جلسه 3
0:00
/
--:--
[3]
رابعاً. فایدۀ عملی معجزه: هرچند معجزه بهترین اثبات بر نبوت یک پیامبر است، ولی عملا معجزه سبب ایمان اکثر مردم نبودهاست، البته جز قرآن کریم:
- معجزه سبب ایمان اكثريت مردم نبودهاست: اکثر مردمی که معجزه را مشاهده میکردند ایمان نمیآوردند، مثل اکثریت کسانی که نسوختن حضرت ابراهیم، ناقۀ حضرت صالح به تنهایی آب كافى براى يك شهر را مینوشید، تبدیل شدن عصای موسی به یک مار بزرگ، خوردن تمام طنابها و عصاهاى ساحران توسط عصاى موسى، یا شقالقمر توسط پیامبر اسلام را دیدند. دليل عدم ايمان شايد اين باشد كه هدف آنها از تقاضاى معجزه از پیامبران ایمان آوردن نبوده بلکه میخواستند به هر صورت ممکن پیامبر را شکست دهند.
- سبب ايمان اکثریت مردم چيست: مردمی که به دلیل دوری مکانی یا زمانی نمیتوانند پیامبر را ببینند، برای اثبات رسالت او انتظار معجزه ندارند، آنها یا بر اثر تربیت دینی و یا تحت تاثیر تبلیغ دین به سوی عقیدۀ به خصوصی سوق داده میشوند، هرچند هیچ معجزهای را در طول زندگی خود نمیبینند.
- عقیده موجب پذیرش معجزه است: مردم با پذیرش يک عقیده تمام مسائل مربوط به آن از جمله معجزاتی که از آن پیامبر نقل میشود را نیز میپذیرند، و چون اکثریت پیروان یک مذهب با پیامبر آورندۀ آن عقیده روبرو نشده و در نتیجه معجزه های او را نیز ندیدهاند، میتوان گفت که اکثر مردم معجزه را بر اساس عقیده میپذیرند، نه اینکه عقیده را بر اساس معجزه.
- برای اثبات نبوت است: وقتی کفار به یک پیامبر اعتراض میکنند که از کجا بدانیم تو فرستادۀ خدایی، او باید در جواب آنها کار خارقالعادهای داشتهباشد که نبوتش را ثابت کند، در واقع اگر پیامبری در برابر تمام تقاضاهای معجزه توسط مردم کاری انجام ندهد حتی پیروانش نیز به شک میافتند، یعنی اینکه معجزه اساسا راه را بر منکرین پیامبر میبندد.
