الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتاعجاز قرآنجلسه 27

جلسه 27

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

خامساً. نسخ در قرآن: بعضی اشکال می‏گیرند که چرا نسخ در قرآن اتفاق افتاده است، این آیه را ببینید: (مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا…)[1]، {هر حکمی را نسخ کنیم، ویا از یاد ببریم (نسخ آن را به تأخیر اندازیم)، بهتر از آن یا همانند آن را می‌آوریم}، وهمچنین این آیه (وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَكَانَ آيَةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ)[2]، {وهنگامی که آیه‌ای را به آیۀ دیگر مبدّل کنیم [حکمی را نسخ نماییم‌] – وخدا بهتر می‌داند چه حکمی را نازل کند – آنها می‌گویند: «تو افترا می‌بندی» امّا بیشترشان (حقیقت را) نمی‌دانند}.

اشکال: نسخ به معنای تغيير يا تصحيح آيه ويا تبديل مضمون آن می‏باشد، ودر هر حال نوعی اختلاف وتغيير است، ولی معقول نیست که خداوند نظر خود را تغيير دهد.

جواب:

  1. نسخ چیست: نسخ تغيير حكم است بر أساس تغيیر شرایط، یعنی حكمی از طرف شارع مقدس صادر شده وبظاهر دائمی میباشد ولی خدای متعال آن را نفرستاده که تا ابد بماند، بلکه آن را موقت شمرده تا یک انتهای مشخص، ولی مصلحت اقتضا کرده که خداوند به مردم نگوید این حكم موقت است، تا آنکه حكم ناسخ آمده ومردم دانسته‏اند که حكم سابق موقت بوده است.
  2. سبب نسخ: نسخ به معنای تغيير نظر یا تعویض آيه نیست، ونشانۀ پیدایش ضعف در قانون نیز نمی‏باشد، همانگونه در قانون‏گذاری بشر اتفاق میافتد، بلکه نسخ بدلیل تحوّل در شرایط جامعه است، زیرا قرآن بر یک جامعۀ جاهل وغرق در مفاسد اجتماعی نازل گردید. قرآن شامل احكام شرعی از طرف پروردگار عالم برای پاکسازی وتزكيۀ دلها است، ولی امكان ندارد این کار یک شبه انجام گیرد، زیرا جامعه پذیرای حذف تمام آن آلودیگی‏هایی که از آباء واجداد به ارث رسیده نمی‏باشد، لذا قرآن بسیاری از سنتهای جاهلی را در مدينه یعنی پس شکل‏گیری ونظم جامعۀ اسلامی وتأسيس دولت اسلامی برطرف نمود، زیرا هرگز امكان درگیر شدن با آنها در ابتدای کار در مكه نبود.
  3. تدرّج: تدرج یعنی احکام بطور تدریجی نازل گردند، که در ابتدای پیدایش اسلام تدرج در نزول احكام وتبليغ آن ضروری بود، زیرا لازم بود شرایط برای بيان حكم مناسب باشد، همچنین تدرج در نحوۀ طرح احکام نیز ضروری بوده مثلا در آن زمان که مردم تشنۀ خوردن شراب بودند، لازم بود تحريم خمر با تدرج انجام گیرد همانگونه در زیر خواهیم دید:

(ابتدا، مقایسۀ گناه خمر وفایدۀ آن): خداوند در سورۀ بقره که از اولین سوره های نازل شده در مدينه است میفرماید: (يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا)[3]، {دربارۀ شراب وقمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: در آنها گناه وزیان بزرگی است، ومنافعی (از نظر مادی) برای مردم در بردارد، (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است}.

در اینجا اشاره میکند به اینکه شراب‏خواری گناه است بلکه گناه بزرگی است، وبزرگ بودن گناه به این دلیل است که خمر در تمام ادیان حرام است، وحکمی در آن نسخ نشده ولی بیان حکم به تدریج آمده تا پذیرش آن بر جامعه دشوار نباشد.

(دوم، دوری نماز از خمر): سپس در سورۀ نساء مسئلۀ دوری از نماز در حال مستی مطرح شده، میفرماید: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ)[4]، {ای کسانی که ایمان آورده‌اید، در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه می‌گویید}.

