جلسه 41
[41]
بخش نهم: هماهنگی در قرآن
یکی از موارد تحدّی و اعجاز و اینکه قرآن یک آيۀ الهی است، هماهنگی و عدم اختلاف در آن است، خداوند میفرماید (أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا)[1]، {آیا دربارۀ قرآن نمیاندیشند؟ اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن مییافتند}.
أولا. اختلاف شرایط برای پیامبر: قران در طول 23 سال و در شرایط کاملا گوناگون برای پیامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) نازل شدهاست، پس اگر قرآن نوشتۀ ایشان بود مطمئنا مطالب آن بر اساس عوض شدن شرایط مؤلف تغییر میکرد. اکنون شرایط زندگی پیامبر را مرور میکنیم:
- فشارهای اجتماعی: پیامبر و پیروانش تحت فشار كفار در مكه بودند، به خصوص در ايام تبعید به شعب ابیطالب (عليه السلام)، و پس از آن پیامبر دارای شرایط مختلفی در هجرت و بعد از هجرت، در جنگ و صلح و فقر و دارایی داشتهاست.
- بلاهای جنگ: در جنگها نیز وضعیت فرق میکرد، احیانا در جنگی پیروز و در جنگی دیگر شکست میخورد، و مؤمنین در یک جنگ از ایشان اطاعت و در جنگی دیگر نافرمانی میکردند.
- اختلاف حالتها: به طور طبيعی او حالتهای مختلفی از سلامتی و بیماری، خوشحالی و دلتنگی، و دیگر حالتهایی که بر انسان رخ میدهد داشتهاست، و این از طبيعت بشر است که به طور کلی در اندیشه و روحیه پیشرفت کند، و حالتهای گوناگونی در طول سالها داشتهباشد.
- ثبت نکردن: از عجایب کار پیامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) اینکه ایشان آنچه از قرآن بر مردم تلاوت میفرمود را در کتابی ثبت نمیکرد. و مسلم است که انسان فراموش کار بوده و نمیتواند یک کتاب کامل را چنان حفظ کند که اگر دوباره بخواهد هر جای آن را تکرار کند تغيیری در آن ایجاد نشود، و اگر هر بار انشای جدید داشته باشد مطمئنا جمله بندیها فرق خواهدکرد.
- مخصوص پیامبر نیست: باید توجه کرد که این نوع از تحدی ناظر به درس نخواندن پیامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) نیست، بلکه در همۀ حالتها و برای همۀ افراد مطرح است، ولذا خداوند میفرماید (اگر از سوی غیر خدا بود) زیرا هر انسانی دارای تغییر و تحول است، و عدم اختلاف دليل آشکاری است بر اینکه قرآن از سوی خداوند است نه ساختۀ ذهن انسان.
ثانياً. هماهنگی در قرآن:
- عدم اختلاف در قرآن: ما هیچگونه اختلافی چه در انشا، مضمون، دقت یا اندیشه میان اولین آیاتی که پیامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) در مكه تلاوت کرده با آخرین آیات تلاوت شده در مدينه نمییابیم، در حالی که مؤلفين معمولا مطالب نوشته شده در یک جا را از یاد برده و در جای دیگر خلاف آن را مینویسند، چنین اختلافی هرگز در قرآن نیست.
- هماهنگی میان احكام: قرآن احكام تشريعی هماهنگی را دارا است، این احكام شامل همۀ جوانب از عبادات و معاملات، و از داد و ستد، ازدواج و طلاق، حقوق همسر و حقوق فرزندان، وام و ربا، ارث و ديات، حدود و قصاص، و دیگر قانونهای مورد نیاز انسان در جامعه میباشد.
ثالثاً. اشکال معاصرين: مطمئنا بر بسیاری از قوانين اسلامی اشکال میگیرند، حتى آنچه در قرآن كريم آمدهاست، و مدعی میشوند که قابل اجرا در این زمانه نیستند، بلکه آنها را مخالف حقوق بشر یا عدالت اجتماعی یا مساوات بين زن و مرد و مساوات میان همۀ طبقات جامعه میدانند، بلکه گویند که چرا شامل بردگی بوده كه از نظر بشر امروز منفورترین قانونی است که بشريت اجرا کردهاست.
هرچند ما یک جواب کلی داریم مبنی بر اینکه این حكم الهی است و باید اجرا شود و کسی حق اعتراض به دستورات خدا را ندارد، ولی این جواب نمیتواند ادعای اعجاز و نشانۀ خدا بودن را ثابت کند.
جواب: ما در اینجا چنین استدلال نمیکنیم که نشانه یا معجزه بودن آن بدین دلیل است که قوانين قرآن تضمین کنندۀ عدالت اجتماعی و آرزوهای بشریت برای مساوات ادعایی و رفاه و آزادی شخصی و دیگر خواسته های عمومی است، که به همین دلیل کشورهای اسلامی تمام قوانين شرع یا اكثر آن را رها، و خود را وابسته به قانونهای غربی کردهاست. بلکه استدلال ما بر مبنای قدرت و هماهنگی این قوانين و عدم اختلاف و تناقض بین آنهاست، و همچنین همسویی این قوانین با اصول مورد قبول دين است، هرچند تصویب آنها توسط یک مجموعه از نخبههای جامعه – همانگونه که در مجالس قانونگذاری انجام میشود – نبودهاست، بلکه حتی از یک دانشمند متخصص در قانون نبوده، که یک مرد درس نخوانده آن را آوردهاست، چنین شخصی حتی نمیتواند مشاركت در قانونگذاری داشته باشد چه رسد که به تنهایی انجام دهد، مگر اینکه پیامبر و تأیید یافته از طرف خداوند باشد.
رابعاً. اعجاز در احكام از سه جهت مطرح است:
- عدم اختلاف: همانگونه که گفتیم، این احكام در مناسبتها و شرایط گوناگونی نازل شده، ولی هیچ تناقض یا اختلافی میان آنها پدید نیامدهاست.
- بی نیازی به تغيير: این احکام قوی و مناسب برای انواع تغيیرهای ممکن در طول قرنهای طولانی و تا زمان فعلی میباشند. و اگر تمام دانشمندان آن زمان و هر زمان دیگر جمع شده تا قانونی جامع و بینیاز به تغيير بیاورند نمیتوانستند چنین کاری بکنند، و ما امروز میبینیم که نخبههای جوامع بشری در مجالس قانونگذاری گرد هم میآیند و قوانينی را تصویب میکنند، ولی زمانی طولانی نمیگذرد مگر اینکه ضعف آن قوانین و موارد اشکال در آنها پیدا شده به طوری که دیگر قابل اجرا نمیباشند، و جامعه نیازمند تغيير میشود چه در قانونهای اساسی یا دیگر قوانین.
- پیامبر: این قوانین توسط شخصی درس نخوانده که نخوانده و ننوشته مطرح شدهاست، و همانگونه که گفتیم او شرایط بسیار دشوار و پرتلاطم در طول زندگی خود داشتهاست.
[1] النساء: 82
