الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتزیارت جامعهجلسه بیست و دوم

جلسه بیست و دوم

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

[22]

ثانیا- رابطۀ ائمه با خدا:

دو- هدف از ايجاد ائمه:

  1. نكات مثبتي كه بايد در آنها ايجاد شود: خداوند آن نکات مثبت را با موارد ذیل ایجاد کرد: برگزیدن، پسندیدن، انتخاب کردن، اختیار نمودن، عزیز کردن، اختصاص دادن، نورانی کردن، وحمایت فرمودن، ودر نتیجه آنها به آن درجات عالی رسیدند، که در شمارۀ 2 آمده است.

 

(1) اصْطَفاكُمْ بِعِلْمِهِ: شما را با دانشش برگزید، یعنی علمی که باید نازل شود را به شما اختصاص داد، وبدینوسیله شما خزانه‏داران دانش خدا (خزنةً لعلمه) شدید.

 

(2) وَارْتَضاكُمْ لِغَيْبِهِ: وشما را برای غیبش پسندید، ولی حکمت ووحی خدا جزء غیب او است، پس خداوند کسی جز معصومین را برای حکمت ووحی خود نپسندید، لذا شما را محل نگهداری برای حکمتش (مُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِهِ) ومفسّران وحی‌اش (تَراجِمَةً لِوَحْيِهِ) قرار داد. ولذا توحید برای انسان کامل نشود مگر با اعتقاد به شما، یعنی اینکه شما پایه‌های یگانه‌پرستی‌اش (اَرْكاناً لِتَوْحيدِهِ) شدید. ودر اینجا اشاره شده به آیۀ: “عالم الغيب فلا يظهر على غيبه احدا إلا من ارتضى من رسول”[1]، {دانای غیب او است وهیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمی‌سازد، مگر رسولانی که آنان را برگزیده است}، وعلم ائمة عليهم السلام به واسطۀ پیامبر است.

  1. سدير الصيرفي گوید: حمران بن اعين را شنیدم که از امام باقر دربارۀ این آیه میپرسد: “بديع السموات والارض”[2]، {هستی بخش آسمانها وزمین او است}، امام عليه السلام فرمود: (ان الله عز وجل ابتدع الاشياء كلها بعلمه على غير مثال كان قبله، فابتدع السموات والارضين ولم يكن قبلهن سموات ولا ارضون، اما تسمع لقوله تعالى: “وكان عرشه على الماء”)، {خدای عزوجل تمام اشیاء را بدون داشتن مثال گذشته‏ای آفرید، وبدین صورت آسمانها وزمین را آفرید بدون اینکه پیش از آن آسمان وزمینی باشد، مگر این آیه را نشنیده‏ای: “وعرش او بر آب قرار داشت”}.

المیزان بتصرف: ان الأشياء الحية قد جعلت من الماء، فمادة الماء هي مادة الحياة، وكان عرشه يوم خلق السماوات والأرض على الماء، اي أن ملكه تعالى كان مستقرا يومئذ على هذا الماء الذي هو مادة الحياة، فعرش الملك مظهر ملكه، واستقراره على محل هو استقرار ملكه عليه.

حمران گفت: این آیه را چه میگوئید: “عالم الغيب فلا يظهر على غيبه أحدا”، {دانای غیب او است وهیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمی‌سازد}، امام باقر عليه السلام فرمود: (“إلا من ارتضى من رسول”، وكان والله محمد ممن ارتضاه، واما قوله عالم الغيب، فإن الله عز وجل عالم بما غاب عن خلقه فيما يقدر من شيء

ويقضيه في علمه قبل ان يخلقه وقبل ان يقضيه إلى الملائكة، فذلك يا حمران علم موقوف عنه إليه، فيه المشية فيقضيه إذا أراد، ويبدو له فيه فلا يمضيه، فاما العلم الذي يقدره الله عز وجل ويقضيه ويمضيه فهو العلم الذي انتهى إلى رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ثم الينا)، {“مگر رسولانی که آنان را برگزید”، به خدا قسم محمد از آنهایی بود که برگزید، واما اینکه میگوید دانای غیب، خدای عزوجل دانا است به آنچه از خلق او پوشیده است، در رابطه با آنچه در علم خویش تقدیر وقضاوت میکند، آنهم پیش از اینکه آن را بیافریند، وپیش از آنکه قضاوتش را به ملائکه بدهد، پس ای حمران آن علم از او وبرای او موقوف است، ودربارۀ آن اراده میفرماید، اگر خواست آن را قابل اجرا مینماید، واگر بدا حاصل شد آن را نگه میدارد، پس علمی که خدای عزوجل تقدیر، قضاوت وقابل اجرا قرار میدهد آن علم به رسول الله میرسد، واز ایشان به ما}.

