جلسه 38
- اشکال بر این نظریه: آيات زیادی از قرآن قضایای فرعون را نقل میکنند، ومیتوان این آیات را چنان تفسير کرد که در هر حالت مشخص شود منظور از فرعون پدر است یا پسر، ولی در دو جای قرآن توجیه آن قدری مشکل است، وبطور کلی ما مطمئن به درست بودن این نظريه که میگوید موسى عليه السلام با دو فرعون روبرو بوده نیستیم هرچند آن را رد نمیکنیم، اینک اشکالهای قرآنی را مطرح کرده وسعی میکنیم که جواب دهیم:
(1) دو اشکال در سورۀ قصص، میفرماید: نَتْلُوا عَلَيْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسَى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (3) إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ (4) وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ (5) وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا كَانُوا يَحْذَرُونَ (6) وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلا تَخَافِي وَلا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ (7) فَالْتَقَطَهُ آَلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ (8) وَقَالَتِ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ قُرَّةُ عَيْنٍ لِي وَلَكَ لا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَنْ يَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ (9)، {ما از داستان موسی وفرعون بحقّ بر تو میخوانیم، برای گروهی که (طالب حقّند و) ایمان میآورند * فرعون در زمین برتریجویی کرد، واهل آن را به گروههای مختلفی تقسیم نمود، گروهی را به ضعف وناتوانی میکشاند، پسرانشان را سر میبرید وزنانشان را (برای کنیزی وخدمت) زنده نگه میداشت، او به یقین از مفسدان بود * ما میخواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم وآنان را پیشوایان ووارثان روی زمین قرار دهیم * وحکومتشان را در زمین پابرجا سازیم، وبه فرعون وهامان ولشکریانشان، آنچه را از آنها [= از بنی اسرائیل] بیم داشتند نشان دهیم * ما به مادر موسی الهام کردیم که: «او را شیر ده، و هنگامی که بر او ترسیدی، وی را در دریا بیفکن، ونترس وغمگین مباش، که ما او را به تو بازمیگردانیم، واو را از رسولان قرار میدهیم» * (هنگامی که مادر بفرمان خدا او را به دریا افکند) خاندان فرعون او را از آب گرفتند، تا سرانجام دشمن آنان ومایۀ اندوهشان گردد، مسلّماً فرعون وهامان ولشکریانشان خطاکار بودند * همسر فرعون (چون دید آنها قصد کشتن کودک را دارند) گفت: «نور چشم من وتو است، او را نکشید شاید برای ما مفید باشد، یا او را بعنوان فرزند خود برگزینیم» وآنها نمیفهمیدند (که دشمن اصلی خود را در آغوش خویش میپرورانند)}.
اشکال اول: این آيات داستان موسى عليه السلام را از ابتدای تولد نقل میکند، حال اگر نظريۀ دو فرعونی درست بوده باید منظور از اسم فرعون در اینجا همان پدر باشد، او بود که دستور قتل پسران ونگه داشتن زنان را صادر کرد زیرا میترسید موسایی که وعدۀ خدا است بیاید وسلطنت او را از بین ببرد؛ آيۀ (6) فوق نیز به همین مطلب اشاره میکند، واشکال این است که در این آيه میفرماید: (وبه فرعون وهامان ولشکریانشان، آنچه را از آنها بیم داشتند نشان دهیم)، حال اگر این فرعون پدر قبل از بعثت حضرت موسى درگذشته باشد، پس او دیگر آنچه از آن بیم داشته یعنی مبارزه طلبی موسی را ندیده ودر دریا نیز غرق نشده است.
جواب: ترس فرعون از این بود که پیش گویان به او خبر داده اند یکی از پسران بنی إسرائيل متولد شده وحکومتش را از بین خواهد برد، ولی این بدین معنی نیست که شخص او را نابود کند بلکه خاندان حکومتیاش را از بین میبرد ولو بعد از مرگ او باشد، خداوند در سورۀ اعراف میفرماید: وَلَقَدْ أَخَذْنَا آَلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ (130) … فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلَى أَجَلٍ هُمْ بَالِغُوهُ إِذَا هُمْ يَنْكُثُونَ (135) فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآَيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ (136) {وما نزدیکان فرعون (وقوم او) را به خشکسالی وکمبود میوهها گرفتار کردیم، شاید متذکر گردند * … * اما هنگامی که بلا را، پس از مدت معینی که به آن میرسیدند، از آنها برمیداشتیم، پیمان خویش را میشکستند * سرانجام از آنها انتقام گرفتیم، وآنان را در دریا غرق کردیم، زیرا آیات ما را تکذیب کردند، واز آن غافل بودند}.
از این آيات مشخص میگردد که آل فرعون همگی در دریا غرق شدند از جمله جانشین فرعون، يعني اینکه قدرت به خاندان دیگری منتقل شد، واین همان چیزی است که فرعون از آن بیم داشت.
