الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلسه اول


[1]

نگاهی به سه سوره از جزء سی‌ام

مربوط به پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم

 

چهار سوره مخصوص پیامبر است:

  1. 1. اضافه بر سورۀ احزاب، سه سورۀ کوچک ضحی، انشراح، وکوثر نیز مربوط به شخص پیامبر است.
  2. 2. سورۀ احزاب دربارۀ رنجهای پیامبر برای برقراری دین واحکام آن است، ولی سه سورۀ کوچک یاد شده مربوط به زندگی شخصی پیامبر میباشند.
  3. 3. هر یک از این سه سوره، از سه رکن اساسی تشکیل شده است: دلگرمی وتقویت قلب پیامبر، یاداوری نعمتهای الهی، ودستور شکرگذاری نعمتها، ولی ترتیب نقل این سه رکن در هر سوره با دیگری فرق دارد.

 

مردم چه بهره‌ای از این سوره‌ها میبرند:

  1. 1. امت پیامبر باید قدر والای ایشان را بدانند، که چه زحمتها کشیده وچه ارزشها نزد خدا دارد، تا باور کنند که باید فرمانبر کامل از دستورات ایشان باشند.
  2. 2. بر اساس (ولکم فی رسول الله أسوة حسنة)، الگوی تمام عیار امت اسلام شخص پیامبر است، ولذا تمام موارد ذکر شده راهنمای زندگی برای همگان است.

 

ویژگی دو جفت از سوره‌های کوچک:

  1. 1. در نماز بعد از حمد، باید یک سورۀ کامل خوانده شود، وکراهت دارد که بیش از یک سوره خواند، ولی خواندن دو سورۀ ضحی وانشراح (الم نشرح…) با یکدیگر، وهمچنین دو سورۀ فیل وقریش (لایلاف قریش…) این کراهت را ندارد، بلکه احتیاط واجب این است که به یکی از آنها اکتفا نکرده وهر دو را با هم بخواند، وحتی (بسم الله) از سورۀ دوم را نیز باید خواند.
  2. 2. البته هر یک از این دو جفت سوره به دنبال هم آمده اند، وسورۀ دیگری میان آنها فاصله نیانداخته است، وهر جفت یک مطلب مشترک دارند، که سوره‌های ضحی وانشراح مربوط به شخص پیامبر اند، ودو سورۀ فیل وقریش مربوط به شهر مکه واهالی آن اند.
  3. 3. بسیاری از مفسرین احتمال داده اند که هر جفت از اینها در واقع یک سوره است، ولی اتفاق مسلمین بر این است که هر جفت از اینها دو سوره اند همانگونه که در مصحف شریف آمده است، وعلاوه بر آن هر یک از آنها یک مطلب متکامل وجدای از دیگری دارد.

 

 

سورۀ ضحى

اركان سه‌گانۀ سورۀ ضحى:

رکن اول. تقویت قلب پیامبر: زیرا پیامبر مدتی در یک تنگنا قرار گرفت، وروايات میگویند که آن تنگنا تأخير وحي برای مدتی کوتاه بوده، که سبب شد مردم گمانهای نادرست کنند:

  1. 1. پروردگارش او را وانگذاشت وبر او خشم نکرد، خداوند در اولین سه آیه به روشنایی روز وتاریکی شب قسم یاد میکند، مبنی بر اینکه نه پیامبر صلى الله عليه واله وسلم را رها کرده، ونه بر او خشم نموده است: (وَالضُّحَى ﴿1﴾ وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى ﴿2﴾ مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى ﴿3﴾)، {قسم به روز در آن هنگام که آفتاب برآید (وهمه جا را فراگیرد)، وسوگند به شب در آن هنگام که آرام گیرد، که خداوند هرگز تو را وانگذاشته ومورد خشم قرار نداده است}.
  2. 2. آخرت برای پیامبر بهتر از دنیا است، پس ناراحت نشو اگر قدری بر تو تنگ گرفت: (وَلَلآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الأُولَى ﴿4﴾)، {ومسلّماً آخرت برای تو از دنیا بهتر است}.
  3. 3. وآنقدر به پیامبر عطا خواهد کرد تا راضی شود، چنان مقامهای عالی به او میبخشد که کاملا راضی گردد، واین شامل آنچه پیامبر صلى الله عليه واله وسلم از خدای خویش توقع دارد میباشد، ودر روايات آمده است که شفاعت گنهکاران امت یکی از مسائلی است که پیامبر اهمیت فراوانی بدان میدهد: (وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى ﴿5﴾)، {وبزودی پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی}.

