جلسه 39
[39]
{ياداوری مطالب گذشته، مقایسۀ حضرت موسی (علیه السلام) با پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)}
رابعاً. خبر از بعضی حادثههای زمان بعثت پیامبر یا نزدیک به آن:
- پیروزی روم پس از شکست: در قرآن آمدهاست: (غُلِبَتِ الرُّومُ * فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ * فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ)[1]، {رومیان مغلوب شدند * (و این شکست) در سرزمین نزدیکی رخ داد، امّا آنان پس از (این) مغلوبیّت به زودی غلبه خواهندکرد * در چند سال، همه کارها از آن خداست، چه قبل و چه بعد (از این شکست و پیروزی)، و در آن روز مؤمنان خوشحال خواهند شد * به سبب یاری خداوند، و او هر کس را بخواهد یاری میدهد، و او صاحب قدرت و رحیم است}.
منظور از روم، روم شرقی است که بر شام و مصر نیز حاکم بود، در آن زمان جنگهایی میان ایران و روم بر پا شد جهت تسلط بر همین سرزمینها، ولی در آيه اشارهای به منطقۀ جنگی نشدهاست، گفته میشود وقتی که خبر پیروزی ایران به مكه رسید مشركین خوشنود شدند، شاید دلیلش این باشد که دينشان مانند دین فارسیان بود، زیرا فارسیان نیز مشرک بوده و دورتر از اعراب نسبت به اديان آسمانی بودند.
شاید اعراب پیروزی ایران را به فال نیک گرفته و انتظار داشتند که در پایان آنها نیز بر مسلمانان پیروز شوند، زیرا مسلمانان مانند رومیان اهل كتاب بودند، البته احتمالا درگیریهای سياسی نیز مشركين را وادار میکرد به ایران نزدیک شوند.
ولی خداوند در این آيه به مسلمانان خبر داد که پس از چند سال رومیان پیروز خواهندشد، و این یک خبر غيبی است که در آن زمان انجام گرفت، و مشركان آن را با چشم خود دیده و ایمان نیاوردند، و مؤمنین خوشنود شدند چه به خاطر نزدیکی فکری آنها نسبت به فارسیان یا به دلیل انجام گرفتن خبر غيبی که در وحی آمدهبود، در ضمن خود این خبر که مؤمنين خوشنود خواهند شد نیز خبری غيبی است.
- رؤيای رسول الله (صلى الله عليه و آله): خداوند میفرماید (لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آَمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا)[2]، {خداوند آنچه را به پیامبرش در عالم خواب نشان داد راست گفت، به طور قطع همه شما به خواست خدا وارد مسجدالحرام میشوید در نهایت امنیّت و در حالی که سرهای خود را تراشیده یا کوتاه کردهاید و از هیچ کس ترس و وحشتی ندارید، ولی خداوند چیزهایی را میدانست که شما نمیدانستید (و در این تأخیر حکمتی بود)، و قبل از آن، فتح نزدیکی (برای شما) قرار دادهاست}.
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) در خواب دید که با اصحاب خود داخل مسجدالحرام شده و طواف به جا آوردند، این خواب را به صحابه نقل کرد و آنها بسیار خوشنود شدند، ولی هنگامی که به سوی مكه رفته و به حديبيه رسیدند مشركین مانع ورود آنها به داخل حرم شدند، ولذا بعضیها به شک افتادند.
و گویند که منافقين میان مردم شایعه پراکنی کردند تا آنها را به شک انداخته و در تصمیم خود تردید نمایند، و همچنین وعدۀ پیامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) را مسخره و خواب ایشان را تكذیب کردند.
آلوسی در روح المعانی میگوید (عبد اللّه بن اُبَىّ و عبد اللّه بن نفيل و رفاعة بن الحرث به عنوان اعتراض گفتند: به خدا نه سر تراشیدیم، نه تقصیر کردیم و نه مسجدالحرام را دیدیم، آنگاه آیه نازل شد).
از پیامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) در این باره پرسیدند فرمود: من نگفتم امسال خواهد بود.
و در هر صورت این از خبرهای غيبی است که قرآن اعلام کرده و واقعا در سال بعد اتفاق افتادهاست، البته دلیلی برای این تأخير، و برای اعلان آن قبل از یک سال، و خروج رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) در سال حديبيه وجود دارد، و آن این است که منافقین و بیماردلان و تشکیککنندگان در دين مشخص گردند، ولی عموم مردم متوجه این حكمت نشدند.
وهمانگونه شد که خداوند وعده فرمود، زیرا به دل مشركين انداخت که از مکه خارج شوند تا پیامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) را نبینند، و همین مسئله سبب شد که مسلمانان احساس امنیت کنند، و ظاهرا مشرکین متوجه این نکته نشدند، بلکه آنها فقط برای ابراز حقد و دشمنی خود چنین کردند، ولكن خدای متعال همیشه به آنچه بخواهد میرسد.
و ظاهرا منظور از وعدۀ پیروزی نزدیک که در آيه آمده فتح مكه است، و این نیز خبر غيبی دیگری است.
[1] الروم: 2-5
[2] الفتح: 27
