جلسه پنجم
[5]
- تقاضای آنچه بخشش آور است:
- یاد او وفرار از خشمش: اَللّـهُمَّ اشْغَلْنا بِذِكْرِكَ، وَاَعِذْنا مِنْ سَخَطِكَ، وَاَجِرْنا مِنْ عَذابِكَ، وَارْزُقْنا مِنْ مَواهِبِكَ، وَاَنْعِمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلِكَ،
خداوندا، ما را به ذکرت مشغول کن، واز خشمت پناه ده، واز عذابت نجات بخش، واز مواهبت روزی کن، واز فضلت بر ما مهربانی ولطف فرما.
- حج وزيارت سبب طاعت اند: وَارْزُقْنا حَجَّ بَيْتِكَ، وَزِيارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ وَرَحْمَتُكَ وَمَغْفِرَتُكَ وَرِضْوانُكَ عَلَيْهِ وَعَلى اَهْلِ بَيْتِهِ اِنَّكَ قَريبٌ مُجيبٌ، وَارْزُقْنا عَمَلاً بِطاعَتِكَ، وَتَوَفَّنا عَلى مِلَّتِكَ، وَسُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ،
وزیارت خانهات وزیارت مرقد پیامبرت را روزی ما کن، صلوات ورحمت ومغفرت ورضوانت بر پیامبر وخاندانش، تو نزدیک وپاسخدهنده هستی، عمل به طاعتت را روزی ما گردان، وما را بر دینت وبر روش پیامبرت (درود خدا بر او وخاندانش) بمیران.
- تقاضای پوشش بر گناهان: اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لي وَلِوالِدَيَّ وَارْحَمْهُما كَما رَبَّياني صَغيراً، اِجْزِهما بِالاِحسانِ اِحْساناً وَبِالسَّيِّئاتِ غُفْراناً، اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ الاَحياءِ مِنْهُمْ وَالاَمواِت، وَتابِعْ بَيْنَنا وَبَيْنَهُمْ بِالْخَيْراتِ، اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لِحَيِّنا وَمَيِّتِنا، وَشاهِدِنا وَغائِبِنا، ذَكَرِنا وَاُنْثانا، صَغيرِنا وَكَبيرِنا، حُرِّنا وَمَمْلُوكِنا،
خدایا، من وپدر ومادرم را بیامرز وبه هر دوی آنها رحم کن، چنانکه مرا به گاه کودکی پروردند، احسان هردو را به احسان وبدیهایشان را به آمرزش پاداش ده، خدایا، مردان وزنان مؤمن را بیامرز، چه زنده وچه مردهی آنان، وبین ما وآنان با نیکیها پیوند ده. خدایا، بیامرز زنده ومردهی ما را، حاضر وغائب ما را، مرد وزن ما را، کوچک وبزرگ ما را، آزاد وغیر آزاد ما را.
- تقاضای جلوگیری از گناه:
- تقاضای عاقبت به خیری: كَذَبَ الْعادِلُونَ بِاللهِ[1] وَضَلُّوا ضَلالاً بَعيداً، وَخَسِرُوا خُسْراناً مُبيناً، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاخْتِمْ لي بِخَيْر،
برگشتگان از خدا دروغ گفتند، وگمراه شدند گمراهی دوری، وزیان کردند زیانی آشکار، خدایا بر محمّد وخاندان محمّد درود فرست، وزندگیم را ختم به خیر فرما.
- تقاضای دوری از اسباب انحراف: وَاكْفِني ما اَهَمَّني مِنْ اَمْرِ دُنْيايَ وَآخِرَتي وَلا تُسَلِّطْ عَلَيَّ مَنْ لا يَرْحَمُني، وَاجْعَلْ عَلَيَّ مِنْكَ واقِيَةً باقِيَةً، وَلا تَسْلُبْني صالِحَ ما اَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ، وَارْزُقْني مِنْ فَضْلِكَ رِزْقاً واسِعاً حَلالاً طَيِّباً،
ومرا از آنچه بیقرارم کرده از کار دنیا وآخرتم کفایت کن، وکسی که به من رحم نمیکند بر من چیره مساز، وبر من از سوی خود نگهبانی همیشگی قرار ده، واز من شایستگی آنچه را که به من لطف کردی مگیر، واز فضلت روزی گسترده حلال پاکیزه نصیب من کن.
