الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتاعجاز قرآنجلسه 40

جلسه 40

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت
  1. پیروزی در بدر: میفرماید (وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ)[1]، {و(به یاد آرید) هنگامی را که خداوند به شما وعده داد که یکی از دو گروه [= کاروان تجاری قریش، یا لشکر مسلح آنها] نصیب شما خواهد بود، و شما دوست می‌داشتید که آن گروه غیر مسلح برای شما باشد (وبر آن پیروز شوید)، ولی خداوند می‌خواهد حق را با کلمات خود تقویت، وریشه کافران را قطع کند، (از این رو شما را بر خلاف میلتان با لشکر قریش درگیر ساخت، وآن پیروزی بزرگ نصیبتان شد)}.

این آيه نشان میدهد که مسلمانان در غزوۀ بدر پیروز خواهند شد، ومنظور از گروه غیر مسلح، کاروان تجاری قریش به رهبری ابوسفیان است، که مسلمانان میخواستند اموال قريش را در برابر اموال خود که قریش در هنگام هجرت غصب کرده بود بگیرند، ولی خداوند پیروزی در جنگ را برای آنان خواسته بود، هرچند به ظاهر چنین چیزی نباید اتفاق میافتاد، زیرا احتمال آن بسیار اندک بود، لکن همان که خدا خبر داده بود اتفاق افتاد.

 

  1. کسی مشابه قرآن نخواهد آورد: خداوند میفرماید (وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ * فَإِن لَّمْ تَفْعَلُوا وَلَن تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ)[2]، {واگر در بارۀ آنچه بر بندۀ خود [=پیامبر] نازل کرده‌ایم شک وتردید دارید، (دست کم) یک سوره همانند آن بیاورید، و گواهان خود را – غیر خدا – برای این کار، فرا خوانید اگر راست می‌گویید * پس اگر چنین نکنید – که هرگز نخواهید کرد – از آتشی بترسید که هیزم آن، بدنهای مردم (گنهکار) و سنگها [=بتها] است، وبرای کافران آماده شده است}، که خبر داد آنان هرگز چنین کاری را نخواهند کرد، یعنی مانند قرآن نخواهند آورد، واکنون هزار وچهارصد سال گذشته وهرگز مانند قرآن نیاورده اند.

 

خامساً. خبر از هامان وزير فرعون:

هامان شخصیتی است که نام او در قرآن وارد شده است. او وزير فرعونی است که معاصر حضرت موسی عليه السلام بوده است. در میان درباریان فرعون، هامان نزدیکترین آنها به وی بوده است.

 

  1. نام هامان در قرآن: نام هامان شش بار در قرآن ذکر شده است:

خداوند میفرماید: (وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحًا لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ)، {فرعون گفت: «ای جمعیت اشراف! من خدایی جز خودم برای شما سراغ ندارم. (امّا برای تحقیق بیشتر،) ای هامان، برایم آتشی بر گل بیفروز (وآجرهای محکم بساز)، وبرای من برج بلندی ترتیب ده تا از خدای موسی خبر گیرم، هر چند من گمان می‌کنم او از دروغگویان است»}[3].

همچنین نام او در آیات زیر آمده است: (سورة العنكبوت: 39)، (سورة القصص: 6)، (سورة القصص: 8)، (سورة غافر: 24)، (سورة غافر: 36).

 

  1. آيۀ 38 از سورۀ قصص به سه معجزه اشاره میکند:

یک. اشاره به یکی از معاونین فرعون بنام هامان: موريس بوكاي در كتاب خود:

Maurice Bucaille, Moses and Pharaoh in the Bible, Qur’an and History, p. 192-193

میگوید: قرآن كريم از شخصی بنام هامان در دربار فرعون یاد میکند، فرعون برای مسخره کردن موسى از هامان خواست تا برای او برج بلندی بسازد تا بتواند به خدای موسى برسد. من خواستم بدانم آیا این اسم یک اصل هيروگليف دارد که احتمالا در اسناد عصر فرعونی محفوظ باشد، وحاضر به قبول هیچ جوابی نبودم مگر آنکه از یک متخصص زبان هيروگليف بوده كه با زبان فصیح عربي به خوبی آشنا باشد، لذا سؤال خود را با یک عالم مصرشناس فرنسوی که دارای هر دو شرط بود در میان گذاشتم. نام (هامان) به همین شکل عربي برای او نوشتم ولی نگفتم که قرآن این را گفته است، تنها چیزی که گفتم این بود که تاريخ این خبر مربوط به قرن هفتم ميلادی است. جواب داد که چنین چیزی محال است، زیرا نمیتوان متنی مربوط به قرن هفتم ميلادی یافت که در آن نام یک شخص به زبان هيروگليف موجود ودارای آهنگی هيروگليفی باشد، کسی در آن زمان چنین اطلاعی نداشته است، زیرا زبان هيروگليف از زمانهایی بسیار دور از یاد رفته است.

