جلسه 12
[12]
- مغرور شدن انسان و جواب آن:
- مغرور شدن: قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي، {(قارون) گفت: «این ثروت را به وسیله دانشی که نزد من است به دست آوردهام»}
- جواب (تو از دیگران قوی تر نیستی): أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللهَ قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعًا وَلا يُسْأَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ، {آیا او نمیدانست که خداوند اقوامی را پیش از او هلاک کرد که نیرومندتر و ثروتمندتر از او بودند؟ (و هنگامی که عذاب الهی فرا رسد) مجرمان از گناهانشان سؤال نمیشوند} (78)
- آرزوی ثروت و جواب آن:
- آرزوی ثروت: فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ، {(روزی قارون) با تمام زینت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها که خواهان زندگی دنیا بودند گفتند: «ای کاش همانند آنچه به قارون داده شدهاست ما نیز داشتیم، به راستی که او بهره عظیمی دارد»} (79)
- ثواب خدا بهتر است: وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللهِ خَيْرٌ لِمَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلا يُلَقَّاهَا إِلا الصَّابِرُونَ، {اما کسانی که علم و دانش به آنها داده شدهبود گفتند: «وای بر شما، ثواب الهی برای کسانی که ایمان آوردهاند و عمل صالح انجام می دهند بهتر است، اما جز صابران آن را دریافت نمیکنند»} (80)
- عاقبت مغرور شدن به اموال:
- نابودی: فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الأَرْضَ، {سپس ما، او و خانهاش را در زمین فرو بردیم}
- فراری از غضب خدا نیست: فَمَا كَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللهِ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِينَ، {و گروهی نداشت که او را در برابر عذاب الهی یاری کنند و خود نیز نمیتوانست خویشتن را یاری دهد} (81)
- موعظه برای دیگران:
- رزق در دست خدا است: وَأَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكَانَهُ بِالأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ، {و آنها که دیروز آرزو میکردند به جای او باشند (هنگامی که این صحنه را دیدند) گفتند: «وای بر ما، گویی خدا روزی را بر هر کس از بندگانش بخواهد گسترش میدهد یا تنگ میگیرد}
- موعظه منتی است از جانب خدا: لَوْلا أَنْ مَنَّ اللهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا، {اگر خدا بر ما منت ننهادهبود، ما را نیز به قعر زمین فرو میبرد}
- پیروز نگردد آنکه روبهروی خدا ایستد: وَيْكَأَنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ، {ای وای گویی کافران هرگز رستگار نمیشوند»} (82)
- در آخرت پیروز کیست:
- آنکه تکبر و فساد نکند: تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الأَرْضِ وَلا فَسَادًا، {(آری) این سرای آخرت را (تنها) برای کسانی قرار میدهیم که اراده برتریجویی در زمین و فساد را ندارند}
- پرهیزکاران: وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ، {و عاقبت نیک برای پرهیزگاران است} (83)
ثالثاً. اموال و اولاد امتحان هستند:
سورۀ انفال (28): وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ، {و بدانید اموال و اولاد شما وسیلۀ آزمایش است، و(برای کسانی که از عهده امتحان برآیند) پاداش عظیمی نزد خدا است}.
سورۀ تغابن (15): إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَاللهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ، {اموال و فرزندانتان فقط وسیلۀ آزمایش شما هستند و خداست که پاداش عظیم نزد اوست}.
الميزان ج19: فتنه چیزی است که انسان بدان امتحان میگردد، و اینکه اموال و اولاد فتنهاند بدین سبب است که زينت زندگی هستند و نفس انسان جذب آنها شده و بدان ها چنان مشغول میشود که از امور آخرت و طاعت پروردگار خود غافل میگردد، خداوند میفرماید: “المال والبنون زينة الحياة الدنيا”، {مال و فرزند زینت زندگی دنیاست}، الكهف: 46.
و مفهوم این جمله این است که خداوند انسان را از مشغول شدن به اموال و اولاد نهی میفرماید، و برای تاکید بر این نهی در پایان میگوید: “والله عنده أجر عظيم”، {و پاداش عظیمی نزد خداست}.
سورۀ فجر (15 – 26): فَأَمَّا الإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ (15) وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ (16) كَلا بَل لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ (17) وَلا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ (18) وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلا لَمًّا (19) وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا (20) كَلا إِذَا دُكَّتِ الأَرْضُ دَكًّا دَكًّا (21) وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا (22) وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الإِنْسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى (23) يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي (24) فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ (25) وَلا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ (26).
الميزان ج20:
أولاً. امتحان انسان توسط نعمتها، خداوند میفرماید: فَأَمَّا الإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ (15) وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ (16)، {امّا انسان هنگامی که پروردگارش او را برای آزمایش، اکرام میکند و نعمت میبخشد (مغرور میشود و) میگوید: «پروردگارم مرا گرامی داشتهاست»، و امّا هنگامی که برای امتحان، روزیش را بر او تنگ میگیرد (مأیوس میشود و) میگوید: «پروردگارم مرا خوار کردهاست»}.
بخشیدن نعمت و محرومیت از آن: این دو آيه حال انسان را به تفصیل بیان میکنند در دو حالت بخشیدن نعمتهای دنيا به وی یا گرفتنش از او، یعنی اینکه انسان زیر نظر خداوند است که وی را به دو صورت امتحان میفرماید، یکی بخشش نعمتها و دیگر گرفتن آنها، تا مشخص شود که آیا او صالح يا فاسد خواهدگردید؟
