جلسه 4
(4)
جلسۀ چهارم
دو اشکال:
- اشکال اول: چرا خدا را به شاه تشبیه میکنیم؟ اولا شاه یک انسان ناتوان و بی ارزش است و نباید ساحت قدس الهی را اینگونه پائین آورد، و ثانیا معمولا سلاطین انسانهای خبیث و بدی بودهاند که تشبیه خدا به آنها توهین به خداوند است.
جواب: تشبیه ذات اقدس الهی به مخلوقاتش اصلا درست نیست، حتی به بهترین و پاکترین آنها مانند پیامبران و ائمه، ولی اولا ما قدرت را به قدرت تشبیه میکنیم، و ثانیا وجه شبه را در نظر میگیریم.
وقتی یک انسان میخواهد دعا کند باید خود را به عنوان موجودی ذلیل و خوار در برابر قدرت عظیم و بیانتهای الهی تصور کند، و چون انسان خدا را نمیبیند، و انسان معمولی قدرت خدا را اصلا درک نمیکند و نمیتواند تصور درستی از ذلت خود و عظمت خدا داشتهباشد، ما آن قدرت عظیم بیانتها را به تنها قدرتی که به ظاهر عظیم و بیانتهاست یعنی قدرت شاه تشبیه میکنیم تا به خودمان کمک کنیم برای تصور درست از ذلت خود و عظمت او.
وجه شبه در این دو قدرت این است که در هر دو حالت قدرت بالاتری وجود ندارد، البته دربارۀ قدرت شاه، نداشتن قدرت بالاتر تنها یک ظاهر است که ما همان ظاهر را در این تشبیه در نظر میگیریم والا شاه هم در قبضۀ قدرت الهی است.
با توجه به وجه شبه، دیگر عملکرد نادرست سلاطین در طول تاریخ ربطی به موضوع نخواهد داشت، و تنها این اشکال میماند که تشبیه خدا به آدمهای بد درست نیست، هرچند وجه شبه فرق کند، ولی این میان عقلا معمول است و شاید بهترین مثال آن تشبیه حافظ شاعر بزرگ است که خدا را به معشوقه تشبیه میکند، وبیتوجهی به دنیا برای لقای معشوق را به مست شدن در نتیجۀ شرابخواری.
- اشکال دوم: اینگونه نیست که تمام مناجات شعبانیه مقدمه بوده، و دعا فقط یک جمله باشد، و اگر اینگونه بگوئیم آنگاه بخش بزرگی از دعا را کم ارزش خواهيم دانست، در حالی که جمله به جملۀ این مناجات نورانى است.
جواب: مناجات را مانند باغ بسيار زيبايى میدانیم كه راه رسيدن به آن هم پر از گل و درخت و آب روان است، لازم به توضيح است كه همۀ اين مناجات در واقع دعا و ارتباط با خداست، و اينكه ما ميگوييم هدف اصلی جاى ديگری است، به اين معنى نيست كه بقيۀ دعا اهميتى ندارد، بقيه هم راهند و هم هدف، راهند براى رسيدن به نكته اصلى و خود نيز هدفند كه وسيله تقرب انسان به خدا مىشوند.
اینکه بگوئیم جمله به جملۀ این مناجات نور است، کاملا درست میباشد و با بسیاری از دعاهای دیگر فرق دارد ولذا خود ائمه نیز به آن توجه خاص داشته اند، و عرفا نیز بیش از حد روی آن تکیه میکنند، شاید دلیلش تفاوت حالتهای ائمه در حال دعا باشد، مثلاً امام حسين (عليه السلام) در ابتداى دعاى عرفه با آرامش مىخوانده، ولى بعد از مدتى حالت روحى فوقالعادهای پيدا كرده كه راوى متوجه شده و آن را نقل كردهاست.
در اين مناجات هم ظاهراً امام (علیه السلام) يكى از حالتهاى فوقالعادۀ انس پيدا كرده كه اينگونه با خداوند سخن گفتهاست.
***
