الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتاعجاز قرآنجلسه 47

جلسه 47

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

[47]

بخش یازدهم: ويژگى‌هایی از اعجاز قرآن

 

اولاً. اعجاز ادبی خیره کننده است: انتظار مي‌رود كه قرآن هم به عنوان يك معجزه مانند ديگر معجزه‏‌ها خيره كننده و بهت آور باشد، كه اين حالت در فصاحت و بلاغت قرآن در زمان پيامبر (صلى الله عليه و آله) بوده‌است.

 

ثانياً. قرآن دارای هر دو نوع اعجاز است: گفتيم كه دو نوع اعجاز از انبيا داريم، يكی برای اثبات نبوت و ديگری برای انجام کار یا رفع مشکل، كه قرآن هر دو نوع آن را داراست، يعنی:

  1. با قدرت فوق‌العادۀ بلاغت و ادبیات، اثبات‌كننده اعجازآميز نبوت پيامبر اسلام برای همزمانی‌های خود بوده‌است.
  2. با روش‌های پيچيده‏تری مي‌تواند اثبات‌كننده نبوت برای ملت‌های بعد باشد، یعنی در هر زمانی اعجاز قرآن متناسب با آن زمان خواهدبود.
  3. نه فقط برای انجام يك كار بوده، مثل نجات بنی‌اسرائيل از سپاه فرعون توسط عصای حضرت موسى، بلكه قرآن بزرگ‌ترین كاری كه از يك كتاب برمي‌آيد را انجام داده‌است، یعنی یک تمدن را آفریده‌است.

 

ثالثاً. قرآن یک تمدن بشری را برپا کرده‌است: باید توجه کرد که قدرت استثانی اعراب در ادبیات، مربوط به زمانی کوتاه قبل از ظهور اسلام است:

  1. یعنی اینکه در زمان ظهور اسلام ادبیات عرب به اوج قدرت خود رسیده‌بود، اما پس از اسلام و فتح کشورهای دیگر توسط مسلمانان، ملت‌های غیر عرب (یا به اصطلاح: ملت‌های عجم) با اعراب مخلوط گشته، و به مرور زمان آن روحیۀ یک‌دست عربی متلاشی گردید.
  2. ولی جنبه‏های علمی پيشرفت كرده و مقدمات پيدايش يك تمدن جديد مبتنی بر قرآن در جامعه اسلامی آغاز شد، تعالیم قرآن مسلمانان را در جهت یادگیری علوم مختلف راهنمایی می‌کرد، اعراب به تمدن‌های کهن هند، ایران، مصر و یونان دسترسی پیدا کردند، و با حرکت بزرگ ترجمه از علوم تمدن‌های گذشته استفاده کردند، از اين‌رو قرآن تنها كتابی است كه يك تمدن بشری را برپا كرده‌است.

 

رابعاً. اعجاز قرآن لحظه‏ای نبوده‌است زيرا:

  1. به صورت سخن است، و اين تنها چيزى است كه نه مي‌پوسد و نه گم مي‌شود، و نه قابل دزديده شدن یا از بين رفتن است.
  2. منحصر به خود پيامبر نيست، بلكه هر شخصی مي‌تواند آن را حفظ و در هر جا كه بخواهد بازگو كند.
  3. مثال: تبليغ اسلام پس از صلح حديبيه، تبلیغ اسلام در تمام دنیا با ارائۀ تعلیمات و ارزش‌های قرآن.
  4. به عنوان يك خبر نيست، مثلا خبر داده‌اند که حضرت موسی عصایی داشت که کارهای عجیب و خارق‌العاده از آن پدیدار می‌شد، ولی برای زمان ما این تنها یک خبر است، اما قرآن كاملاً در دست است و مي‌توان با دقت به وجود آن پی‏برد، هرچند به دليل ضعف ادبی مردم حالت اعجاز ادبی كمرنگ شده‌است.

 

خامساً. قرآن خطاب به تمام انسانهاست، با اختلاف سطح فكری فراوان:

  1. هرکه از قرآن به اندازۀ فهم خود بهره می‌گیرد، برعكس كتاب‌های علمی که تنها متخصصان همان رشته و در همان سطح می‌توانند از آن استفاده کنند.
  2. مثال: شخصی سورۀ كوثر را به سادگی می‌خواند و چنین تفسیر می‌کند که خداوند با نازل کردن وحی بر پیامبر خود خير فراوانی به ایشان داد، سپس دستور فرمود تا نماز بخواند و در راه خدا انفاق کند، و دل او را این‌گونه محکم کرد که گفت هرکه در برابر تو بایستد ابتر است یعنی به هدف نمی‌رسد.
  3. شخص دیگری سورۀ كوثر را با آن حجم کوچک می‌خواند و در آن مسائل جالبی می‏یابد، که قدری از آنها در زیر آمده‌است.

 

سادساً. مطالبی از سورۀ كوثر:

  1. نحوۀ طرح مطلب: دو جنبه دارد، جنبۀ اول منّت الهی که می‌فرماید: (انا اعطيناك) {ما به تو [کوثر يعنى خیر و برکت فراوان را‌] عطا کردیم}، و دیگر جنبۀ تربیتی: (لربك) {برای پروردگارت}.
  2. خبر از غيب: دو خبر غيبی در سوره وجود دارد، اول (اعطيناك الكوثر) به پیامبر خبر می‌دهد که خدا خیر فراوان یعنی دختری مانند فاطمه (عليها السلام) به ایشان داده‌است، که به واسطۀ او پیامبر ابتر یعنی بی‏فرزند و بریده‌نسل نخواهدبود، و دليل بر این معنی خبر غيبی بعدی در انتهای سوره است (إن شانئك هو الأبتر) {دشمن تو قطعاً بریده‌نسل و بی‌عقب است} که خبر می‌دهد از کسی که پیامبر را مسخره کرد و گفت تو بریده‌نسل می‌باشی، خداوند می‌فرماید او خود ابتر و بریده‌نسل خواهدبود.
  3. نحوۀ شكر نعمت: باز هم دو جنبه دارد، جنبۀ الهی که می‌فرماید (فصل لربك) {پس برای پروردگارت نماز بخوان}، و جنبۀ اجتماعی که می‌گوید (وانحر) {و قربانی کن}.
  4. حق انتخاب در شكرگذاری به اندازۀ توانایی: اندازۀ نماز و نوع قربانی و اندازۀ آن در این سوره مشخص نشده است، تا او حق انتخاب داشته باشد و بر او سخت‌گیری نشود.
icon