الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتاعجاز قرآنجلسه 43

جلسه 43

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

[43]

ثانیاً. اطلاعاتی که از یک درس نخوانده برنمي‏آيد: وقتی آورنده قرآن هيچ منبع اطلاعاتى نداشته و هيچ درسی نخوانده بوده‌است، چگونه مي‌تواند يك چنين كتاب عبادي، اخلاقي، حقوقي، تاريخى را بياورد، که در آن چنین مطالبی باشد:

  1. اخبار امت‌ها و پيامبران گذشته، كه تنها در كتاب‌های دينی و به دست مردان كليسا و كنيسه بوده‌است. در اين اخبار قرآنى هيچ سخن زننده و ناروايى دربارۀ پيامبران و اولياى خدا نيست، و حتى خبرهايى گفته كه در كتاب‌هاى آسمانى گذشته نيامده و امروز متوجه آنها شده‌اند مانند اخبار فرعون که او غرق و موميايى شده، و معاون قدرتمندی بنام هامان داشته‌است.
  2. يک دستور بزرگ برای زندگي، دستورى كه:
  • رابطۀ انسان با خدا را به زيباترين نحو مطرح كند، و آن سخنان زشت، زننده و كفرآميز كه به ناحق در كتاب‌هاى آسمانى فعلی رخنه كرده را نياورده‌است.
  • رابطۀ انسان با پدر و مادر، همسر، فرزندان، خويشاوندان، و تمام جامعه را به بهترين نحو ارائه كند.
  • نحوۀ برخورد درست انسان با دشمنان، از جمله كفار و منافقين، شيطان، بدگويان و حسادت‌ورزان و امثال آنها را بيان كند.
  1. هرچند قرآن كتاب علمى نيست، و به زبان عامه مردم سخن مي‌گويد تا بتوانند آن را درك كنند، ولى نكته‏های علمی فراوانی در قرآن به دست آمده‌است.

 

ثالثاً.  یک مثال از آنچه از یک درس نخوانده برنمی‏آید:

  1. بيان شناخت خداوند: کاملا روشن است که تفكر بشری دربارۀ شناخت خدا خصوصا در آن زمان بسیار ساده بوده است، و تا امروز همچنان سادگی در شناخت بشر نسبت به خدا – چه در قبول یا رد – را مشاهده می‌کنیم، و این سادگی حتى میان مؤمنين به خدا نیز موجود است، و می‏بينيم كتاب‌های قديمی كه شناخت در آنها برگرفته از قرآن نیست چگونه در تعريف خداوند و صفات او به بیراهه می‌روند، حتى كتاب‌های آسمانی قديمی که انسان در آنها دخالت کرده‌است.
  2. دقت نظر قرآن دربارۀ خدا: در اینجا منظور این نیست دلیل بیاوریم بر درست بودن آنچه در آيات آمده و اینکه مطابق با واقعیت است، زیرا این یک مسئلۀ تئوری است و هرکه می‌تواند آن را رد کند، بلکه منظور ما این است که همان دقت موجود در این آيات و تصویری که قرآن دربارۀ شناخت خدای متعال ارائه نموده‌است نمی‌تواند از یک شخص درس نخوانده صادر شود بلکه حتى از یک عالم متخصص و یا مجموعه‏ای از حكیمان موجود در آن زمان یا در هر زمان.

انصاف این است که اگر کسی این مطالب را ببیند و قلب او بیمار نباشد، هرگز شک نخواهد کرد که این كتاب از طرف خدا نازل شده‌است.

 

رابعاً. شناخت خدا در قرآن:

  1. توحيد خدا: قرآن بشر را به سوی خدای واحد هدایت می‌کند، جز او معبودی نیست و او دومی ندارد، نه در صفات او و در پروردگاری‏اش، نه کسی را زاییده و نه کسی او را زاییده است، و هیچ شریکی در حکمرانی خود ندارد، بنابراین نباید انسان خیال کند که خدا از چیزی خلق شده یا چیزی همانند او است، او اول و آخر، و ظاهر و باطن است.
  2. علم خدا: قرآن او را آگاه به غيب (آنچه پیدا نیست: پنهان) و به شهادت (آنچه پیدا است: آشکار) می‌داند ﴿عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ﴾[1]، پس او آگاه به هر ریز و درشتی است، و به اندازه سنگینی ذرّه‌ای در آسمان‌ها و زمین از علم او دور نخواهدماند ﴿لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ﴾[2]، آنچه را در زمین فرو می‌رود می‌داند، و همچنين آنچه را از آن خارج می‌شود و آنچه از آسمان نازل می‌گردد و آنچه به آسمان بالا می‌رود، و هر جا باشید او با شما است ﴿يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ﴾[3]، او بالای سر همه ایستاده، (وحافظ ونگهبان ومراقب همه است) و اعمال همه را می‌بییند، ﴿قَائِمٌ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ﴾[4]، و او به همه چیز احاطه دارد ﴿إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطٌ﴾[5].

[1] الأنعام:73

[2] سبأ:3

[3] الحدید:4

[4] الرعد:33

[5] فصلت: 54

icon