الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتاعجاز قرآنجلسه 21

جلسه 21

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

ثالثاً. آياتی که دلالت دارد بر اینکه قرآن با ألفاظ خود نازل شده نه فقط با معانی:

  1. قرآن عربي نازل شده است: آياتی وجود دارد که قرآن نازل شده را عربی توصیف میکند ومطمئنا (عربی) صفت لفظ است نه معنى، مانند:

* آیۀ ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ﴾[1]، {ما آن را قرآنی عربی نازل کردیم، شاید شما درک کنید (وبیندیشید)}.

* وآیۀ ﴿وَكَذَٰلِكَ أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا﴾[2]، {واین گونه آن را قرآنی عربی نازل کردیم}.

  1. اگر غير عربي بود مردم اشکال میگرفتند: ﴿وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ، أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ..﴾، {هرگاه آن را قرآنی عجمی قرار می‌دادیم حتماً می‌گفتند: «چرا آیاتش روشن نیست؟ (قرآنی) عجمی و(از پیغمبری) عربی؟»}. يعني اگر ما قرآن را به زبان دیگری میفرستادیم، عربها یعنی مردمی که ابتدا با قرآن روربو میشدند تعجب میکردند که چرا یک قرآن عجمی بر یک عرب نازل شده است.
  2. نزول قرآن برای تلاوت است: آیاتی که تعبير تلاوت نسبت به آنچه از طرف خدا نازل شده است دارد، وتلاوت نیز مخصوص لفظ است نه معنی، مثل:

* آیۀ ﴿أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ﴾[3]، {آیا برای آنان کافی نیست که این کتاب را بر تو نازل کردیم که پیوسته بر آنها تلاوت می‌شود؟ در این (قرآن)، رحمت وتذکّری است برای کسانی که ایمان می‌آورند}.

* وآیۀ ﴿وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَّقَامًا وَأَحْسَنُ نَدِيًّا﴾[4]، {وهنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده می‌شود، کافران به مؤمنان می‌گویند: «کدام یک از دو گروه [ما وشما] جایگاهش بهتر، وجلسات انس ومشورتش زیباتر، وبخشش او بیشتر است؟»}.

  1. قرآن به زبان عربی است: در این آیه از لفظ لسان (زبان) استفاده کرده میفرماید: (وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ)[5]، {ما می‌دانیم که آنها می‌گویند: «این آیات را انسانی به او تعلیم می‌دهد» در حالی که زبان کسی که اینها را به او نسبت می‌دهند عجمی است، ولی این (قرآن)، زبان عربی آشکار است}. ولی زبان مربوط به الفاظ است نه معانی، واین آيه خیلی واضح تحدي به قرآن را با الفاظ میداند.

شيخ طوسي قدس سره در تبيان در تفسير همین آيه میگوید: (ابن عباس گفت: کسی که آنها مدعی شدند محمد (پیامبر) صلى الله عليه وآله وسلم را تعلیم داده یک عجمي بود به نام بلعام، او برده‏ای رومي ونصراني بود در مكة. ضحاك میگوید: منظور سلمان فارسی است، بعضیها هم او را شخصی بنام عايش یا يعيش گفتند که غلام حويطب بن عبد العزى بوده وبعدا اسلام آورده است).

ولی هرچه باشد ظاهر آيه این است که آنها پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم را متهم میکردند که ایشان قرآن را از شخص دیگری گرفته ووحيی از آسمان بر او نازل نشده است، ولی آيه در جواب آنها میگوید آن شخص عرب نبوده در حالی که این کتاب به زبان عربی است، پس نمیتواند از آن غیر عرب باشد.

این سخن قرآن دلالت دارد بر اینکه بحث دربارۀ متن قرآن بوده، از این جهت که یک بيان عربی است، والا اگر بحث در بارۀ محتوا بود، آنها میتوانستند بگویند که آن شخص معارف را به زبان خود به پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم میدهد وایشان به عربی بیان میکند.

  1. آیاتی که خطاب به پیامبر میکند: اگر قرآن گفتار پیامبر است پس چرا در آیات زیادی به پیامبر خطاب میکند، ودستور میدهد، مثلا میگوید: “قل: بگو”، که پنج سوره با همین دستور (قل) آغاز شده است: سوره‏های جن، کافرون، اخلاص، فلق، وناس، وآیات فراوانی نیز به (قل) شروع شده است، مثلا:

* وَقَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلا أَيَّامًا مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللهِ عَهْدًا فَلَن يُخْلِفَ اللهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ (بقره:80)، {وگفتند: «هرگز آتش دوزخ، جز چند روزی، به ما نخواهد رسید» بگو: «آیا پیمانی از خدا گرفته‌اید؟ – وخداوند هرگز از پیمانش تخلف نمی‌ورزد – یا چیزی را که نمی‌دانید به خدا نسبت می‌دهید»؟}.

* قُلْ إِنْ كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآخِرَةُ عِنْدَ اللهِ خَالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (بقره:94)، {بگو: «اگر آن (چنان که مدعی هستید) سرای دیگر در نزد خدا، مخصوص شماست نه سایر مردم، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می‌گویید»}.

* یا میفرماید: “یا ایها الرسول: ای پیامبر”، مانند آیۀ: يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ (مائده:67)، {ای پیامبر، آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم) برسان، واگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای، خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه می‌دارد، وخداوند جمعیّت کافران (لجوج) را هدایت نمی‌کند}.

[1] يوسف: 2.

[2] طه: 113.

[3] عنكبوت: 51.

[4] مریم: 73.

[5] النحل: 103.

icon