- حج وزيارة مانع انحراف اند: اَللّـهُمَّ احْرُسْني بِحَراسَتِكَ، وَاحْفَظْني بِحِفْظِكَ، وَاكْلاَني بِكِلائَتِكَ، وَارْزُقْني حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ في عامِنا هذا وَفي كُلِّ عام، وَزِيارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ وَالاَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ، وَلا تُخْلِني يا رَبِّ مِنْ تِلْكَ الْمَشاهِدِ الشَّريفَةِ، وَالْمَواقِفِ الْكَريمَةِ،
خدایا، به نگهبانیات مرا نگهبانی کن، وبه نگهداریات مرا نگهدار، وبه پاسداریات از من پاسداری کن، وزیارت خانهات را در این سال ودر هر سال وزیارت مرقد پیامبرت وامامان (که درود بر آنان باد) را روزی من کن، پروردگارا از این مشاهد برجسته وبا مزیّت ومواقف بس باارزش مرا محروم مساز.
- توبة وخشیت (ترس) مانع اند: اَللّـهُمَّ تُبْ عَلَيَّ حَتّى لا اَعْصِيَكَ، وَاَلْهِمْنِيَ الْخَيْرَ وَالْعَمَلَ بِهِ، وَخَشْيَتَكَ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ ما اَبْقَيْتَني يا رَبَّ الْعالَمينَ،
خدایا، به من روی آور تا نافرمانیات نکنم، وخیر وعمل به آن وهراس از خودت را در شب وروز تا گاهی که مرا زنده میداری به من الهام کن، ای پروردگار جهانیان.
ثانياً. موانع (مانعهای) عبادت:
- حوادث منع کننده:
- خدا توفيق را پس میگیرد: اَللّـهُمَّ اِنّي كُلَّما قُلْتُ قَدْ تَهَيَّأتُ وَتَعَبَّأتُ وَقُمْتُ لِلصَّلاةِ بَيْنَ يَدَيْكَ وَناجَيْتُكَ اَلْقَيْتَ عَلَيَّ نُعاساً اِذا اَنَا صَلَّيْتُ، وَسَلَبْتَني مُناجاتِكَ اِذا اَنَا ناجَيْتُ،
خدایا، هرگاه گفتم که من مهیا وآماده شدهام، ودر پیشگاهت به نماز ایستادم وبا تو راز گفتم، آنگاه اگر وارد نماز شدم چرتی بر من افکندی، واگر راز ونیاز کردم راز گفتن را از من گرفتی.
- بروز مانعها: ما لي كُلَّما قُلْتُ قَدْ صَلُحَتْ سَريرَتي، وَقَرُبَ مِنْ مَجالِسِ التَّوّابينَ مَجْلِسي، عَرَضَتْ لي بَلِيَّةٌ اَزالَتْ قَدَمي، وَحالَتْ بَيْني وَبَيْنَ خِدْمَتِكَ،
مرا چه شده؟ هرگاه گفتم نهانم شایسته شده وجایگاهم به جایگاه توبهکنندگان نزدیک گشته، برایم گرفتاری پیش آمد، که بر اثر آن گرفتاری پایم لغزید ومیان من وخدمت به تو مانع شد.
- اسباب موانع:
- پشت کردن به خدا: سَيِّدي لَعَلَّكَ عَنْ بابِكَ طَرَدْتَني، وَعَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيْتَني، اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيْتَني مُسْتَخِفّاً بِحَقِّكَ فَاَقْصَيْتَني، اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيْتَني مُعْرِضاً عَنْكَ فَقَلَيْتَني،
سرور من شاید، مرا از درگاهت راندهای واز خدمتت برکنار نمودهای، یا مرا دیدهای که حقّت را سبک میشمارم پس از پیشگاهت دورم ساختی، یا شاید مرا رویگردان از خود مشاهده کردی، پس مرا مورد خشم قرار دادی.
