مقدمه مناجات شعبانیه
مناجات شعبانية
اين مناجاتى است كه ابن خالويه روايت كرده و گفتهاست این مناجات أميرالمؤمنين و سایر ائمه (عليهم السلام) است كه در ماه شعبان میخواندند:
متن دعا
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاسْمَعْ دُعائي اِذا دَعَوْتُكَ، وَاْسمَعْ نِدائي اِذا نادَيْتُكَ، وَاَقْبِلْ عَليَّ اِذا ناجَيْتُكَ، فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَيْكَ، وَوَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيكَ مُسْتَكيناً لَكَ، مُتَضرِّعاً اِلَيْكَ، راجِياً لِما لَدَيْكَ ثَوابي، وَتَعْلَمُ ما في نَفْسي، وَتَخْبُرُ حاجَتي، وَتَعْرِفُ ضَميري، وَلا يَخْفى عَلَيْكَ اَمْرُ مُنْقَلَبي وَمَثْوايَ، وَما اُريدُ اَنْ اُبْدِيَ بِهِ مِنْ مَنْطِقي، واَتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتي، وَاَرْجُوهُ لِعاقِبَتي، وَقَدْ جَرَتْ مَقاديرُكَ عَليَّ يا سَيِّدي فيما يَكُونُ مِنّي اِلى آخِرِ عُمْري مِنْ سَريرَتي وَعَلانِيَتي، وَبِيَدِكَ لا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيادَتي وَنَقْصي وَنَفْعي وَضرّي، اِلـهي اِنْ حَرَمْتَني فَمَنْ ذَا الَّذي يَرْزُقُني، وَاِنْ خَذَلْتَني فَمَنْ ذَا الَّذي يَنْصُرُني، اِلـهي اَعُوذُ بِكَ مِنَ غَضَبِكَ وَحُلُولِ سَخَطِكَ، اِلـهي اِنْ كُنْتُ غَيْرَ مُسْتاْهِل لِرَحْمَتِكَ فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجُودَ عَليَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ، اِلـهي كَأَنّي بِنَفْسي واقِفَةٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَقَدْ اَظَلَّها حُسْنُ تَوَكُّلي عَلَيْكَ، فَقُلْتَ ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَتَغَمَّدْتَني بِعَفْوِكَ، اِلـهي اِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ اَوْلى مِنْكَ بِذلِكَ، وَاِنْ كانَ قَدْ دَنا اَجَلي وَلَمْ يُدْنِني مِنْكَ عَمَلي فَقَدْ جَعَلْتُ الاِقْرارَ بِالذَّنْبِ اِلَيْكَ وَسيلَتي، اِلـهي قَدْ جُرْتُ عَلى نَفْسي في النَّظَرِ لَها، فَلَها الْوَيْلُ اِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها، اِلـهي لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَيَّ اَيّامَ حَياتي فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنّي في مَماتي، اِلـهي كَيْفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لي بَعْدَ مَماتي، وَاَنْتَ لَمْ تُوَلِّني إلاّ الْجَميلَ في حَياتي، اِلـهي تَوَلَّ مِنْ اَمْري ما اَنْتَ اَهْلُهُ، وَعُدْ عَلَيَّ بِفَضْلِكَ عَلى مُذْنِب قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ، اِلـهي قَدْ سَتَرْتَ عَلَيَّ ذُنُوباً في الدُّنْيا وَاَنَا اَحْوَجُ اِلى سَتْرِها عَلَيَّ مِنْكَ في الاُخْرى، اِذْ لَمْ تُظْهِرْها لاَحَد مِنْ عِبادِكَ الصّالِحينَ، فَلا تَفْضَحْني يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى رُؤُوسِ الاَشْهادِ، اِلـهي جُودُكَ بَسَطَ اَمَلي، وَعفْوُكَ اَفْضَلُ مِنْ عَمَلي، اِلـهي فَسُرَّني بِلِقائِكَ يَوْمَ تَقْضي فيهِ بَيْنَ عِبادِكَ، اِلـهىِ اعْتِذاري اِلَيْكَ اعْتِذارُ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ، فَاقْبَلْ عُذْري يا اَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ اِلَيْهِ الْمُسيئُونَ، اِلـهي لا تَرُدَّ حاجَتي، وَلا تُخَيِّبْ طَمَعي، وَلا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجائي وَاَمَلي، اِلـهي لَوْ اَرَدْتَ هَواني لَمْ تَهْدِني، وَلَوْ اَرَدْتَ فَضيحَتي لَمْ تُعافِني، اِلـهي ما اَظُنُّكَ تَرُدُّني في حاجَة قَدْ اَفْنَيْتُ عُمْري في طَلَبَها مِنْكَ، اِلـهي فَلَكَ الْحَمْدُ اَبَداً اَبَداً دائِماً سَرْمَداً، يَزيدُ وَلا يَبيدُ كَما تُحِبُّ وَتَرْضى، اِلـهي اِنْ اَخَذْتَني بِجُرْمي اَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ، وَاِنْ اَخَذْتَني بِذُنُوبي اَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ، وَاِنْ اَدْخَلْتَني النّارَ اَعْلَمْتُ اَهْلَها اَنّي اُحِبُّكَ، اِلـهي اِنْ كانَ صَغُرَ في جَنْبِ طاعَتِكَ عَمَلي فَقَدْ كَبُرَ في جَنْبِ رَجائِكَ اَمَلي، اِلـهي كيف اَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالَخْيبَةِ مَحْروماً، وَقَدْ كانَ حُسْنُ ظَنّي بِجُودِكَ اَنْ تَقْلِبَني بِالنَّجاةِ مَرْحُوماً، اِلـهي وَقَدْ اَفْنَيْتُ عُمْري في شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ، وَاَبْلَيْتُ شَبابي في سَكْرَةِ التَّباعُدِ مِنْكَ، اِلـهي فلَمْ اَسْتَيْقِظْ اَيّامَ اغْتِراري بِكَ وَرُكُوني اِلى سَبيلِ سَخَطِكَ، اِلـهي وَاَنَا عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ قائِمٌ بَيْنَ يَدَيْكَ، مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ اِلَيْكَ، اِلـهي اَنَا عَبْدٌ اَتَنَصَّلُ اِلَيْكَ، مِمَّا كُنْتُ اُواجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْيائي مِنْ نَظَرِكَ، وَاَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ اِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ، اِلـهي لَمْ يَكُنْ لي حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلاّ في وَقْت اَيْقَظْتَني لِمحَبَّتِكَ، وَكَما اَرَدْتَ اَنْ اَكُونَ كُنْتُ، فَشَكَرْتُكَ بِاِدْخالي في كَرَمِكَ، وَلِتَطْهيرِ قَلْبي مِنْ اَوْساخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ، اِلـهي اُنْظُرْ اِلَيَّ نَظَرَ مَنْ نادَيْتَهُ فَاَجابَكَ، وَاْستَعْمَلتُهُ بِمَعونَتِكَ فَاَطاعَكَ، يا قَريباً لا يَبْعُدُ عَنِ المُغْتَرِّ بِهِ، وَيا جَواداً لايَبْخَلُ عَمَّنْ رَجا ثَوابَهُ، اِلـهي هَبْ لي قَلْباً يُدْنيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَلِساناً يُرْفَعُ اِلَيْكَ صِدْقُهُ، وَنَظَراً يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ، اِلـهي إنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَيْرُ مَجْهُول وَمَنْ لاذَ بِكَ غَيْرُ مَخْذُول، وَمَنْ اَقْبَلْتَ عَلَيْهِ غَيْرُ مَمْلُول، اِلـهي اِنَّ مَن انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنيرٌ وِاِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجيرٌ، وَقَدْ لُذْتُ بِكَ يا اِلـهي فَلا تُخَيِّبْ ظَنّي مِنْ رَحْمَتِكَ، وَلا تَحْجُبْني عَنْ رَأفَتِكَ، اِلـهي اَقِمْني في اَهْلِ وِلايَتِكَ مُقامَ مَنْ رَجَا الزِّيادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ، اِلـهي وَاَلْهِمْني وَلَهاً بِذِكْرِكَ اِلى ذِكْرِكَ وَهِمَّتي في رَوْحِ نَجاحِ اَسْمائِكَ وَمَحَلِّ قُدْسِكَ، اِلـهي بِكَ عَلَيْكَ إلاّ اَلْحَقْتَني بِمَحَلِّ اَهْلِ طاعَتِكَ وَالْمَثْوىَ الصّالِحِ مِنْ مَرْضاتِكَ، فَاِنّي لا اَقْدِرُ لِنَفْسي دَفْعاً، وَلا اَمْلِكُ لَها نَفْعاً، اِلـهي اَنَا عَبْدُكَ الضَّعيفُ الْمُذْنِبُ، وَمَمْلُوكُكَ الْمُنيبُ، فَلا تَجْعَلْني مِمَّنْ صَرَفتَ عَنْهُ وَجْهَكَ، وَحَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ، اِلـهي هَبْ لي كَمالَ الانْقِطاعِ اِلَيْكَ، وَاَنِرْ اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها اِلَيْكَ، حَتّى تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ اِلى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ، وَتَصيرَ اَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ، اِلـهي وَاْجَعَلْني مِمَّنْ نادَيْتَهُ فَاَجابَكَ، وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ، فَناجَيْتَهُ سِرّاً وَعَمِلَ لَكَ جَهْراً، اِلـهي لَمْ اُسَلِّطْ عَلى حُسْنِ ظَنّي قُنُوطَ الاِياسِ، وَلاَ انْقَطَعَ رَجائي مِنْ جَميلِ كَرَمِكَ، اِلـهي اِنْ كانَتِ الْخَطايا قَدْ اَسْقَطَتْني لَدَيْكَ، فَاصْفَحْ عَنّي بِحُسْنِ تَوَكُّلي عَلَيْكَ، اِلـهي اِنْ حَطَّتْني الذُّنوبُ مِنْ مَكارِمِ لُطْفِكَ، فَقَدْ نَبَّهَني الْيَقينُ اِلى كَرَمِ عَطْفِكَ، اِلـهي اِنْ اَنَامَتْنِى الْغَفْلَةُ عَنِ الاسْتْعِدادِ لِلِقائِكَ، فَقَدْ نَبَّهَني الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلائِكَ، اِلـهي اِنْ دَعاني اِلى النّارِ عَظيْمُ عِقابِكَ، فَقَدْ دَعاني اِلَى الْجَنَّةِ جَزيلُ ثَوابِكَ اِلـهي فَلَكَ اَسْأَلُ وَاِلَيْكَ اَبْتَهِلُ وَاَرْغَبُ، وَاَساَلُكَ اَنْ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاَنْ تَجْعَلَني مِمَّنْ يُديمُ ذِكَرَكَ، وَلا يَنْقُضُ عَهْدَكَ، وَلايَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ، وَلا يَسْتَخِفُّ بِاَمْرِكَ، اِلـهي وَاَلْحِقْني بِنُورِ عِزِّكَ الاَبْهَجِ، فَاَكُونَ لَكَ عارِفاً، وَعَنْ سِواكَ مُنْحَرِفاً، وَمِنْكَ خائِفاً مُراقِباً، يا ذَا الْجَلالِ وَالاِكْرامِ، وَصَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد رَسُولِهِ وَآلِهِ الطّاهِرينَ وَسَلَّمَ تَسْليماً كَثيراً.
ترجمه
خداوندا بر مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد درود فرست، و هرگاه تو را دُعا کردم به دعای من گوش فرا ده، و هرگاه تو را صدا زدم صدای مرا بشنو، و هرگاه با تو سخن گفتم به من روی آور، زیرا که من به سوی تو فرار کرده، و در برابر تو ذلیلانه ایستاده و اظهار ناتوانی نمودهام، به امید آنکه پاداشی از سوی تو دریافت کنم، تو میدانی که در دل من چیست، و از نیاز من اطلاع داری، و از وجدان من آگاهی، و جایگاه بازگشت و استقرار مرا میدانی، و من نمیخواهم درونم را با منطق خود آغاز کنم، و آن را برای خواسته خود به زبان آورم، و برای عاقبت خود آرزو نمایم، مولای من تمام مسائلی که از من به طور علنی یا مخفیانه تا پایان عمرم سر خواهدزد را تو اندازهگیری نمودهای، فزونی و کاهش و نفع و ضرر من به دست تو بوده نه به دست دیگری، خداوندا اگر مرا محروم کنی پس دیگر چه کسی هست که مرا روزی دهد، و اگر مرا یاری نکنی پس دیگر چه کسی هست که مرا یاری کند. خداوندا