الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتانفاقجلسه 5

جلسه 5

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

[5]

باب 95

ثالثاً. غنا (بی‏‌نیازی) و كفاف (به اندازه داشتن)

 

آيات قرآن:

اولاً. سورۀ مؤمنون (آیات:55 و56): أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَبَنِينَ * نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ بَل لَّا يَشْعُرُونَ، {آنها گمان می‌‌کنند اموال و فرزندانی که به عنوان کمک به آنان می‌دهیم، برای این است که درهای خیرات را با شتاب به روی آنها بگشاییم، (چنین نیست) بلکه آنها نمی‌فهمند (که این وسیله امتحانشان است)}.

[ص 57] تفسير:

در مجمع‌البیان آمده‌است: (أيحسبون) یعنی آیا آن کافران گمان می‌کنند که اموال و فرزندان فراوانی که به آنها می‌دهیم، پاداشی است بر کارهای آنان یا به دلیل رضایت ما از آنهاست، و یا اینکه كرامت و احترامی نزد ما دارند؟ اینچنین نیست که می‌پندارند، بلکه این استدراج است یعنی به دلیل خباثت آنها مجال می‌دهیم تا مستحق کیفر شوند.

و سكونی از امام صادق (علیه السلام)، از پدرش، از اجدادش (عليهم السلام) نقل کرده که رسول الله (صلى الله عليه و آله) فرمود: إن الله تعالى يقول: (يحزن عبدي المؤمن إذا قترت عليه شيئا من هذه الدنيا و ذلك أقرب له مني، ويفرح إذا بسطت له في الدنيا، وذلك أبعد له مني)، {خدای متعال می‌فرماید: بندۀ مؤمن من ناراحت می‌شود آنگاه که زندگی دنیا را بر او سخت می‌گیرم هرچند که این حالت او را به من نزدیک‌تر می‌کند، و همچنین خوشحال می‌گردد آنگاه که زندگی دنیا را بر او گشاده سازم در حالی که این وضع او را از من دورتر می‌نماید} سپس حضرت آيۀ فوق را تا (بل لا يشعرون) تلاوت کرد و فرمود: (إن ذلك فتنة لهم)، {این امتحانی است برای آنها}.

 

***

 

ثانياً. سورۀ علق (آیات:6-8): كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَى، أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى،‏ إِنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ الرُّجْعَى، {چنین نیست (که شما می‌پندارید)، به یقین انسان طغیان می‌کند، از اینکه خود را بی‌نیاز ببیند، و به یقین بازگشت (همه) به سوی پروردگار توست}.

الميزان:

  1. كفر انسان به نعمت‌ها: از آیۀ (إن الانسان ليطغى أن رآه استغنى) نتیجه می‌گیریم که خداوند بالاترین نعمت‌ها را بر انسان ارزانی داشته، مانند تعليم به قلم، و تعليم از راه وحی، و سایر آنچه یاد گرفته است، لذا انسان باید شكرگزار خدا باشد، ولی او به نعمت خدا كفر ورزیده و طغیان می‌کند.
  2. طغيان از خوی انسان است: آیۀ (إن الانسان ليطغى) یعنی انسان از حدود خود تجاوز می‌کند، پس آیه خبر از خلق و خوی انسان می‌دهد، مانند آیۀ (إن الانسان لظلوم كفار)، {انسان ستمگر و ناسپاس است} (سورۀ ابراهيم: آیۀ 34).
  3. معنى (رآه): در آیۀ (أن رآه استغنى) کلمۀ (رآه) از رأی است نه نگاه با چشم، و فاعل و مفعول (رآه) هر دو خود انسان است.
  4. بی‏نیازی سبب طغيان و سپس كفر می‌شود:
  • تصور بی‏نیازی سبب كفر است: جملۀ (أن رآه استغنى) بیانگر سبب است، یعنی انسان طغیان می‌نماید زیرا باور می‌کند که از پروردگار خویش و نعمت های او بی‏نیاز است ولذا کفر می‌ورزد.
  • سبب تصور بی‏نیازی: انسان مشغول خود گشته و تنها اسباب ظاهری که وی را به خواسته‏هایش می‌رسانند را می‌بیند، ولذا از پروردگار خویش غافل گشته و می‌پندارد که نیازی به خدا ندارد تا به ذكر و شكر او بر نعمت هایش مشغول شود، از این رو خدا را از یاد برده و طغیان می‌کند.
  1. الرجعى: به معنای بازگشت است، و از تهدیدی که در آیۀ بعد می‌آید معلوم می‌شود که این یک تهديد به مرگ و قیامت است.

 

فضیلت كفاف:

  1. [ص 57] عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله قَالَ اللَّهُ عَزَّ وجَلَّ إِنَّ مِنْ أَغْبَطِ أَوْلِيَائِي عِنْدِي رَجُلًا خَفِيفَ الْحَالِ ذَا حَظٍّ مِنْ صَلَاةٍ، أَحْسَنَ عِبَادَةَ رَبِّهِ بِالْغَيْبِ وكَانَ غَامِضاً فِي النَّاسِ جُعِلَ رِزْقُهُ كَفَافاً فَصَبَرَ عَلَيْهِ، عُجِّلَتْ مَنِيَّتُهُ فَقَلَّ تُرَاثُهُ وقَلَّتْ بَوَاكِيهِ. {امام باقر (علیه السلام) از پیامبر (صلى الله عليه و آله) نقل می‌کند که فرمود: خدای متعال فرموده‌است: از میان اولیای من به کسی باید بیشترین غبطه را خورد که سبکبال (کم درآمد و ساده‌زیست) بوده، نماز را به طور مناسب به جا آورده، در خلوت عبادت خدا را به خوبی انجام داده، در میان مردم ناشناخته بوده، رزق او در حد کفاف زندگی بوده و بر این رزق اندک صبر نموده، اجلش زود رسیده ولذا چندان ارثی به جا نگذاشته، و کمتر کسی در فراق او گریه کرده‌است}، (الكافي ج 2 ص 140).

*. غبطه: اینکه خیری را نزد دیگری ببینی، و بدون اینکه آرزوی از دست رفتنش را برای او کنی، بخواهی که خود نیز مانند آن را دارا شوی.

icon