البته آيه میگوید (به فرعون نشان میدهیم …) يعني اینکه فرعون با چشم خود آنچه از آن بیم داشته را دیده است، وجواب این است که فرعون متوجه شده بود که موسى قدرتمند شده است، خداوند میفرماید: (وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ هَذَا مِنْ شِيعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ)[1]، {او به هنگامی که اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد، ناگهان دو مرد را دید که به جنگ ونزاع مشغول اند، یکی از پیروان او بود (واز بنی اسرائیل)، ودیگری از دشمنانش، آن که از پیروان او بود در برابر دشمنش از وی تقاضای کمک نمود، موسی مشت محکمی بر سینه او زد و کار او را ساخت (وبر زمین افتاد ومرد)، موسی گفت: «این (نزاع شما) از عمل شیطان بود، که او دشمن وگمراهکنندۀ آشکاری است»} پس فرعون احتمال جدی داده این موسایى که در دامن او پرورش یافته دارای موقعیتی در قوم خود شده ویارانی دارد که از او پیروی میکنند، پس شاید این همان فردی باشد که سلطنت او را از بین خواهد برد، وبنا بر این خداوند واقعا به فرعون آنچه را از آن بیم داشته نشان داده است.
اشکال دوم: در آيۀ (9) همسر فرعون میگوید: (یا او را بعنوان فرزند خود برگزینیم)، که نشان میدهد آنها فرزندی نداشته اند، ولی ما گفتیم که جانشین فرعون پدر فرزند او بوده واز موسى بزرگتر، يعني اینکه فرعون هنگامی که موسی را از آب گرفتند فرزند داشته است.
جواب: شاید فرعون از زن دیگری فرزند داشته، ومنظور این همسر فرعون که آيه از او یاد میکند این بوده که فرعون از خود او فرزند نداشته است.
(2) اشکال در سورۀ شعراء، میفرماید: فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ (16) أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ (17) قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ (18) وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنْتَ مِنَ الْكَافِرِينَ (19)، {به سراغ فرعون بروید وبگویید: ما فرستاده پروردگار جهانیان هستیم * بنی اسرائیل را با ما بفرست» (آنها به سراغ فرعون آمدند) * (فرعون) گفت: «آیا ما تو را در کودکی در میان خود پرورش ندادیم، وسالهایی از زندگیت را در میان ما نبودی؟ * وسرانجام، آن کارت را (که نمیبایست انجام دهی) انجام دادی (ویک نفر از ما را کشتی)، وتو از ناسپاسانی»}.
این آيه دلالت دارد بر اینکه آن فرعونی که موسى پس از بازگشت از مدین، نزد او رفت ورسالت خدا را به او ابلاغ کرد همان است که موسى را در کودکی تربیت کرده است، وبنا بر این تنها یک فرعون وجود دارد قبل از رفتن موسى به مدين تا پس از بازگشتش.
جواب: به صيغۀ مفرد نگفت: (آیا من تو را در کودکی پرورش ندادم، وسالهایی از زندگیت را پیش من نبودی) بلکه به صيغۀ جمع گفت ولذا ممكن است همان فرعون باشد یا فرزندش، وظاهرا فرعون پسر بزرگتر از موسى است زیرا گفتیم که او در شصت سالگی به سلطنت رسید یعنی وقتی که موسى در مدين بود، ودور از ذهن است که موسى پس از شصت سالگی به نبوت رسیده باشد، پس هنگامی که موسى را از آب گرفتند فرعون پسر موجود بوده وکل جریان را دیده است، پس کاملا طبيعی است که بگوید: تو نزد ما بودی وما تو را تربیت کردیم.
- نتيجه: علی رغم تمام توجیههایی که گفتیم همچنان نظريۀ دو فرعونی کاملا مشکوك است، بخصوص اینکه اسم فرعون در قرآن بدون الف ولام است یعنی آن اسم به عنوان علم (یا اسم خاص) برای آن شاه آمده است، وبنا بر این ما سعی میکنیم قویترین سه احتمال دربارۀ فرعون موسى را مطرح کنیم، ولی پیش از آن یاداور میشویم که تمام احتمالها تایيد کنندۀ این آيۀ قرآن است (فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آَيَةً)، {ولی امروز، بدنت را (از آب) نجات میدهیم، تا نشانهای برای آیندگان باشی}. اکنون سه احتمال را مطرح میکنیم:
(1) رامسيس دوم: از قویترین احتمالها این است که رامسيس دوم همان فرعون موسى باشد از ابتدا تا انتها، تنها چیزی که این احتمال را زیر سؤال میبرد نتيجۀ تحقيق در فرانسه بر روی موميایی این شاه بود، آنها ادعا کردند که سبب مرگ او غرق شدن نبوده است، ولی هیچ مانعی ندارد که این تحقيق بیطرف نبوده وقدری دروغ در آن باشد بخصوص اینکه میگویند آنها سعی کردند موريس بوكای را دور سازند زیرا تمایلهای مذهبی در او دیده میشد. واینکه گفته میشود مرگ رامسيس در زمانی اتفاق افتاده که حضرت موسى در مدين بوده است نیز برگرفته از یک نسخۀ قديمی تورات میباشد که بوکای آن را یافته است، ولی دليلی بر درست بودن نسخههای قدیمی تورات نیست.
(2) دو فرعونی: این نظریۀ موريس بوكای است که به تفصيل بیان کردیم.
(3) رامنبتاح: این احتمال که رامنبتاح همان فرعون موسى بوده ولا غیر نیز بسیار قوی است، زیرا او در جای مخصوص دفن نشده بلکه جنازهاش را در جای دیگری یافته اند، که نشان میدهد او غرق شده ونتوانسته اند به جایگاه اصلی خود منتقل کنند، وتحقيقات بوكای بر جسد او نیز نشاندهندۀ غرق شدنش میباشد.
[1] القصص:15.
