژۀ همسران پیامبر است، ولذا به شکل خطاب به آنها آمده است، ولی برای دیگران نیز الزام آور است، اما باقي مطالب برای عموم مردم از زن ومرد است، لذا بطور عمومی وارد شده است، ولی باز هم همسران پیامبر را به طور خاص در نظر دارد، آنهم به دلیل جایگاه بلند خاندان نبوت است که آنها بدان وابسته اند.

  1. ذكر حكمت وآيات خداوند: (وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ ءَايَاتِ اللهِ وَالْحِكْمَةِ…)، {آنچه را در خانه‌های شما از آیات خداوند وحکمت ودانش خوانده می‌شود یاد کنید}، یعنی اینکه سزاوار نیست آن را از یاد ببرند، زیرا آيات در خانه‏های آنان خوانده میشود، پس آنها مانند سایر مردم نیستند که آيات خدا را در یک مناسبت شنیده یا اینکه پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم بدانها خبر دهد، ویا در یکی از خطبه‏های داخل مسجد شنیده باشند، ویا امثال آن، بلکه ابتدای نازل شدن آیات در خانۀ آنها میباشد، پس آنها سزاوارتر از دیگران اند برای از یاد نبردن آن.

(…إِنَّ اللهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا ﴿34﴾)، {خداوند لطیف وخبیر است}، پس هر یک از همسران پیامبر که آیات خدا وحکمت نازل شده را از یاد نبرد، مورد لطف الهی قرار گرفته تا زمینه‏ای مناسب باشد برای هدايت، اما اگر یکی از آنها آیات وحکمت را از یاد برد، او باید بداند که خداوند به وضع وکار او آگاه است.

 

  1. اسلام وايمان: (إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ…)، {به یقین، مردان مسلمان وزنان مسلمان، مردان با ایمان وزنان با ایمان}، منظور از اسلام در اینجا معنى عمومی آن که با گفتن شهادتين انجام میگیرد نیست، زیرا شامل منافقين نیز میگردد، بلکه منظور تسليم امر خدا بودن است، واین اسلامی است که ثواب در آن میباشد، اما ايمان یعنی اعتقاد قلبی.

 

  1. سایر صفتها: (…وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا ﴿35﴾)، {مردان مطیع فرمان خدا وزنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو وزنان راستگو، مردان صابر وشکیبا وزنان صابر وشکیبا، مردان با خشوع وزنان با خشوع، مردان انفاق کننده وزنان انفاق کننده، مردان روزه‌دار وزنان روزه‌دار، مردان پاکدامن وزنان پاکدامن ومردانی که بسیار به یاد خدا هستند وزنانی که بسیار یاد خدا می‌کنند، خداوند برای همۀ آنان مغفرت وپاداش عظیمی فراهم ساخته است}، قانت کسی است که خاضعانه اطاعت میکند. وصادق آن است که در اعتقاد، قول وعمل راستگو باشد. وصابر آن است که بر طاعت خدا وترك معصيت صبر کرده ومصیبتها وسختیها را در این راه تحمل نماید. وخشوع تذلل است، وبیشتر در جایی گفته میشود که بر اعضای بدن پیدا شود، بعکس خضوع که معمولا مربوط به قلب است.

وذكر میتواند قلبي یا زبانی باشد، وذكر قلبي فراوان آن است که مؤمن پروردگار خود را در موقعیتهای لازم از یاد نبرد، مانند موقعیتی که انسان را به سوی گناه میکشد، یا نیاز به طاعت، صبر، وپایداری است، واما دربارۀ ذکر زبانی در حديث آمده است که تسبيح حضرت زهرا سلام الله عليها پس از هر نماز یک ذكر فراوان است.

 

فصل نهم. شکستن دو سنت جاهلی

سنت جاهلی اول: شکستن این سنت که یک بانوی دارای موقعیت والا با بردۀ آزاد شده ازدواج نکند:

  1. خواستگاری زيد ورد کردن زينب: روايت معروفی است که پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم زينب بنت جحش را برای زيد بن حارثة رضي الله عنهما خواستگاری فرمود، ولی زینب وبرادرش عبدالله هر دو آن رد کردند زیرا زینب از نظر حسب ونسب دارای موقعیت بالایی بود.
  2. وجوب طاعت خدا ورسول: آنگاه این آيه نازل شد (وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالا مُبِينًا ﴿36﴾)، {هیچ مرد وزن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا وپیامبرش امری را لازم بدانند، اختیاری (در برابر فرمان خدا) داشته باشد، وهر کس نافرمانی خدا ورسولش را کند، به گمراهی آشکاری گرفتار شده است}، لذا زينب وبرادرش هر دو راضی شدند.
  3. با ازدواج آنها، آن سنت جاهلی شکست: پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم زینب را به ازدواج زيد دراورد، ومهرش را خود پرداخت. وبدینوسیله پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم یک مانع اجتماعی عظيمی را در ازدواج مؤمنين ومؤمنات شکست، تا دیگر شرافتهای قبیله‏ای را به رخ یکدیگر نکشند، ببینید چگونه زينب دختر عمۀ پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم که از شریفترین خانوده‏های عرب است، با یک بردۀ آزاد شده ازدواج میکند.

 

icon