  1. واز امام صادق با اسانيد فراوان آمده است که فرمود: إذا أراد الامام ان يعلم شيئا أعلمه الله ذلك، {اگر امام بخواهد چیزی را بداند، خداوند آن را به او یاد میدهد}.
  2. أبوبصير گوید: امام صادق فرمود: أي امام لا يعلم ما يصيبه وإلى ما يصير، فليس ذلك بحجة الله على خلقه، {هر امامی که نداند چه بر سر او خواهد آمد، وعاقبتش به کجا خواهد رسید، نمیتواند حجت خدا بر خلق او باشد}.
  3. امام كاظم از پدرش از جدش نقل میکند که ایشان در شبی که علي بن الحسين عليه السلام رحلت نمود شربتی را برای ایشان آورد وگفت: (يا أبت اشرب هذا)، {پدر، این را بنوش}، فرمود: (يا بني ان هذه الليلة التي أقبض فيها، وهي الليلة التي قبض فيها رسول الله)، {پسرم، من امشب رحلت میکنم، واین همان شبی است که رسول الله رحلت نمود}.
  4. حمران بن أعين از امام صادق نقل میکند که فرمود: (أُتي رسول الله برمانتين، فأكل رسول الله احداهما وكسر الاخرى بنصفين فأكل نصفا واطعم عليا نصفا، ثم قال رسول الله: يا أخي هل تدري ما هاتان الرمانتان؟ قال: لا، قال: أما الاولى فالنبوة ليس لك فيها نصيب، واما الأخرى فالعلم، انت شريكي فيه)، {دو عدد انار برای رسول الله آوردند، حضرت یکی از آنها را میل کرد ودیگری را دو نیم نمود، نیمی را میل کرد ونیمۀ دوم را به علی داد، سپس رسول الله فرمود: برادرم، آیا میدانی این دو انار چه بودند، گفت: نه، فرمود: اولی نبوت بود که تو سهمی از آن نداری، واما دومی علو بود که تو در آن شریکی با من}.

حمران میپرسد: خداوند صلاح را به تو دهد، چگونه او شریک ایشان در علم بود؟ فرمود: (لم يُعَلِّم الله محمدا صلى الله عليه وآله وسلم علما إلا وأمره أن يُعَلِّم عليا)، {خداوند علمی را به محمد صلى الله عليه وآله وسلم یاد نداد مگر اینکه به او دستور داد به علی یاد دهد}.

  1. ودر روايتی از محمد بن مسلم است که امام باقر عليه السلام فرمود: (فلم يعلم والله رسول الله حرفا مما علمه الله عز وجل إلا وقد علمه عليا، ثم انتهى العلم الينا، ثم وضع يده على صدره)، {به خدا سوگند، رسول الله هر حرفی که از خدا یاد گرفته به علی یاد داده است، سپس آن علم به ما رسیده است} آنگاه امام دست خود را بر سینه‏اش قرار داد.

 

(3) وَاخْتارَكُمْ لِسِرِّهِ: وشما را برای رازش انتخاب کرد، ولذا شما نگهبانان راز خدایید (وَحَفَظَةً لِسِرِّهِ).

  1. در کتاب بصائر از أبوالجارود نقل میکند که امام باقر عليه السلام فرمود: (ان رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم دعا عليا في المرض الذي توفي فيه فقال: “يا علي أدن مني حتى أسر اليك ما أسر الله إلي، وائتمنك على ما ائتمنني الله عليه”، ففعل ذلك رسول الله بعلي وفعله علي بالحسن وفعله الحسن بالحسين وفعله الحسين بابي وفعله أبي بي صلوات الله عليهم أجمعين)، {رسول الله در ایام بیماری آخر که بواسطۀ آن درگذشت، علی را خواست وفرمود: “ای علی، به من نزدیک شو تا رازهایی که خدا به من داده است را به تو بدهم، وتو را امانت دار آنچه خدا مرا امانت دار آن ساخت قرار دهم”، ورسول الله این کار را برای علی انجام داد، وعلی نیز برای حسن، وحسن برای حسین، وحسین برای پدرم، وپدرم برای من انجام دادند، ودرود خداوند بر تمام آنها باد}.
  2. جابر از امام صادق عليه السلام نقل میکند که فرمود: (ان أمرنا سر مستسر، وسر لا يفيده إلا سر، وسر على سر، وسر مقنع بسر)، {امر ما رازی است در درون راز، ورازی است که بدردش نمیخورد جز راز، ورازی است بر راز، ورازی است پوشیده شده در راز}.

 

 

[1]. سورة الجن: آية 26.

[2]. سورة البقرة: آية 117.

icon