الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتاعجاز قرآنجلسه 20

جلسه 20

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

بخش چهارم: قرآن کلام خدا است

 

اولاً. ادعا علیه قرآن:

  1. گفته اند كه قرآن كلام خدا نیست: میگویند که خداوند فقط اطلاعات را از راه وحی به پیامبر رسانده وپیامبر آن را با زبان عربی خود بیان کرده است، یعنی اینکه قرآن انشای پیامبر اسلام است. کسانی که چنین ادعایی دارند خود را مسلمان مینامند، زیرا میپذیرند که وحی بر پیامبر نازل میشده است.
  2. این ادعا جدید است: اینگونه افراد در این زمان پیدا شده اند، ومعمولا از کسانی صادر میشود که رشتۀ تحصیلی آنها جزء رشته‏های مذهبی مانند فقه وعلوم قرآنی نیست، ولی به آن نزدیک است مثل جامعه شناسی یا تاریخ وامثال آن.
  3. این ادعا دلیل ندارد: این صرف یک ادعا است وهیچ دلیلی بر آن نمی‏آورند، شاید دلیل چنین تفکری این باشد که عموما مردم حتی عربها آن حس عمیق دربارۀ قدرت خارق العادۀ بلاغت قرآن ندارند، ولذا این افراد به خود اجازۀ چنین ادعایی را میدهند.

 

ثانياً. موقعیت این ادعا چیست:

  1. در معجز بودن قرآن فرقی نمیکند: به فرض پذیرش این ادعا، اعجاز بلاغی قرآن پابرجا میماند، زیرا کسی جواب تحدی قرآن نداده است، وگفتیم که عربهای جاهلی با تمام قدرت ادبی خود تسلیم این قرآن شده وآن را بالاتر از قدرت انسان دانستند، وحتی سعی در مقابله با آن نکردند، زنادقۀ بعد از اسلام نیز با همۀ ادعایی که در ادبیات داشته وسعی در رد تحدی قرآن نمودند عاقبت به شکست خود اعتراف کردند.
  2. در صدر اسلام چنین بحثی نبوده است: در زمان پیامبر یا قدری بعد از ایشان افراد یا کلا پیامبر را دروغگو میشمردند ومنکر نزول وحی بر ایشان بودند، ویا اینکه ایمان میاوردند ومیپذیرفتند که این سخن خدا است، زیرا درک میکردند که چنین بلاغتی از انسان امکان پذیر نیست، لذا هیچکس چنین دوگانگی را مدعی نشده بود که مطلب از خدا والفاظ از پیامبر باشد.
  3. شاید تورات وانجیل اینگونه باشند: این بحث دربارۀ تورات وانجیل خیلی جدی است، وظاهرا هیچ دلیلی بر اینکه الفاظ این دو کتاب آسمانی واز طرف خدا باشد نیست، وچون بحث بلاغت این کتابها أصلا مطرح نیست لذا حساسیتی نیز در این باره وجود ندارد، وشاید واقعا هم اینها از انشای پیامبران باشد، بلکه شاید همین مسئله سبب ایجاد این احتمال برای بعضیها دربارۀ قرآن باشد.
  4. پیامبر وائمه چنین چیزی را نگفته اند: نه اهل سنت از پیامبر صلی الله علیه وآله، ونه شیعه از پیامبر یا ائمه علیهم السلام روایتی دارند که چنین ادعایی را تایید کرده باشد، در حالی که هر مسئله‏ای هرچند ناچیز از آن بزرگواران پرسیده شده وخبری به ما رسیده است. پس اگر چنین مسئلۀ مهمی وجود داشت مطمئنا در کتابهای روایی همۀ مسلمین بارها نقل گردیده ودرباره‏اش بحثها شده وحتی کتابها نوشته بودند.
  5. آیا معجزه جزء توانایی‏های پیامبر است: ظاهرا بعضی از معجزات جزء توانایی‏های خاصی است که خداوند به پیامبران داده است، یعنی اینگونه نیست که پیامبر فقط دعا کند وخدا دعایش را اجابت کند، مثل اینکه خدا به ما توانایی راه رفتن وسخن گفتن وغیره را داده وخودمان کار انجام میدهیم، اینک دو مثال از توانایی‏های خاص پیامبران نقل میکنیم:

* ﴿..أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللهِ وَأُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللهِ..﴾[1]، حضرت عيسى عليه السلام ميفرمايد: {..من از گِل چیزی به شکل پرنده می‌سازم، سپس در آن می‌دمم وبه فرمان خدا، پرنده‌ای می‌گردد. وبه اذن خدا کورِ مادرزاد ومبتلایان به برص [پیسی‌] را بهبودی می‌بخشم، ومردگان را به اذن خدا زنده می‌کنم..}. توجه شود که حضرت میگوید من این کارها را انجام میدهیم، البته به اذن خدا.

* ﴿فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ﴾[2]، {پس به موسی وحی کردیم: «عصایت را به دریا بزن» (عصایش را به دریا زد)، ودریا از هم شکافته شد، وهر بخشی همچون کوه عظیمی بود}. اگر حضرت موسی علیه السلام نقشی در این مسئله نداشت، پس چرا خدا به او دستور داد که عصا را به دریا بزن، این نشان میدهد که خداوند توانایی خاصی را در این عصا قرار داد که در هیچ عصای دیگری هرگز نداده است، واین امتیازی برای حضرت موسی است.

  1. قرآن جزء توانایی‏های پیامبر اسلام نیست: خود قرآن دلالت میکند که الفاظ آن از پیامبر صلی الله علیه وآله نبوده، بلکه قرآن با همین الفاظ بر پیامبر بصورت وحی نازل شده است، مطلب زیر گواه این واقعیت است.

[1] آل عمران:49.

[2] شعراء: 63.

icon