جلسه 43
ثانیاً. اطلاعاتی که از یک درس نخوانده برنميآيد: وقتی آورنده قرآن هيچ منبع اطلاعاتي نداشته وهيچ درس خوانده نبوده است، چگونه ميتواند يك چنين كتاب عبادي، اخلاقي، حقوقي، تاريخي را بياورد، که در آن چنین مطالبی باشد:
- اخبار امتها وپيامبران گذشته، كه تنها در كتابهای دينی وبدست مردان كليسا وكنيست بوده است. در اين اخبار قرآني هيچ سخن زننده وناروايي دربارۀ پيامبران واولياي خدا نيست، وحتى خبرهايي گفته كه در كتابهاي آسماني گذشته نيامده وامروز متوجه آنها شده اند مانند اخبار فرعون که او غرق وموميايي شده، ومعاون قدرتمندی بنام هامان داشته است.
- يک دستور بزرگ برای زندگي، دستوري كه:
- رابطۀ انسان با خدا را به زيباترين نحو مطرح كند، وآن سخنان زشت، زننده وكفر آميز كه به ناحق در كتابهاي آسماني فعلی رخنه كرده را نياورده است.
- رابطۀ انسان با پدر ومادر، همسر، فرزندان، خويشاوندان، وتمام جامعه را به بهترين نحو ارائه كند.
- نحوۀ برخورد درست انسان با دشمنان، از جمله كفار ومنافقين، شيطان، بدگويان وحسادت ورزان وامثال آنها را بيان كند.
- هرچند قرآن كتاب علمي نيست، وبه زبان عامه مردم سخن ميگويد تا بتوانند آن را درك كنند، ولي نكتههای علمی فراوانی در قرآن بدست آمده است.
ثالثاً. یک مثال از آنچه از یک درس نخوانده برنمیآید:
- بيان شناخت خداوند: کاملا روشن است که تفكر بشری در بارۀ شناخت خدا خصوصا در آن زمان بسیار ساده بوده است، وتا امروز همچنان سادگی در شناخت بشر نسبت به خدا – چه در قبول یا رد – را مشاهده میکنیم، واین سادگی حتى میان مؤمنين به خدا نیز موجود است، ومیبينيم كتابهای قديمی كه شناخت در آنها برگرفته از قرآن نیست چگونه در تعريف خداوند وصفات او به بیراهه میروند، حتى كاتبهای آسمانی قديمی که انسان در آنها دخالت کرده است.
- دقت نظر قرآن دربارۀ خدا: در اینجا منظور این نیست دلیل بیاوریم بر درست بودن آنچه در آيات آمده واینکه مطابق با واقعیت است، زیرا این یک مسئلۀ تئوری است وهرکه میتواند آن را رد کند، بلکه منظور ما این است که همان دقت موجود در این آيات وتصویری که قرآن دربارۀ شناخت خدای متعال ارائه نموده است نمیتواند از یک شخص درس نخوانده صادر شود بلکه حتى از یک عالم متخصص ویا مجموعهای از حكیمان موجود در آن زمان یا در هر زمان.
انصاف این است که اگر کسی این مطالب را ببیند وقلب او بیمار نباشد، هرگز شک نخواهد کرد که این كتاب از طرف خدا نازل شده است.
رابعاً. شناخت خدا در قرآن:
- توحيد خدا: قرآن بشر را به سوی خدای واحد هدایت میکند، جز او معبودی نیست واو دومی ندارد، نه در صفات او ودر پروردگاریاش، نه کسی را زاییده ونه کسی او را زاییده است، وهیچ شریکی در حکمرانی خود ندارد، بنا براین نباید انسان خیال کند که خدا از چیزی خلق شده یا چیزی همانند او است، او اول وأخر، وظاهر وباطن است.
- علم خدا: قرآن او را آگاه به غيب (آنچه پیدا نیست: پنهان) وبه شهادت (آنچه پیدا است: آشکار) میداند ﴿عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ﴾[1]، پس او آگاه به هر ریز ودرشتی است، وبه اندازه سنگینی ذرّهای در آسمانها وزمین از علم او دور نخواهد ماند ﴿لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ﴾[2]، آنچه را در زمین فرو میرود میداند، وهمچنين آنچه را از آن خارج میشود وآنچه از آسمان نازل میگردد وآنچه به آسمان بالا میرود، وهر جا باشید او با شما است ﴿يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ﴾[3]، او بالای سر همه ایستاده، (وحافظ ونگهبان ومراقب همه است) واعمال همه را میبییند، ﴿قَائِمٌ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ﴾[4]، واو به همه چیز احاطه دارد ﴿إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطٌ﴾[5].
[1] الأنعام:73
[2] سبأ:3
[3] الحدید:4
[4] الرعد:33
[5] فصلت: 54
