جلسه 45
[45]
- تمام کارها از اوست: خداوند میفرماید ﴿وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هَذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَمَالِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا * مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ.. ﴾[1] {و اگر به آنها [منافقان] حسنه (امر خوشایند) برسد، میگویند: «این از ناحیۀ خداست» و اگر سیّئه (امر ناخوشایند) برسد، میگویند: «این از ناحیۀ تو است» بگو: «همۀ اینها از ناحیۀ خداست» پس چرا این گروه حاضر نیستند سخنی را درک کنند؟ * (آری،) آنچه از نیکیها به تو میرسد، از طرف خداست، و آنچه از بدی به تو میرسد، از سوی خود توست}، بنگر چگونه جمع میکند میان قول «همۀ اینها از ناحیۀ خداست» و میان تجزیۀ حسنه و سيئه، مبنی بر اینکه حسنه فضل و بخششی از خداست بدون اینکه انسان مستحق آن باشد، و سيئه تنها به سبب اعمال انسان پیش میآید هرچند آن هم از خدا میباشد، پس کسی جز خدا در جهان اثرگذار نیست.
و برای بیان وابستگی ارادۀ انسان (خواستههای او) به ارادۀ خدا میفرماید: ﴿وَما تَشاءونَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِين﴾[2] {و شما اراده نمیکنید مگر اینکه خداوند – پروردگار جهانیان – اراده کند و بخواهد}، و همچنین میفرماید: ﴿وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعا﴾[3] {و اگر پروردگار تو میخواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی (به اجبار) ایمان میآوردند}.
- صفات نیکوی خدا: خدا را با صفات نیکو توصیف میفرماید: ﴿هُوَ اللهُ الَّذِي لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ * هُوَ اللهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الأَسْمَاءُ الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ﴾[4] {و خدایی است که معبودی جز او نیست، حاکم و مالک اصلی اوست، از هر عیب منزّه است، کسی را آزار نمیدهد، امنیّت بخش است، همه چیز تحت قدرت اوست، قدرتمندی شکستناپذیر که با ارادۀ نافذ خود هر امری را اصلاح میکند، و شایسته عظمت است، خداوند منزّه است از آنچه شریک برای او قرار میدهند * او خداوندی است خالق، آفرینندهای بیسابقه، و صورتگری (بینظیر)، برای او نامهای نیک است، آنچه در آسمانها و زمین است تسبیح او میگویند، و او عزیز و حکیم است}، همچنین قرآن شامل صفات نیکوی دیگری نیز میباشد.
- خدا را نمیتوان دید: میفرماید: ﴿وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ﴾[5] {و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا، خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم» گفت: «هرگز مرا نخواهیدید ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند مرا خواهیدید» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد، و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد عرض کرد: «خداوندا، منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)، من به سوی تو بازگشتم و من نخستین مؤمنم»}.
باز خدا میفرماید: ﴿لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ﴾[6] {چشمها او را نمیبینند، ولی او همه چشمها را میبیند، و او بخشنده (انواع نعمتها، و با خبر از دقایق موجودات) و آگاه (از همه) چیز است}.
[1] النساء: 78- 79
[2] التكوير: 29
[3] يونس: 99
[4] الحشر: 23-24
[5] الاعراف: 143
[6] الانعام: 103