ولی او مرا به مراجعۀ كتاب ذیل وتحقیق در آن راهنمایی کرد: “فرهنگ نام اشخاص در مملكت جديد” اثر هرمان رانك

(Dictionary of Personal names of the New kingdom, by Hermann Ranke).

تا ببینم آیا واقعا این اسم هیروگلیف در آن هست یا نه، وقتی که کتاب را بررسی کردم آن اسم را یافتم که در آن ثبت شده، وعلاوه بر آن کار او را نیز مشخص کرده بود، که طبق زبان آلمانی (رئیس کارگران سنگ تراش) میباشد، ولی اشاره‏ای به تاریخ آن نوشته نبود، تنها معلوم بود که مربوط به دوران امپراتوری معاصر با حضرت موسی است.

 

دو. استفادۀ فرعونها از آجر در برج سازی: آيۀ قرآن میگوید فرعون از هامان خواست تا برجی برای او از گل سوزانده شده یعنی آجر یا قرميد بسازد، خداوند میفرماید: {فرعون گفت: «ای هامان، برایم آتشی بر گل بیفروز (وآجرهای محکم بساز)، وبرای من برج بلندی ترتیب ده تا از خدای موسی خبر گیرم»}[4]، واشكال گرفتند که مورخین تا آن روز خبری از آجر نداده اند، زیرا آجر یافت نشده مگر در مصر باستان قبل از زمان روم، وهمچنان نظر مورخین بر این باور بود تا اینکه یک باستان شناس به نام بتری توانست مقداری آجر سوزانده شده بیابد که با آن چند قبر وتعدادی ساختمان برپا شده بود، وتاریخ آن مربوط به زمان چند فرعون از خاندان نوزدهم (1308 – 1184 ق.م) یعنی رمسيس دوم، رامنبتاح وسيتی دوم است، بتری این یافته‏ها را در یک جایگاه باستانی در نزدیکی بي رامسيس یا قنطير پایتخت فرعونهای شرق دلتا پیدا کرد.

از اینرو میتوان این را از اعجاز تاريخی قرآن كريم شمرد. زیرا آيۀ فوق دلالت دارد بر اینکه هامان رئيس کارگران سنگ تراش نیز بوده است. ما وزيری بدین نام در زمان هیچ فرعونی جز فرعون حضرت موسى نیافتیم، یعنی اگر این یک حرفه بود باید این اسم در زمان فرعونهای دیگر نیز بارها تکرار میشد همانگونه که نام فرعون تکرار شده است.

 

سه. فرعون خود را خدا مینامد: خداوند میفرماید: {فرعون گفت: «ای جمعیت اشراف! من خدایی جز خودم برای شما سراغ ندارم»}[5]. تحقیقات باستان شناسی که بر تمدن مصر باستان انجام شده نشان میدهد که فرعونها از ابتدای خاندان چهارم، خود را فرزند (رع) که خدای خورشید بشمار میرود معرفی میکردند، ومصریان باستان این خدا را می‏پرستیدند، بلکه اسم (رع) در ألقاب فرعونها مانند (رع نب) یعنی خدای طلایی وارد شده است، یک باستان شناس بنام بريستد میگوید: شاید ترانۀ خورشید بهترین دليل بر این باشد که فرعونها خود را خدا معرفی میکردند، در این ترانه شاه را به عنوان خدای خورشید مینامد، این ترانه که متنهای اهرام آن را ثبت کرده اند مصر را مورد خطاب قرار داده، وامتیازاتی که مصر زیر سلطه وپناه خدای خورشید بدست آورده را میشمارد، از اینرو فرعون مصر نیز دارای همین امتیازات می‏شود، ولذا ترانه با جایگذاری نام (رع) با نام فرعون در ترانۀ اصلی، بطور کامل تکرار شده است.

[1] الانفال: 7

[2] البقرة:23-24.

[3] القصص:38.

[4] القصص:38.

[5] القصص:38.

icon