الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتاعجاز قرآنجلسه 31

جلسه 31

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

[31]

  1. جایگاه ستارگان در فيزیک فضایی: اگر کسی به آسمان نگاه کند ستارگان را نزدیک به یکدیگر می‏بیند، ولی علم فيزیک فضا نشان می‌دهد که فاصلۀ میان ستارگان و جایگاه‏هایشان آنچنان بزرگ است که عقل بشر نمی‌تواند آن را تصور کند، در بعضی از موارد به مليون‌ها سال نوری می‌رسد، نور این ستارگان مدت‌های طولانی پیش از این صادر شده‌است، ولی آنچه ما در واقع می‏بینیم تنها جایگاه آنها است که در زمان‌های گذشتۀ بسیار دور، ستارگان آن جایگاه‏ها را ترک کرده‏اند. این واقعیت تا ابتدای قرن بیستم ناشناخته بود، و این همان چیزی است که آیه می‌فرماید: (فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ * وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ)[1]، {سوگند به جایگاه ستارگان * و این سوگندی است بسیار بزرگ، اگر بدانید}. آيا این آيه دلالت بر همان مطلب دارد، نه جواب مثبت می‌توان داد و نه منفی.

 

  1. حرکت خورشید: در گذشته دانشمندان بر این باور بودند که خورشیدمرکز هستی است، حجم، جرم و جایگاه آن ثابت بوده، و همه چیز به گرد آن می‌چرخد، ولی اکنون معلوم شده‌است که خورشید حرکت می‌کند، و آیۀ ذیل دلالت بر این مطلب دارد: (وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيم)[2]، {و خورشید (نیز برای آنها آیتی است) که پیوسته به سوی قرارگاهش در حرکت است، این تقدیر خداوند قادر و دانا است}.

 

  1. سياه‏چاله‏ها: سیاه‌چاله‌ها هیولاهای آسمانی‌اند كه با سرعت بسیار بالا در حال چرخش مي‌باشند، سیاه‌چاله‌ها با کشش‌های گرانشی بسیار زیاد بوده به طوری که حتی نور‌ هم نمی‌تواند از آن عبور کند، و از آنجایی که هیچ نوری از این سیاه‌چاله‌ها عبور نمی‌کند، نمی‌توان آن‌ها را مشاهده کرد.

خداوند مي‌فرمايد: (فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوَارِ الْکُنَّسِ)[3]، در این آیات، کلمۀ «الخنّس» به معنی آن چیزی است که پنهان بوده و دیده نمی‌شود. کلمۀ بعدی «الجوار» است يعنی آنچه که با سرعت در حال حرکت است، و«الکنّس» یعنی چیزی که جارو می‌کند و این همان چیزی است که دانشمندان دربارۀ سیاه‌چاله‌ها اعلام كرده می‌گویند نیروی گرانشی سیاه‌چاله‌ها بسيار بالا است و همه چیز را می‌بلعد.

 

***************************

قسمت زير (8. سراج و نور) در ویدیوی شمارۀ [33] آمده است.

  1. سراج و نور: قرآن خورشید را سراج می‌نامد یعنی چراغی که از خود نور می‌دهد، ولی ماه را نور می‌گوید یعنی چیزی که صرفا نورانی است، و این نشان می‌دهد که گوینده می‌دانسته‌است که ماه از خود نوری ندارد.

خداوند می‌فرماید: (وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجا)[4] {و ماه را در میان آسمان‌ها مایه روشنایی، و خورشید را چراغ فروزانی قرار داده‌است}.

(تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُنِيرًا)[5] {جاودان و پربرکت است آن (خدایی) که در آسمان منزلگاه‌هایی برای ستارگان قرار داد، و در میان آن، چراغ روشن و ماه تابانی آفرید}.

(قال هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا)[6] {او کسی است که خورشید را روشنایی، و ماه را نور قرار داد}.

 

************************

ادامۀ [31]

ثالثاً. دو مورد که به عنوان اعجاز علمی قرآن دربارۀ (طبيعت بر روی زمین) گفته شده‌است:

  1. کاستی در نسبت اكسيژن هنگام بالا رفتن در هوا:

وقتی انسان توانست با وسایل امروز پرواز کند، متوجه شد که هنگام بالا رفتن در هوا اكسيژن و فشار هوا کم شده، و سبب تنگی نفس می‌گردد، آیۀ قرآن بدین نکته اشاره کرده‌است: (فَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاء كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ)[7]، {آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را برای (پذیرش) اسلام، گشاده می‌سازد، و آن کس را که (بخاطر اعمال خلافش) بخواهد گمراه سازد، سینه‌اش را آنچنان تنگ می‌کند که گویا می‌خواهد به آسمان بالا برود، این گونه خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی‌آورند قرار می‌دهد}.

