الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتاعجاز قرآنجلسه 33

جلسه 33

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت
  1. 3. ارث: احكام پیچیدۀ ارث را ببینید، چگونه آنها طبق اصولی أساسی همانگونه که خداوند حكيم ودانا خواسته انجام گرفته‏اند، بدون هرگونه ناهماهنگی در مطالب، مثلا حساب ارث امکان ندارد از مجموع اموال بیشتر یا کمتر گردد، ولی چگونه ممکن است شخصی درس نخوانده مانند پیامبر صلى الله عليه وآله در میان ملتی نادان چنین احکامی را بیاورد، این ملت نمی‏توانست احکام ارث را درست بفهمد، چه رسد به اینکه خود بتواند مانند آن را بیاورد.

خداوند میفرماید: (يُوصِيكُمُ اللهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آَبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللهِ إِنَّ اللهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا (11) وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَإِنْ كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِنَ اللهِ وَاللهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ (12))[1]، {خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش می‌کند که سهم (میراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد، و اگر فرزندان شما، (دو دختر و) بیش از دو دختر باشند، دو سوم میراث از آن آنها است، و اگر یکی باشد، نیمی (از میراث) از آن او است. وبرای هر یک از پدر ومادر او یک ششم میراث است، اگر (میت) فرزندی داشته باشد، واگر فرزندی نداشته باشد، و(تنها) پدر ومادر از او ارث برند برای مادر او یک سوم است (وبقیه از آن پدر است)، واگر او برادرانی داشته باشد، مادرش یک ششم می‌برد. (همه اینها) بعد از انجام وصیتی است که او کرده، وبعد از ادای دین است، شما نمی‌دانید پدران ومادران وفرزندانتان، کدامیک برای شما سودمندترند، این فریضۀ الهی است، وخداوند دانا وحکیم است * وبرای شما، نصف میراث زنانتان است، اگر آنها فرزندی نداشته باشند، واگر فرزندی داشته باشند، یک چهارم از آن شما است، پس از انجام وصیتی که کرده‌اند، وادای دین (آنها). وبرای زنان شما، یک چهارم میراث شما است، اگر فرزندی نداشته باشید، واگر برای شما فرزندی باشد، یک هشتم از آن آنها است، بعد از انجام وصیتی که کرده‌اید، وادای دین. واگر مردی بوده باشد که کلاله [= خواهر یا برادر] از او ارث می‌برد، یا زنی که برادر یا خواهری دارد، سهم هر کدام، یک ششم است (اگر برادران وخواهران مادری باشند)، واگر بیش از یک نفر باشند، آنها در یک سوم شریکند، پس از انجام وصیتی که شده وادای دین، بشرط آنکه (از طریق وصیت واقرار به دین) به آنها ضرر نزند. این سفارش خداست، وخدا دانا وبردبار است}.

قاعدۀ (للذكر مثل حظ الانثيين)، {سهم مرد به اندازۀ سهم دو زن است}، نشان از این دارد که اسلام حکم زمان جاهلیت مبنی بر ارث نبردن زنان را باطل کرده است، گویا سهم دختر از ارث را ابتدا مشخص نموده وسپس خبر داده است که سهم پسر دو برابر آن است. اکنون سعی میکنیم نحوۀ تقسیم ارث که فقط از آيۀ اول (بشمارۀ11) بدست میاید را بیان کنیم، وقدری بنگریم که آیا آن تفکر سادۀ جاهلی اصلا میتوانست این پیچیدگی را بفهمد، چه رسد به بقيۀ مسائل ارث که در آيۀ دوم ودر آخرین آيه از سورۀ نساء آمده، وهمچنین در روایات وارده از معصومين عليهم السلام مطرح شده است.

(أولا) اگر آن مرحوم (متوفی) دارای فرزند بود، سهم هر یک از پدر ومادر یک ششم است وباقی برای فرزندان است به ترتيب ذیل:

(1) اگر فرزندان او پسر ودختر بودند، بر أساس قاعدۀ (للذكر مثل حظ الانثيين) هر پسر دو سهم وهر دختر یک سهم میگیرد، هرچه تعداد آنها باشد.

(2) اگر پسر نداشت، پس اگر فقط یک دختر داشت سهم او نصف أموال است، واگر دو دختر یا بیشتر بودند جمعا دو سوم را میگیرند.

(ثانيا) اگر متوفی دارای فرزند نبود:

(1) پس اگر وارث او فقط پدر ومادر بودند، ارث بر اساس قاعدۀ (للذكر مثل حظ الانثيين) تقسیم میشد، یعنی مادر یک سوم وپدر دو سوم میگرفت.

(2) ولی اگر برادر وخواهر داشت، ظاهرا سهم پدر ومادر نصف است بر أساس همان قاعدۀ (للذكر مثل حظ الانثيين)، یعنی مادر یک ششم وپدر یک سوم میگیرد، وباقی میان برادرها وخواهرها باز بر اساس قاعدۀ (للذكر مثل حظ الانثيين) توزیع میشود.

 

  1. 4. اعجاز عددی: بعضیها سعی میکنند یک اعجاز عددی برای قرآن مطرح کنند، منظور از آن این است که بعضی تكرارها، شماره‏ها، وجایگاه جمله‏ها وآيات را بیابند ویک نتیجه از اعداد بدست آورند، بعضیها در این باره مطالب زیادی را گفته اند، بلکه كتابهایی مخصوص این مسئله تالیف کرده اند، ولی بسیاری اعلام خطر کرده که نباید روی اعجاز عددی حساب کرد همانگونه که دربارۀ اعجاز علمی گفته شد، زیرا اعجاز عددی هیچ مبنای مشخصی ندارد، همانگونه که بسیاری تاکید بر بی‏ارزش بودن (حساب جُمّل) دارند، حساب جُمّل یعنی به هر یک از حروف ابجد عددی اختصاص دهیم وبه نتایجی برسیم.

اکنون قدری از آنچه در اعجاز عددی گفته اند را می‏بینیم:

  1. كلمۀ يوم (روز) به تنهایی 365 بار در قرآن به تعداد ايام سال آمده است.
  2. كلمۀ شهر (ماه) به تنهایی 12 بار در قرآن به تعداد ماه‏های سال آمده است.
  3. كلمۀ (ملائكة) بامشتقات آن 88 بار در قرآن وكلمۀ (شياطين) نیز بامشتقات آن 88 بار آمده است.
  4. كلمۀ (دنيا) 115 بار در قرآن، وكلمۀ (آخرة) نیز 115 بار آمده است.
  5. عنصر آهن (حديد) در مركز زمین است، وعدد سوره‏های قرآن 114 سوره است که مركز آن (2=57÷114) میباشد، وشمارۀ سورۀ حديد در قرآن 57 است.
  6. نسبت دریا به خشکی روی زمین: میگویند که 71 الى 72% از سطح کرۀ زمین دریا (بحر) است، و28 الى 29% از سطح زمین خشکی (بر یا يابسة) است، ولفظ (بحر) به تنهایی 33 بار در قرآن آمده ودو لفظ (بر) و(يابسة) 13 بار (بر 12 بار + ويبسا 1 بار)، که مجموع آن (13+33=46) بار میشود.

نسبت دریا به مجموع كلی در قرآن: (33÷46=71.7%) است.

نسبت خشکی به مجموع كلی در قرآن: (13÷46=28.3%) است.

[1] النساء: 11-12.

icon