من از خشم تو و برقراری کینه تو به تو روی آورم، خداوندا گرچه من سزاوار رحمت تو نیستم ولی برازندۀ توست که از اضافات دارایی خود بر من سخاوت نمایی، خداوندا گویا من در حالی در برابر تو ایستادهام، که توکل نیکوی من بر تو، سایه بر من افکندهاست، آنگاه تو آنچه را فرمودی که سزاوارت بود و مرا با بخشش خود در برگرفتی، خداوندا مگر چه کسی در این زمینه سزاوارتر از توست که مرا ببخشد، و هرچند که مرگ من نزدیک گشته و تلاشم مرا به تو نزدیک نمیکند ولی من اعتراف به گناه خویشتن را وسیله خود (برای رسیدن) به سوی تو قرار دادهام، خداوندا من با فرصت دادن به خویش بر خود جفا کردم، پس وای بر نفس من اگر آن را نبخشی، خداوندا احسان تو بر من در طول زندگیام ادامه داشت، پس احسانت را هنگام مرگ از من نگیر، خداوندا چگونه پس از مرگ ناامید از توجه نیکوی تو باشم در حالی که در زندگیام جز محبت از جانب تو به من نرسیدهاست. خداوندا مسائل مرا آنچنان که شایسته توست برگزار کن، تو بر گناهکاری که در جهالت خود غوطهور است مرحمت میکنی پس بر من نیز آنگونه توجه فرما، خداوندا تو گناههایی از من در دنیا پوشاندهای که من نیاز دارم که تو بیش از این آنها را در آخرت بپوشانی، زیرا که تو آنها را بر بندگان درستکار خود نمایان نکردی پس آبروی مرا در روز قیامت و در ملأ عام نبر. خداوندا کرم تو آرزوهای مرا پهناور ساخت، و بخشش تو برتر از کار من است، پس خدایا در روزی که به قضاوت در میان بندگان خود مینشینی مرا خوشنود فرما، خداوندا عذرخواهی من در برابر تو عذرخواهی کسی است که از پذیرش عذر خود بی نیاز نیست، پس عذر مرا بپذیر ای والاترین کسی که گناهکاران نزد او عذرخواهی میکنند. خداوندا خواسته مرا رد نکن و طمع مرا ناامید ننما، و امید و آرزوی مرا قطع نفرما، خداوندا اگر ذلت مرا میخواستی مرا هدایت نمیکردی، و اگر میخواستی که آبروی مرا ببری مرا عافیت نمیدادی، خداوندا گمان نکنم که خواستهای را از من رد کنی که عمرم را در طلب آن گذراندهام، پس خدایا ستایش از آن توست همیشه و همیشه، دایم و بیانتها، فزونی یافته و از بین نرود همانگونه که تو خواهی و بدان رضایت دهی، خدایا اگر مرا بر جرمم بگیری، من نیز تو را به عفوت بگیرم و اگر به گناهانم بنگری، جز به آمرزشت ننگرم و اگر مرا به آتش اندازی به ساکنان آن اعلام میدارم که تو را دوست دارم، خداوندا اگرچه کار من در کنار طاعت تو کوچک آید ولی امید من در کنار امیدواریام به تو بزرگ آید، خداوندا چگونه تهیدست ومحروم از پیش تو بازگردم در حالی که نظری نیکو دربارۀ کرم تو داشتم مبنی بر اینکه با نجات و مرحمت مرا برگردانی، خداوندا من عمرم را در شر فراموشی از تو گذراندم، و جوانیام را در مستیِ دوری جستن از تو از بین بردم، پس ای خدا من در ایام مغرور بودن به (بخشش) تو و تاکید نمودن در جهت خشمت به هوش نیامدم، و من ای خدا بنده و فرزند بندۀ تو هستم که در برابر تو ایستاده و برای رسیدن به تو به کرمت توسل نمودهام، خداوندا من بندهای هستم که سعی میکنم به سوی تو گریزم از مسایلی که به خاطر آنها من در روی تو ایستادم، آن هم به دلیل اینکه از نگاه تو کمتر حیا میکردم، و من تقاضای بخشش از تو دارم زیرا که بخشش صفتی برای کرم توست، خداوندا من توانایی نداشتم که از معصیت تو کنار روم مگر وقتی که مرا برای محبت خود بیدار نمودی، و من آنگونه شدم