 

  1. تاریکی‏های چند لایه در اعماق دریاهای بسیار دور و امواج بر روی امواج:

علم امروز كشف کرده‌است که تاریکی‏های بسیار شدیدی در طبقات پایین دریاهای ژرف وجود دارند، حتی موجودات زنده‏ای که در آن تاریکی‌ها زندگی می‌کنند دستگاه بینایی نداشته و برای زندگی از دیگر حواس خود استفاده می‌کنند، چنین تاریکی‏های مطلق در آب دریاهای اطراف شبه جزیرۀ عربستان وجود نداشته و آن را در اقیانوس‌های دور یافته‏اند، همچنین دانشمندان توانسته‏اند توسط ماهواره‏ها یک موج درونی در دریاها بیابند که از جهت طول و عرض از موج روی سطح دریا بزرگتر است، آيۀ ذیل بدین مطلب اشاره می‌کند: (أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ)[8]، {یا همچون ظلماتی در یک دریای عمیق و پهناور که موج آن را پوشانده، و بر فراز آن موج دیگری، و بر فراز آن ابری تاریک است، ظلمت‌هایی است یکی بر فراز دیگری، آن گونه که هرگاه دست خود را خارج کند ممکن نیست آن را ببیند، و کسی که خدا نوری برای او قرار نداده نوری برای او نیست}، از آن دریای عميق أولاً این تاریکی‌ها پدید آمده، و ثانياً آن موج درونی كه نور خورشید را منعکس نموده و نمی‏گذارد نور به عمق دریا برسد، و ثالثاً موج روی سطح دریا که قدری از اشعۀ آفتاب را منعکس می‌کند، و رابعاً ابرى كه مقدار زیادی از نور خورشید را پوشانده و نمی‏گذارد به طبقات پائین‌تر برسد، پس این تارکی‏هایی است که هر یک بر روی دیگری قرار گرفته‏اند.

 

رابعاً. چند مورد که به عنوان اعجاز علمی قرآن دربارۀ (زندگی بر روی زمین) گفته شده‌است:

  1. آب و زندگی:

آب نقش اساسی در وجود زندگی بر روی زمین دارد، هیچ مایع دیگری روی زمین غیر از آب وجود ندارد که بتواند به عنوان محیط مناسب برای واکنش‌های زیستی در بدن موجودات زنده عمل کند، علاوه بر اینکه آب بیشترین اندازه از بدن هر موجود زنده را تکشیل می‌دهد، چه گیاه باشد یا حیوان و حتی بدن انسان نیز چنین است، آيۀ ذیل این واقعیت را بیان می‌کند: (وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ)[9]، {و هر چیز زنده‌ای را از آب قرار دادیم}.

 

  1. عنكبوت:

در قرآن آمده‌است: (مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ)[10]، {مثَل کسانی که غیر از خدا را اولیای خود برگزیدند، مثَل عنکبوت است که خانه‌ای برای خود انتخاب کرده، در حالی که سست‌ترین خانه‌ها خانۀ عنکبوت است اگر می‌دانستند}.

لفظ عنكبوت در زبان عربی مذكر بوده، ولی این آيه آن را مؤنث خوانده و کسی پیش از این سببش را نمی‌دانسته‌است، ولی دانش امروز کشف کرده که تنها عنکبوت ماده خانه را می‌سازد، آن هم به واسطۀ تارهایی که در انتهای شکم آن تولید می‌شوند، و چنین چیزی نزد عنکبوت نر وجود ندارد. همچنین خداوند کسانی که به غیر از خدا تکیه می‌کنند را مشابه وضعیت خانۀ عنكبوت می‌داند، دانش امروز اخیرا راز این تشبیه را کشف کرده است، زیرا خانۀ عنكبوت را اصلا نمی‌توان خانه نامید، خانه جایی است که در آن امنیت و آرامش وجود دارد، ولی عنكبوت ماده خانه را می‌سازد و تارهای آن را تولید می‌کند و خود حاکم بر خانه است، او پس از ارتباط با عنکبوت نر آن را کشته و می‌خورد، لذا عنکبوت نر پس از رابطه با ماده به سرعت از خانه فرار کرده و هرگز برنمی‌گردد، فرزندان نیز پس از خروج از تخم یکدیگر را می‌خورند، عنكبوت ماده خانه را می‌سازد تا دامی برای قتل حشرات باشد، و هرکه وارد خانه شود آن را کشته و می‌خورند، لذا این ناپایدارترین خانه است برای کسی که می‌خواهد بدان پناه آورد.

[1] الواقعة:75-76.

[2] یس:38.

[3] التکویر:15-16.

[4] نوح:16.

[5] الفرقان:61.

[6] يونس:5.

[7] الأنعام:125.

[8] النور:40.

[9] الأنبياء:30.

[10] العنكبوت:41.

icon