 

رکن دوم. عنايت خاص الهی به پیامبر: سه شاهد بر عنايت خاص خداوند به رسول الله صلى الله عليه واله وسلم حتى قبل از بعثت مطرح میکند، که آنها از بهترین نعمتهای خدا بر او میباشند:

  1. 1. پناه دادن به پیامبر آنگاه که یتیم بود: (أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَئَاوَى ﴿6﴾) {مگر نه او تو را یتیم یافت وپناه داد}، پیامبر صلى الله عليه واله وسلم يتيم بود، پدرش عبدالله قبل از تولد ایشان از دنیا رفت، ومادرش آمنة وقتی وفات کرد که پیامبر دو ساله یا شش ساله بود، ولی خدای متعال او را عزيز ومكرم نزد جدش عبدالمطلب وپس از او عمویش ابوطالب عليهما السلام نگه داشت.
  2. 2. هدايت بعد از گمراهی: (وَوَجَدَكَ ضَالا فَهَدَى ﴿7﴾)، {وتو را گمشده یافت وهدایت کرد}، منظور از گمراهی این است که پیامبر نیز مانند تمام انسانها به خودی خود هدایت نمیشود، بلکه نیاز به هدايت خداوند دارد، ولی هدايت خدا برای انبیا وائمه با عنايتی ویژه میباشد بطوری که آنها از زمان کودکی خود هرگز به طرف گناه نرفته وحتی اشتباه نمیکنند.
  3. 3. بی نیاز کردن او پس از فقر: (وَوَجَدَكَ عَائِلا فَأَغْنَى ﴿8﴾)، {وتو را فقیر یافت وبی‌نیاز نمود}، عائل یعنی فقیر، وفقر حالت اوليۀ هر انسان است مانند گمراهی، نادانی وسایر نقصها، ولی انسان میتواند با استفاده از نعمت پروردگار به تکامل برسد، ودر این باره فرقی میان آنکه در ابتدای کار فقير یا ثروتمند بوده نیست.

 

رکن سوم. توجيه او به سوی شكر نعمتهای الهی:

  1. عنايت به يتيم: (فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلاتَقْهَرْ ﴿9﴾)، {حال که چنین است، یتیم را تحقیر مکن}، همانگونه که خدای متعال تو را پناه داد وقتی که يتيم بودی، پس تو نیز هرگاه با یک يتيم روبرو شدی او را نه با عمل تحقیر کن ونه با زخم زبان، یعنی باید در برخورد با یتیم به جنبه‌های روانی توجه، وبه کمک مالی اكتفا نشود، وبنا بر این آیۀ فوق در جواب آیۀ (ألم يجدك يتيما فآوى) میباشد.
  2. از خود نراندن سؤال کننده: (وَأَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ ﴿10﴾)، {وسؤال‌کننده را از خود مران}، یعنی با تشر زدن او را زجر نده، واین در جواب آیۀ (ووجدك عائلا فأغنى) میباشد، زیرا سؤال به معنای خواهش بوده ونشاندهندۀ فقر ونیاز است، البته شاید سؤال‌کننده فقير نبوده بلکه جاهل وساده لوح باشد، پس باید بر ناداني او صبر کرد، وبنا بر این آیۀ فوق در جواب آیۀ (ووجدك ضالا فهدى) نیز میباشد.
  3. إظهار نعمتهای خداوند: (وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ﴿11﴾)، {ونعمتهای پروردگارت را بازگو کن}، امام صادق عليه السلام میفرماید (اذا انعم الله على عبد بنعمة فظهرت عليه، سمي حبيب الله محدثا بنعمة الله، واذا انعم الله على عبد بنعمة فلم تظهر عليه، سمي بغيض الله مكذبا بنعمة الله)، {اگر خداوند نعمتی را به بنده‌ای داد وآن نعمت بر او پیدا بود، آن شخص دوستدار خدا نامیده شده زیرا نعمت خدا را آشکار میسازد، واگر خداوند نعمتی را به بنده‌ای داد وآن نعمت بر او پیدا نشد، او مورد خشم خدا بوده زیرا نعمت خدا را تکذیب میکند}، از اینرو این آیه در جواب هر سه آیۀ مربوط به نعمتهای خداوند است.

 

icon