که تو خواستی، پس تو را شکر نمودم از اینکه مرا در کرمت وارد نمودی و قلب مرا از پلیدیهای غفلت پاک ساختی، خدایا به من نگاهی کن مانند نگاهت به کسی که او را صدا زدی و تو را جواب داد، و او را در راه همکاری با خودت استخدام نمودی و او اطاعت نمود، ای آنکه نزدیک است و از کسی که بدو (به بخشش او) مغرور شده دوری نمیکند، و ای کریمی که نسبت به آنکه امید پاداش از او دارد بخل نمیورزد، خداوندا قلبی را به من عطا فرما که از شوقش به تو نزدیک میشود، و زبانی را که راستگوییاش به سوی تو صعود مینماید، و نگاهی را که با حق خود به تو نزدیک میشود، خداوندا آن کس که خود را با وابستگی به تو معرفی کند ناشناخته نیست، و آن کس که به تو پناه آورد بییاور نمیماند، و هر کس که تو بدو روی آوری ملال آور نشود، خداوندا هر که به وسیله تو راهش را مشخص نماید به روشنایی رسیده و هر که به تو توکل کند در امان باشد، و من به تو پناه آوردهام پس باور مرا از رحمت خویش ناامید نفرما، و محبت خود را از من نپوشان، خداوندا مرا در میان پیروان خود نگهدار مانند نگهداشتن کسی که آرزوی افزونی محبت از سوی تو را دارد، و با گفتن ذکر تو ای خدای من مرا شيفته ياد خود ساز، که همت من در نشاط دستیابی به نامهای تو و جایگاه قدست میباشد، خداوندا با توسل به خودت پناه آورم تا وادارت کنم مرا به جایگاه اهل طاعتت و منزلگاه نیکوی رضایتت ملحق سازی، زیرا که من از دفاع از خویشتن ناتوانم، و هیچ سودی برای خود ندارم، خداوندا من بندۀ ضعیف و گنهکار تو و بردۀ پناه آورده به تو میباشم، پس مرا مانند کسی قرار نده که از آن روی گرداندهای و فراموشی او عفو تو را از او پوشاندهاست، خداوندا کاملترین حالت جدایی از دیگران برای وصل به تو را به من عطا فرما، و دیدگان قلب ما را با روشنایی حاصل از نگاه به تو نورانی فرما، تا اينكه دیدگان قلبها از حجابهای نور نفوذ کنند و به جایگاه عظمت برسند، و ارواح ما وابسته به عزت قدس تو باشند، و مرا ای خدای من مانند کسی قرار ده که وی را صدا زدهای و او جواب دادهاست، و بدو نگاه کرده و او از جلال تو بیهوش گردیده، و مخفیانه با او سخن گفتهای و او به خاطر تو آشکارا بدان عمل نمودهاست، خداوندا من ناامیدی را بر حسن ظن خود چیره ننمودم، و امیدم از کرم ارزشمند تو قطع نگردید، خداوندا گرچه گناهانم مرا نزد تو بیارزش نموده ولی به خاطر حسن توکلم بر تو مرا ببخش، خداوندا گرچه گناهانم مرا از ارزشهای لطف تو دور ساخته ولی یقینم مرا به ارزش محبتت متوجه نمودهاست، خداوندا گرچه غفلتم مرا از آماده شدن برای ملاقات با تو به خواب برده ولی معرفتم مرا به ارزش نعمتهای تو آگاه کردهاست، خداوندا گرچه کیفر بزرگ تو مرا به سوی دوزخ فرستاده ولی پاداش پربارت مرا به بهشت دعوت کردهاست، لذا من از تو خواهش میکنم ای خدای من، و به درگاهت دعا نموده وعلاقمند میباشم، و از تو میخواهم که بر محمد و آل محمد درود بفرستی و مرا مانند کسی قرار دهی که دایم به ذکر تو مشغول بوده، پیمان تو را نشکسته از شکرگزاری به سوی تو غفلت ننموده، و به دستور تو بیتوجهی نکردهاست، پس مرا ای خدای من به زیباترین نور عزتت وابسته فرما تا به تو عارف و از غیر تو منحرف باشم، و از تو بترسم و مراقب باشم، ای دارندۀ جلال و ارزش، خداوند بر رسول خود محمد و اهل بیت پاکش درود فرستاده و بدانها سلام فراوان نمودهاست.
***
