جلسه 33
[33]
- 3. ارث: احكام پیچیدۀ ارث را ببینید، چگونه آنها طبق اصولی اساسی همانگونه که خداوند حكيم و دانا خواسته انجام گرفتهاند، بدون هرگونه ناهماهنگی در مطالب، مثلا حساب ارث امکان ندارد از مجموع اموال بیشتر یا کمتر گردد، ولی چگونه ممکن است شخصی درس نخوانده مانند پیامبر (صلى الله عليه و آله) در میان ملتی نادان چنین احکامی را بیاورد، این ملت نمیتوانست احکام ارث را درست بفهمد، چه رسد به اینکه خود بتواند مانند آن را بیاورد.
خداوند میفرماید: (يُوصِيكُمُ اللهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آَبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللهِ إِنَّ اللهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا (11) وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَإِنْ كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاءُ فِي الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِنَ اللهِ وَاللهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ (12))[1]، {خداوند درباره فرزندانتان به شما سفارش میکند که سهم (میراث) پسر، به اندازه سهم دو دختر باشد، و اگر فرزندان شما، (دو دختر و) بیش از دو دختر باشند، دو سوم میراث از آن آنهاست، و اگر یکی باشد، نیمی (از میراث) از آن او است. و برای هر یک از پدر و مادر او یک ششم میراث است، اگر (میت) فرزندی داشته باشد، و اگر فرزندی نداشته باشد، و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند برای مادر او یک سوم است (و بقیه از آن پدر است)، و اگر او برادرانی داشته باشد، مادرش یک ششم میبرد. (همه اینها) بعد از انجام وصیتی است که او کرده، و بعد از ادای دین است، شما نمیدانید پدران و مادران و فرزندانتان، کدامیک برای شما سودمندترند، این فریضۀ الهی است، و خداوند دانا و حکیم است * و برای شما، نصف میراث زنانتان است، اگر آنها فرزندی نداشتهباشند، و اگر فرزندی داشته باشند، یک چهارم از آن شما است، پس از انجام وصیتی که کردهاند، و ادای دین (آنها). و برای زنان شما، یک چهارم میراث شما است، اگر فرزندی نداشته باشید، و اگر برای شما فرزندی باشد، یک هشتم از آن آنهاست، بعد از انجام وصیتی که کردهاید، و ادای دین. و اگر مردی بوده باشد که کلاله [= خواهر یا برادر] از او ارث میبرد، یا زنی که برادر یا خواهری دارد، سهم هر کدام، یک ششم است (اگر برادران و خواهران مادری باشند)، و اگر بیش از یک نفر باشند، آنها در یک سوم شریکاند، پس از انجام وصیتی که شده و ادای دین، به شرط آنکه (از طریق وصیت و اقرار به دین) به آنها ضرر نزند. این سفارش خداست، و خدا دانا و بردبار است}.
قاعدۀ (للذكر مثل حظ الانثيين)، {سهم مرد به اندازۀ سهم دو زن است}، نشان از این دارد که اسلام حکم زمان جاهلیت مبنی بر ارث نبردن زنان را باطل کردهاست، گویا سهم دختر از ارث را ابتدا مشخص نموده و سپس خبر داده است که سهم پسر دو برابر آن است. اکنون سعی میکنیم نحوۀ تقسیم ارث که فقط از آيۀ اول (بشمارۀ11) به دست میآید را بیان کنیم، و قدری بنگریم که آیا آن تفکر سادۀ جاهلی اصلا میتوانست این پیچیدگی را بفهمد، چه رسد به بقيۀ مسائل ارث که در آيۀ دوم و در آخرین آيه از سورۀ نساء آمده، و همچنین در روایات وارده از معصومين (عليهم السلام) مطرح شدهاست.
(أولا) اگر آن مرحوم (متوفی) دارای فرزند بود، سهم هر یک از پدر و مادر یک ششم است و باقی برای فرزندان است به ترتيب ذیل:
(1) اگر فرزندان او پسر و دختر بودند، بر اساس قاعدۀ (للذكر مثل حظ الانثيين) هر پسر دو سهم و هر دختر یک سهم میگیرد، هرچه تعداد آنها باشد.
(2) اگر پسر نداشت، پس اگر فقط یک دختر داشت سهم او نصف اموال است، و اگر دو دختر یا بیشتر بودند جمعا دو سوم را میگیرند.
(ثانيا) اگر متوفی دارای فرزند نبود:
(1) پس اگر وارث او فقط پدر و مادر بودند، ارث بر اساس قاعدۀ (للذكر مثل حظ الانثيين) تقسیم میشد، یعنی مادر یک سوم و پدر دو سوم میگرفت.
(2) ولی اگر برادر و خواهر داشت، ظاهرا سهم پدر و مادر نصف است بر اساس همان قاعدۀ (للذكر مثل حظ الانثيين)، یعنی مادر یک ششم و پدر یک سوم میگیرد، و باقی میان برادرها و خواهرها باز بر اساس قاعدۀ (للذكر مثل حظ الانثيين) توزیع میشود.
- 4. اعجاز عددی: بعضیها سعی میکنند یک اعجاز عددی برای قرآن مطرح کنند، منظور از آن این است که بعضی تكرارها، شمارهها، و جایگاه جملهها و آيات را بیابند و یک نتیجه از اعداد به دست آورند، بعضیها در این باره مطالب زیادی را گفتهاند، بلکه كتابهایی مخصوص این مسئله تالیف کردهاند، ولی بسیاری اعلام خطر کرده که نباید روی اعجاز عددی حساب کرد همانگونه که دربارۀ اعجاز علمی گفتهشد، زیرا اعجاز عددی هیچ مبنای مشخصی ندارد، همانگونه که بسیاری تاکید بر بیارزش بودن (حساب جُمّل) دارند، حساب جُمّل یعنی به هر یک از حروف ابجد عددی اختصاص دهیم و به نتایجی برسیم.
اکنون قدری از آنچه در اعجاز عددی گفتهاند را میبینیم:
- كلمۀ يوم (روز) به تنهایی 365 بار در قرآن به تعداد ايام سال آمده است.
- كلمۀ شهر (ماه) به تنهایی 12 بار در قرآن به تعداد ماههای سال آمده است.
- كلمۀ (ملائكه) با مشتقات آن 88 بار در قرآن و كلمۀ (شياطين) نیز با مشتقات آن 88 بار آمده است.
- كلمۀ (دنيا) 115 بار در قرآن، و كلمۀ (آخرت) نیز 115 بار آمده است.
- عنصر آهن (حديد) در مركز زمین است، و عدد سورههای قرآن 114 سوره است که مركز آن (2=57÷114) میباشد، و شمارۀ سورۀ حديد در قرآن 57 است.
- نسبت دریا به خشکی روی زمین: میگویند که 71 الى 72% از سطح کرۀ زمین دریا (بحر) است، و 28 الى 29% از سطح زمین خشکی (بر یا يابسه) است، و لفظ (بحر) به تنهایی 33 بار در قرآن آمده و دو لفظ (بر) و (يابسه) 13 بار (بر 12 بار + و يبسا 1 بار)، که مجموع آن (13+33=46) بار میشود.
نسبت دریا به مجموع كلی در قرآن: (33÷46=71.7%) است.
نسبت خشکی به مجموع كلی در قرآن: (13÷46=28.3%) است.
[1] النساء: 11-12.