- شكر نکردن: اَوْ لَعَلَّكَ وَجَدْتَني في مَقامِ الْكاذِبينَ فَرَفَضْتَني، اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيْتَني غَيْرَ شاكِرٍ لِنَعْمائِكَ فَحَرَمْتَني،
یا شاید مرا در جایگاه دروغگویان یافتی، پس به دورم انداختی، یا شاید مرا نسبت به نعمتهایت ناسپاس دیدی، پس محرومم کردی.
- همنشینی با نالایقان: اَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَني مِنْ مَجالِسِ الْعُلَماءِ فَخَذَلْتَني، اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيْتَني فِى الْغافِلينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَني، اَوْ لَعَلَّكَ رَاَيْتَني آلف مَجالِسِ الْبَطّالينَ فَبَيْني وَبَيْنَهُمْ خَلَّيْتَني،
یا شاید مرا از همنشینی دانشمندان غایب یافتی، پس خوارم نمودی، یا شاید مرا در گروه بیخبران دیدی، پس از رحمتت ناامیدم کردی، یا شاید مرا انس یافته با مجالس بیکارهها دیدی، پس مرا به آنان واگذاشتی.
- زیادی گناهان: اَوْ لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ اَنْ تَسْمَعَ دُعائي فَباعَدْتَني، اَوْ لَعَلَّكَ بِجُرْمي وَجَريرَتي كافَيْتَني، اَوْ لَعَلَّكَ بِقِلَّةِ حَيائي مِنْكَ جازَيْتَني،
یا شاید دوست نداشتی دعایم را بشنوی پس دورم نمودی، یا شاید به خاطر جرم وجنایتم کیفرم نمودی، یا شاید برای کمی حیایم از تو، مجازاتم نمودی.
- تقاضای برطرف کردن موانع:
- فرار به سوی بخشش او: فَاِنْ عَفَوْتَ يا رَبِّ فَطالما عَفَوْتَ عَنِ الْمُذْنِبينَ قَبْلي، لاَنَّ كَرَمَكَ اَيْ رَبِّ يَجِلُّ عَنْ مُكافاةِ الْمُقَصِّرينَ، وَاَنَا عائِذٌ بِفَضْلِكَ، هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ، مُتَنَجِّزٌ ما وَعَدْتَ مِنَ الصَّفْحِ عَمَّنْ اَحْسَنَ بِكَ ظَنّاً،
پس اگر پروردگارا گذشت کنی، که پیش از من سابقۀ گذشت از گناهکاران بسیار داری، زیرا کرمت پروردگارا بزرگتر از این است که اهل تقصیر را مجازات کنی، ومن پناهندۀ به فضل توأم، از تو به تو گریزانم، خواهان چیزی هستم که وعده دادهای، وآن چشمپوشی از کسانی است که به تو گمان نیک بردهاند.
- تملق به بردباری او: اِلهي اَنْتَ اَوْسَعُ فَضْلاً، وَاَعْظَمُ حِلْماً مِنْ اَنْ تُقايِسَني بِعَمَلي اَوْ اَنْ تَسْتَزِلَّني بِخَطيئَتي، وَما اَنَا يا سَيِّدي وَما خَطَري، هَبْني بِفَضْلِكَ سَيِّدي، وَتَصَدَّقْ عَلَيَّ بِعَفْوِكَ، وَجَلِّلْني بِسَتْرِكَ، وَاعْفُ عَنْ تَوْبيخي بِكَرَمِ وَجْهِكَ،
خدایا فضل تو گستردهتر وبردباریات بزرگتر از آن است که مرا به کردارم بسنجی، یا به خطایم بلغزانی، ای آقایم من چیستم وچه ارزشی دارم، سرور من، مرا به فضلت ببخش وباگذشتت بر من کرم کن، وبه پردهپوشیات خطاهایم را بپوشان، وبه بزرگواری وجودت از توبیخم درگذر.
[1] . العادلون بالله: کسانی اند که شرک ورزیده ودیگری را معادل خدا دانسته اند.
