جلسه 13
[13]
عکس العمل انسان:
- طغيان به واسطۀ نعمتها: اگر خدا نعمتها را بر انسان ارزانی داشت، او فکر میکند که این یک گرامیداشتی است از طرف خدا برای وی، ولذا به خود اجازه میدهد هرچه بخواهد در این نعمت ها تصرف کند، و در نتیجه طغیان نموده و موجب فساد میگردد.
- كفر در حال محرومیت: و اگر خدای متعال رزق انسان را کم نمود، او فکر میکند که خدا به وی توهین کردهاست، ولذا كفر میورزد و آرامش را از دست میدهد.
نظر خدا و نظر انسان دربارۀ نعمتها و محرومیتها:
- نظر انسان: انسان نعمتهای دنيا را سبب سعادت خویش در زندگی و آن را گرامیداشت الهی برای خود میپندارد، و محرومیت از نعمتها را بدبختی میداند.
- نظر خدا: كرامت نزد خدا تقرب به سوی اوست، که با ايمان و عمل صالح انجام میپذیرد، چه انسان دارا یا فقير باشد، و بود و نبود نعمتها تنها به خاطر امتحان انسان است.
ثانياً. نظر انسان باطل است، خداوند میفرماید: كَلا بَل لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ (17) وَلا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ (18)، {چنان نیست که شما میپندارید، شما یتیمان را گرامی نمیدارید، و یکدیگر را بر اطعام مستمندان تشویق نمیکنید}.
نعمتهایی که كرامت ندارند: این دو آيه نظر انسان مبنی بر اینکه كرامت در دارایی و خوشگذرانی بوده و ذلت در فقر و محرومیت است را رد میکنند، بدین صورت که دو حالت از انسانِ دارای نعمت را بیان کرده که كرامتی در این دو حالت نیست:
- گرامی نداشتن يتيم، این گونه که ارث وی را تصرف و دستش را از آن کوتاه نماید.
- به دلیل عشق به اموال، دیگران را به اطعام مسكين تشویق نکند.
- محرومیت يتيم از ارث: میفرماید: “شما یتیمان را گرامی نمیدارید”، گرامی نداشتن يتيم یعنی محروم کردن او از ارث پدرش – همانگونه که فرزندان کوچکتر را از ارث محروم میساختند – و رها کردن وی با دست کاملا خالی، و بیتوجهی به اینکه چه بلایی بر سر وی خواهدآمد، آيۀ بعدی نیز این نکته را تایید میکند: “وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلا لَمًّا (19)”، {و میراث را (از راه مشروع و نامشروع) جمع کرده میخورید}، کلمۀ (لَمًّا) در آیه یعنی اینکه انسان سهم خود و سهم دیگران بخورد، بلکه هرچه بیابد را بخورد بدون اینکه میان خوب و بد تمیز دهد.
- تشویق نکردن دیگران بر اطعام مسكين: میفرماید: “و یکدیگر را بر اطعام مستمندان تشویق نمیکنید”، کلمۀ (حضّ) در آیه به معنی تشویق کردن یکدیگر بر صدقه برای مستمندان و بیچارگان است، و سبب تشویق نکردن حب اموال است، همانگونه که در آیۀ بعد آمده: “وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا (20)”، {و مال و ثروت را بسیار دوست دارید (و به خاطر آن گناهان زیادی مرتکب میشوید)}، وکلمۀ (جَمًّا) در آیه یعنی بسیار زیاد.
[ص 139] ابن نباته نقل میکند که أمير المؤمنين عليه السلام فرمود: الفتن ثلاث، حب النساء و هو سيف الشيطان، و شرب الخمر و هو فخ الشيطان، و حب الدينار و الدرهم و هو سهم الشيطان، فمن أحب النساء لم ينتفع بعيشه، و من أحب الأشربة حرمت عليه الجنة، و من أحب الدينار و الدرهم فهو عبد الدنيا، {سه نوع فتنه (امتحان) وجود دارد، علاقه به زنان که شمشیر شیطان است، و شرابخواری که دام شیطان است، و حب دینار و درهم (أموال) که تیر شیطان است، پس هرکه به زنان علاقمند شود از زندگی خود بهرهای نمیبرد، و هر که علاقه به انواع شراب پیدا کند بهشت بر او حرام گردد، و هر که دینار و درهم را دوست دارد بندۀ دنیا شود}.
و همچنین فرمود: قال عيسى بن مريم (عليه السلام): الدينار داء الدين، و العالم طبيب الدين، فإذا رأيتم الطبيب يجر الداء إلى نفسه فاتهموه، و اعلموا أنه غير ناصح لغيره، {عیسی بن مریم (علیه السلام) میگوید: دینار (پول) بیماری دین است و عالم پزشک دین، پس اگر دیدید که پزشک بیماری را به سوی خود آورد به او اعتماد نکنید و بدانید که او نمیتواند راهنمای دیگران باشد}. (الخصال ج 1 ص 56)
