الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتاعجاز قرآنجلسه 6

جلسه 6

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

رابعاً. قدرت فوق العادۀ ادبیات عرب قبل از اسلام:

  1. ادبيات تنها امتیاز عرب: گفتیم که تنها امتياز اعراب قبل از اسلام ادبيات بوده است، كه در اين زمينه به بالاترين سطح رسيده بودند، اضافه بر شاعران بسيار قدرتمند وسخنرانان زبردست، عموم مردم هم ادبيات شناس بوده وادبيات را دوست داشتند، اكنون مواردی از توانمندی ادبی را نقل میکنیم.
  2. توصیف در شعر عربی: به عنوان نمونه ای از قدرت ادبی عرب، شعرای عرب توانایی فوق العاده ای در توصیف زیبایی های طبیعت وموشکافی ریزه کاریهای خلقت از خود نشان دادند، مثلا طرفة بن العبد که دومین شاعر عرب بشمار می آید در معلقۀ طولانی خود ابیات زیادی را برای توصیف عجایب خلقت شتر اختصاص داده است، که از طرفی نشاندهندۀ دقت فوق العادۀ او در کشف خصوصیات شتر بوده، واز طرفی دیگر بیانگر توانایی او در توصیف این خصوصیات است، آنهم به صورت شعری زیبا همراه با انواع محسنات بدیعی.
  3. معلقات سبع يا عشر: هفت یا ده قصیده طولانی عرب است که هر یک بیش از یکصد بیت دارد، اینها بهترین قصاید عرب بشمار میروند، گفته میشود آنقدر نزد عرب اهمیت داشته اند که آنها را قبل از اسلام با آب طلا نوشته وبر پردۀ کعبه آویزان کرده بودند. بعضی این قصیده ها را (سموط) مینامیدند یعنی قلاده های طلایی که بانوان بر گردن خویش آویزان میکنند.
  4. تبلیغ به وسیلۀ شعر: بازار (سوق) عكاظ از بازاهای عرب در جاهلیت بوده كه بزرگان عرب از اول ماه ذی قعده تا بیستم آن ماه در این بازار جمع میشدند. وعلاوه بر داد وستد، اين بازار مرکز اعلامی وخبرگزاری آنها نیز بوده است. شعرا در آنجا جمع شده وهرکه شعر خود را ارائه میکرد، مردم گرد شاعر جمع واز شنیدن شعر او لذت میبردند، شعرا نیز از این موقعیت استفاده کرده وبا سرودن شعر در مدح وثنای بزرگان عرب از آنها پول میگرفتند، این وضعیت تا قرنها بعد از اسلام نیز ادامه داشت، زیرا شعر یکی از بهترین راههای تبلیغ برای بزرگان بود. به همین نحو میبینیم که شعرای شیعه نیز بدون چشم داشتی به پول، بهترین شعرها را در مدح اهل بیت علیهم السلام میسرودند، تا جایی که گفته میشود کسی که بیشترین شعر در مدح وثنای او گفته شده امیر المؤمنین علیه السلام است.

 

خامساً. تسليم شدن عرب در برابر قدرت ادبي قرآن: هركه در زمان پيامبر قرآن را ميشنيد يا اسلام مياورد يا ميپذيرفت كه اين بالاتر از كلام انسان است، این مسئله بزرگان قریش را نگران کرده بود، ولی خود آنها نیز شدیدا تحت تاثیر بودند، وفقط بخاطر مصالح شخصی بود که حاضر به تسلیم نبودند، اکنون چند مثال نقل میکنیم:

  1. شیفتگی بزرگان قريش: آنها پشت در خانه ای كه پيامبر می ايستادند تا صدای خواندن قرآن را بشنوند.

ابن اسحاق نقل میکند: محمد بن مسلم زهری خبرداد که ابو سفیان، ابوجهل، اخنس بن شریق، حلیف بن زهره، شبها پشت در خانۀ پیامبر جمع میشدند تا تلاوت قرآن ایشان را بشنوند، ولی هریک در جایی مخفی میشد، صبحگاه یکدیگر را میدیدند وهر یک دیگری را ملامت میکرد، قرار میگذاشتند که دوباره نیایند، ولی شب بعد طاقت نیافته ودوباره میرفتند.

  1. لبيد بن ربيعة: او از اصحاب معلقات سبع است که نود سال در جاهلیت وبیش از پنجاه سال در اسلام زندگی کرده است. او پس از اسلام در کوفه مستقر شد، روزی حاکم کوفه از لبید خواست که قدری از شعر خود را بخواند، لبید سورۀ بقره را خواند وگفت: “منحني الله هذا عوض شعري بعد أن أصبحت مسلماً”، (بعد از اینکه مسلمان شدم، خداوند این را بجای شعر به من داده است). منظور او این است که پس از قرآن شعر ارزشی ندارد، گفته میشود او پس اسلام آوردنش تنها یک بیت شعر گفته، در حالی لبید که از هشت سالگی شعرهای قوی می سروده است.
icon