الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتاعجاز قرآنجلسه 2

جلسه 2

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

[2]

سه- سحرۀ فرعون: چشم‌بندی بسیار بزرگی انجام دادند که قرآن درباره‌شان می‌فرماید: ﴿قَالَ أَلْقُوا فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءُوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ﴾ (الأعراف:116). {گفت: «شما بیافکنید» و هنگامی که (وسایل سحر خود را) افکندند، مردم را چشم‌بندی کرده و ترساندند، و سحر عظیمی را پدید آوردند}.

چهار- مرتاضان هندی: این مرتاضان با سخت گرفتن بر خود و تحمل فشارهای طاقت‌فرسا و بسیار طولانی که معمولا سال ها به درازا می‌کشد، به توانایی های خاصی دست می‌یابند، ولی هرگز کسی تاکنون نقل نکرده که یک مرتاض هندی ادعای نبوت یا هر نوع کرامت مربوط به خداوند کرده‌باشد.

 

ثانياً. دو نوع اعجاز از پيامبران سراغ داريم:

  1. معجزاتی که برای اثبات نبوت بوده‌است: مانند موارد ذیل:

یک- تبديل شدن عصاى حضرت موسى (عليه السلام) به مار: ﴿فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُبِينٌ﴾ (الأعراف:107). {(موسی) عصای خود را افکند، ناگهان اژدهاى آشکاری شد}.

دو- خوردن عصاها و طناب های سحره توسط عصاى موسى (عليه السلام) : ﴿وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ﴾ (الأعراف: 117). {ما به موسی وحی کردیم که: «عصای خود را بیافکن!» ناگهان آن عصا  وسایل دروغین آنها را به سرعت بر‌گرفت}.

سه- انواع عذاب بر فرعون و قومش: ﴿فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ آَيَاتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا مُجْرِمِينَ﴾ (الأعراف:133). {سپس (بلاها مانند) طوفان و ملخ و شپش و قورباغه‌ها و خون را – که نشانه‌هایی از هم جدا بودند – بر آنها فرستادیم؛ ولی آنها تکبر ورزیده و افراد جنایتکاری بودند}.

چهار- ساختن پرنده توسط حضرت عيسى (عليه السلام): ﴿و َرَسُولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللهِ﴾ (آل عمران:49). {و (او را به عنوان) رسول و فرستاده به سوی بنی‌اسرائیل (قرار داده، که به آنها می‌گوید:) من نشانه‌ای از طرف پروردگار شما برایتان آورده‌ام، من از گِل چیزی به شکل پرنده می‌سازم سپس در آن می‌دمم و به فرمان خدا پرنده‌ای می‌گردد}.

پنج- شفاى مريضان و زنده كردن مرده‌ها توسط حضرت عيسى (عليه السلام): ﴿وَأُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللهِ﴾ (آل عمران:49). {و به اذن خدا کورِ مادرزاد و مبتلایان به برص [پیسی‌] را بهبودی می‌بخشم، و مردگان را به اذن خدا زنده می‌کنم}.

شش- ناقۀ حضرت صالح (عليه السلام) كه یک روز آب رودخانه برای او بوده و روز دیگر برای تمام مردم: ﴿قَالَ هَذِهِ نَاقَةٌ لَهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ﴾ (الشعراء:155). {گفت: «این ناقه‌ای است (که آیت الهی است) برای او سهمی (از آب قریه)، و برای شما سهم روز معینّی است}.

هفت- شق القمر توسط رسول الله (صلى الله عليه و آله): ﴿اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ﴾ (القمر:1). {قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت}.

  1. اعجاز براى انجام بعضى كارها: كه معمولا براى نجات پیامبران بوده‌است مانند:

یک- نجات حضرت ابراهیم از آتش: ﴿قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانْصُرُوا آَلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فَاعِلِينَ قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلامًا عَلَى إِبْرَاهِيمَ﴾ (الأنبياء:68-69). {گفتند: «او را بسوزانید و خدایان خود را یاری کنید، اگر کاری از شما ساخته‌است» ولی ما گفتیم: «ای آتش بر ابراهیم سرد و سلامت‌بخش باش»}.

دو- بريده نشدن سر حضرت اسماعيل با کارد : ﴿وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ﴾ (107) {ما قربانى عظیمی را فدای او کردیم}.

سه- باز شدن دريا توسط عصاى حضرت موسى: ﴿فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ﴾ (الشعراء:63). {و به دنبال آن به موسی وحی کردیم: «عصایت را به دریا بزن» (عصایش را به دریا زد،) و دریا از هم شکافته‌شد، و هر بخشی همچون کوه عظیمی بود}.

 

ثالثاً. اعجاز انبيا لحظه‌ای بوده‌است: جز كسانى كه در لحظۀ انجام معجزه حاضر بودند و آن صحنه را ديدند، براى ديگران تنها يك خبر بوده و از بين رفته‌است لذا مخالفان اين خبرها را خرافات و رمان می‌پندارند، البته غیر از قرآن که ما سخن دیگری دربارۀ آن داریم.

icon