جلسه 8
[8]
سابعا. ولید بن مغیرة:
- وليد بن مغيرة كيست:
(موقعيت وليد در قوم خود) ولید از ثروتمندترین افراد قريش است. گفتهمیشود هنگامی که قریش خواستند کعبه را بازسازی کنند، ولید یکی از چهار رکن کعبه را ساخت و بقیۀ قبیله ها در سه رکن دیگر مشارکت کردند. همچنین گفتهمیشود قافلۀ تجارت وی حدود یکصد شتر داشته که نمیتوانستند همزمان از یک دروازۀ مکه وارد شوند لذا از درهای مختلف به داخل مکه میآمدند. قريش ولید را وحيد یا وحيد مكه مینامیدند یعنی یگانۀ مکه، زیرا كسوه كعبه یک سال به عهدۀ تمام قبیله های قريش، و یک سال به عهدۀ او به تنهایی بود.
(بنى مخزوم و بنى هاشم) وليد از بنى مخزوم است. در ایام جنگ بدر، الأخنس بن شريق ثقفى حليف بنى زهره نزد أبوجهل که برادر زادۀ ولید بود آمد و پرسید: “آیا محمد دروغگو است؟” أبوجهل گفت: “هرگز دروغ نگفته است، ولذا او را امين مینامیدیم، ولی اکنون مقامهای سقاية (آبرسانی به حاجیان) و رفادة (اطعام حاجیان تهیدست) و مشورة در اختیار بنيهاشم است، حال اگر نبوت نیز به آنها داده شود پس سهم بنى مخزوم چه میشود؟” از این سخن مشخص میگردد که بنى مخزوم خود را در درجۀ بنيهاشم میدیدند.
(اگر وليد مسلمان شود تمام قريش مسلمان میشوند) بغوى در تفسير خود مینویسد: پیامبر در مسجد این آیه را قرائت کرد: “حم، تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ، غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ”. {این کتابی است که از سوی خداوند قادر و دانا نازل شدهاست. خداوندی که آمرزندۀ گناه، پذیرندۀ توبه، دارای مجازات سخت، و صاحب نعمت فراوان است، هیچ معبودی جز او نیست، و بازگشت (همه) تنها به سوی او است} (سورة غافر:1-3)، وليد قرائت پیامبر را میشنید، چون رسول الله متوجه او شد آيه را دوباره خواند، وليد حرکت کرد و بر مجلس قوم خود وارد شد و گفت: “والله لقد سمعت من محمد آنفاً كلاماً ما هو من كلام الأنس ولا من كلام الجن، إن له لحلاوة وإن عليه لطلاوة، وإن أعلاه لمثمر وإن أسفله لمغدق، وأنه يعلو وما يعلى عليه”، {به خدا سوگند اکنون از محمد سخنی شنیدم که نه کلام انس است و نه کلام جن، شیرینی خاصی در آن بوده، و زیبایی خاصی بر آن پوشانده شدهاست، از بالا آن را پرثمر و از پائین پربار میبینی، آن برترین سخن است و هیچ سخنی برتر از آن نخواهد بود}، سپس ولید به منزل رفت و قريش گفتند: “به خدا سوگند که ولید هم از دین خود دست کشید در حالی که او ريحانه (دسته گل) قريش است، به خدا که تمام قريش دین خود را رها خواهندکرد”، أبو جهل گفت: “من مشکل ولید را حل خواهمکرد”. رفت و در حالتی اندوهگین نزد عمویش وليد نشست، وليد گفت: ” ای برادرزادۀ من، چرا تو را اندوهگین میبینم؟” گفت: “چرا اندوهگین نباشم، درحالی که قريش مشغول جمعآوری پول هستند که نفقۀ تو را بدهند چون پیر شدهای، در ضمن میگویند که سخن محمد را زیبنده دیدهای”، وليد برآشفت و گفت: “مگر قريش نمیداند که من بیش از همۀ آنها ثروت و فرزند دارم؟ آیا محمد و أصحابش از غذا سیر شدهاند که چیزی اضافه داشته باشند؟” سپس با أبوجهل حرکت کرد تا به مجلس قوم خود رسید و از آنها پرسید که آیا محمد (پیامبر) را دیوانه، کاهن یا دروغگو میپندارند، و آنها هر یک از این صفتها را از پیامبر نفی کردند، سپس قريش از وليد پرسیدند: “پس او چیست؟” او به فكر فرو رفته، تاملی کرد و اخم نمود، آنگاه گفت: “او حتما ساحر است، مگر نمیبینید که میان زن و شوهر و فرزندان و غلامان آنها جدایی میاندازد، پس او ساحر است، و سخن او جز یک سحر مانند سحر پيشينيان نيست”. از اینرو آیات 11-30 از سورۀ مدثر دربارۀ ولید نازل گردید. [تفسير بغوي، سورۀ مدثر، تفسير آیۀ: إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ].
(نتيجه گیری) وليد بن مغيرة مانند فرعون در قوم خود میباشد، همان گونه که خداوند موسى (عليه السلام) را در ابتدای بعثت به سوی فرعون فرستاد، زیرا میدانست که اگر فرعون ایمان آورد تمام قوم او ایمان خواهندآورد، همچنین دیدیم چگونه قريش ترسیدند از ایمان آوردن وليد و گفتند: (در این صورت تمام قريش از دین خود برمیگردند)، این مسئله نشانۀ موقعیت بسیار استثنایی ولید در میان قوم خود میباشد، آنچنان که قرآن در سورۀ مدّثّر در ضمن بیست آیه شدیدترین حمله را بر وی روا داشتهاست. شاید نتوان کسی را یافت که قرآن به این اندازه و یکجا اینگونه به او عتاب شدیدی نماید، حال اگر این نکته را نیز در نظر بگیریم که در چند موضع دیگر نیز قرآن بدین شخص اشاره کرده، متوجه اهمیت فوقالعادۀ او خواهیمشد، و لذا میتوان گفت که اگر ولید ایمان میآورد تاريخ اسلام از ابتدا شکل دیگری داشت، عموم مكه ایمان میآوردند، و نیازی نبود که پیامبر به سرزمین دیگری هجرت فرموده تا بتواند اسلام را از آنجا منتشر کند.