(سوم، تحريم كامل خمر): سپس تشديد در بيان حکم در سورۀ مائدة نازل گردیده، میفرماید: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ * إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ)[5]، {ای کسانی که ایمان آورده‌اید، شراب وقمار وبتها وازلام [نوعی بخت‌آزمایی]، پلید واز عمل شیطان است، از آنها دوری کنید تا رستگار شوید * شیطان می‌خواهد به وسیلۀ شراب وقمار، در میان شما عداوت وکینه ایجاد کند، وشما را از یاد خدا واز نماز بازدارد. آیا (با این همه زیان وفساد، وبا این نهی اکید) خودداری خواهید کرد؟}.

  1. نسخ آسان به دشوار: أحكامی آسان وجود داشته که به دشوارتر از خود تبدیل یافته است، یعنی حكم آسان نسخ وحكمی مشکلتر بجای آن آمده است، مثلا این آیه: (وَاللَّاتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِنْ نِسَائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا)[6]، {وکسانی از زنان شما که مرتکب زنا شوند، چهار نفر از مسلمانان را بعنوان شاهد بر آنها بطلبید، اگر گواهی دادند، آنان [زنان‌] را در خانه ها(ی خود) نگاه دارید تا مرگشان فرارسد، یا اینکه خداوند راهی برای آنها قرار دهد}.

در این آیه، جملۀ (او يجعل الله لهن سبيلا) {یا اینکه خداوند راهی برای آنها قرار دهد} اشاره به تغيیر حكم به شلاق است که در آیۀ ذیل آمده است: (الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ)[7]، {هر یک از زن ومرد زناکار را صد تازیانه بزنید}.

  1. نسخ از دشوار به آسان: ولی تغيير همیشه از آسان به دشوار نیست، که بعضی از احكام از حرام به حلال یا از واجب به عدم وجوب تغيیر یافته اند، واین احكام نیز به دنبال فراهم آمدن شرایط مناسب تغيير کرده اند، یعنی یک حكم مشکلتر توسط حکمی آسانتر نسخ شده است.

مثال: (يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِئَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ * الآنَ خَفَّفَ اللهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِئَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللهِ وَاللهُ مَعَ الصَّابِرِينَ[8]، {ای پیامبر، مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشویق کن، هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند بر دویست نفر غلبه می‌کنند، واگر صد نفر باشند بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند پیروز می‌گردند، چرا که آنها گروهی هستند که نمی‌فهمند * هم اکنون خداوند به شما تخفیف داد، ودانست که در شما ضعفی است، بنابراین، هرگاه یکصد نفر با استقامت از شما باشند بر دویست نفر پیروز می‌شوند، و اگر یکهزار نفر باشند بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند کرد، وخدا با صابران است}.

ابتدا حکم این بوده است که اگر تعداد دشمن ده برابر مسلمانان باشد، باید مقاومت کنند تا پیروز شوند وحق فرار ندارند. ولی پس از این مسلمانان از خود ضعف نشان داده وحکم جدید نازل شد مبنی بر اینکه اگر دشمن دو برابر بود نباید فرار کنند، یعنی وقتی میتوان فرار کرد که دشمن بیش از دو برابر باشد.

  1. نسخ چه وقت امکانپذیر است: نسخ نشانه‏ای از تغییر رای نبوده بلکه نشادهندۀ تحول در جامعه است، بنحوی لازم میشود حكم تغيير کند تا مناسب وضعیت جديد گردد، ولی اینگونه تغييرها در احکام تا بعد از عهد پیامبر ادامه نداشته است، زیرا با رحلت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم تشريع پایان یافته وبر مردم واجب شده است که تا ابد از آنچه در زمان پیامبر تشریع شده پیروی کنند.

[1] البقرة: 106

[2] النحل: 101

[3] البقرة: 219

[4] النساء: 43

[5] المائدة: 90- 91

[6] النساء: 15

[7] النور: 2

[8] أنفال:65-66

icon