جلسه نوزدهم
[19]
شرح مفصل ولايت
* * *
موضوع زیارت: ولایت ائمه است، هرچند اصل ولایت ازآن خداوند است، ولی خدا آن را به پیامبران وائمه داده است.
آیۀ ولایت: (إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ[1]، {سرپرست وولیّ شما، تنها خدا است وپیامبر او، وآنها که ایمان آوردهاند، همانها که نماز را برپا میدارند، ودر حال رکوع زکات میدهند}.
تقسیم بندی: این شرح مفصل ولایت را میتوان به پنج قسمت تقسیم کرد، که هر یک نیز قسمت بندی شود:
اولا: بيان موقعیت امامت در اصول دين.
ثانیا: رابطۀ ائمه با خدا.
ثالثا: ائمه خلیفۀ خدا هستند.
رابعا: رابطۀ میان ائمه وانسان.
خامسا: ائمه واسطۀ میان خدا وخلق اند.
اولا- بيان موقعیت امامت در اصول دين:
یک- شهادتهای سه گانه: شهادتهای اول ودوم همان شهادتهای تشهد در نماز اند، با قدری اضافه.
- توحيد:
اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ: (گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست) که به حق عبادت شود، زیرا ذات او دارای تمام کمالات است.
وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ: (او یگانه است وبرای او شریکی نیست)، این جمله تاکید بر توحید خدا است، که کسی جز او نبايد پرستش شود.
كَما شَهِدَ اللهُ لِنَفْسِهِ وَشَهِدَتْ لَهُ مَلائِكَتُهُ وَاُولُو الْعِلْمِ مِنْ خَلْقِهِ: (چنانکه خدا برای خویش گواهی داده، وفرشتگانش ودانشمندان از بندگانش برای او گواهی داده اند)، در اینجا اشاره میکند به اینکه توحيد حقيقي خدا چیزی نیست که قدرت بشر توانایی آن را داشته باشد، لذا ما شهادت به ذات وصفات او میدهیم همانگونه که او برای خود شهادت داده است. پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم میفرماید: (سبحانك، لا اصفك الا بما وصفت به نفسك)، {تو منزهی، من تو را توصیف نمیکنم مگر به آنچه خودت توصیف کردی}.
وأولوا العلم من خلقه: این همان علم حقیقی است که بر عموم مردم مخفی است وکسی آن را نمیداند جز انبيا ومرسلين واوليا وصالحين.
لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكيمُ: (معبودی جز او نیست، توانمند وفرزانه ودانا است)، توحيد را تكرار کرد، یا برای تأكيد ویا برای توصيف خدا به عزيز، یعنی مسلط وغالب که کسی به كبريای او نرسد، وبه حكيم یعنی دانایی که کار او همیشه دقیق ومحکم بوده وبر اساس مصلحت میباشد.
واین جمله برگرفته از آیۀ ذیل است: “شَهِدَ اللهُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ”[2]، {خداوند، گواهی میدهد که معبودی جز او نیست، وفرشتگان وصاحبان دانش، (هر کدام به گونهای بر این مطلب) گواهی میدهند، در حالی که (خداوند در تمام عالم) قیام به عدالت دارد، معبودی جز او نیست، که هم توانا وهم حکیم است}.
- نبوت:
وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ الْمُنْتَجَبُ: (وگواهی میدهم که محمد بندۀ برگزیدۀ او است).
وأشهد أن محمدا عبده: اینکه بنده (عبد) به خدا اضافه شده برای بیان خصوصیت است، همانگونه در آیۀ ذیل آمده: “ان عبادي ليس لك عليهم سلطان”[3]، {تو هرگز سلطهای بر بندگان من نخواهی یافت}، یعنی بر بندگانی سلطه نداری که حق عبادت خدا را ادا میکنند، تا هر اندازه که توانایی بشری اجازه میدهد.
المنتجب: یعنی آنکه از میان پیامبران ومرسلين انتخاب شده، ولذا از تمام خلق بالاتر است.
وَرَسُولُهُ الْمُرْتَضى: وگواهی میدهم که محمد (فرستادۀ پسندیدۀ او است). ابتدا (عبده) گفت تا رابطۀ پیامبر صلى الله عليه وآله را با خدا بیان کند، سپس گفت (رسوله) تا رابطۀ پیامبر را با مردم نشان دهد.
اَرْسَلَهُ بِالْهُدى وَدينِ الْحَقِّ، لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ: (او را همراه با هدایت ودین حق فرستاد تا بر همه آیینها پیروزش گرداند هرچند مشرکان ناخوش دارند).
دين الحق: یعنی دين حقی که تا روز قیامت برجا است، نه نسخ شده ونه تغییر مییابد.
[1] . سورۀ مائده:55.
