جلسه 32
[32]
- تحريم گوشت خوک:
قرآن گوشت خوک را تحریم کرده، و مؤمنین این دستور را پیاده نمودند فقط به عنوان اطاعت امر خدا بدون اینکه سبب تحريم را بدانند، دانشمندان امروز دلایلی علمی بر وجود بیماریهای مختلف در گوشت خوک یافتهاند ولذا تاکید بر ترک آن دارند، خدا میفرماید: (إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللهِ)[1]، {خداوند، تنها (گوشت) مردار، خون، گوشت خوک و آنچه را نام غیرِ خدا به هنگام ذبح بر آن گفتهشود، حرام کردهاست}.
چرا خوردن گوشت خوک حرام است:
(1) خوک حیوان تمیزی نیست، هر نوع آشغال، کود حیوانات، باقیماندۀ بدن حیوانات و حشرات، یا هر چیزی را که بیابد میخورد، لذا سبب انتقال انواع بیماریها میشود.
(2) گوشت خوک پر از كلسترل و چربیهای مضر است، و نسبت چربی در گوشت خوک دو برابر چربی در گوشت گاو است.
(3) انسان نیاز به 8 الی 9 ساعت دارد برای هضم گوشت گوسفند یا گاو، لذا سموم موجود در آنها به کندی جذب بدن انسان شده و خطری ایجاد نمیکند، ولی گوشت خوک در مدت 4 ساعت هضم شده و در نتیجه بدن انسان مقدار بیشتری از سموم را جذب میکند.
(4) بدن خوک نسبت به بقیۀ حيوانات بسیار کم عرق میکند، و چون عرق از مهمترین وسایل دفع سموم از بدن است، لذا با جمع شدن عرق در بدن خوک سموم در گوشت او رسوب میکند.
(5) گوشت خوک حاوی مقدار زیادی انگل و کرم است، و اکثر این کرمها در گرمای پخت معمولی از بین نمیروند.
****************************
قسمت زير (4. بادهای باردار کننده) در ویدیوی شمارۀ [33] آمده است
- 4. بادهای باردارکننده: لِقاح اسم آب موجود نر است، پس (لاقح) یعنی باردار کننده که جمع آن (لواقح) است در واقع همان موجود نر میباشد چه انسان بوده یا حيوان و یا گیاه، ولی رابطۀ آن با باد چیست که قرآن بادها را باردار کننده مینامد (ریاح لواقح)، ظاهرا قرآن حالت دوگانگی در تمام اتمهای جهان از جهت داشتن بارهای مثبت و منفی را تشبیه میکند به دوگانگی در موجودات زنده یعنی بودن دو نوع نر و ماده در آنها، همچنین قرآن حرکت بارهای مثبت و منفی در میان ابرها به سوی یکدیگر که موجب جرقه شده و آن را برق مینامند و سبب تولید باران میگردد را به رابطۀ میان دو جنس مخالف از موجودات زنده تشبیه میکند که سبب تولید مثل میگردد.
خداوند میفرماید: (وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنْتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ)[2]، {ما بادها را برای بارور ساختن (ابرها) فرستادیم، و از آسمان آبی نازل کردیم، و شما را با آن سیراب ساختیم، در حالی که شما توانایی حفظ و نگهداری آن را نداشتید}.
**********************************
ادامۀ [32]
خامساً. شمارش در قرآن:
اعراب قبل از اسلام آنقدر نادان بودند که حتی شمارش را درست نمیدانستند، مثلا وقتی میخواستند گوسفندها را به چراگاه ببرند دو جعبه کنار درگاه قرار داده، یکی پر از سنگ و دیگری خالی، هر گوسفندی که خارج میشد یک سنگ از این جعبه به درون دیگری میانداختند، و وقت بازگشت سنگها را برمیگرداندند، اگر سنگی باقی میماند میدانستند که یک گوسفند گم شده است، ولذا لفظ (احصاء) یعنی شمارش از لفظ (حصاه) یعنی سنگ ریزه گرفته شده است. و این مطلب در شعر عربی نیز آمده است، مثلا شاعر در تعریف از قوم خود میگوید:
الأكثرون إذا يُعدُّ حصاهمُ والأكرمون إذا يُعدُّ الأولُ
یعنی آنها بیشتریناند اگر سنگریزههای آنان را بشمارند، و بهتریناند اگر مطلب اول (فضایل) را بشمارند.
حال از میان این چنین قومی چگونه کتابی برمیآید که شمارشهای بسیار مشکلتر را مطرح کند، اصلا صرف طرح چنین مسائلی نشانۀ اطلاعاتی است که در آن زمان پر از جهالت و در آن سرزمین نادانی امکانپذیر نبودهاست، حال چند مثال از شمارش در قرآن میآوریم:
- 1. ایام سال: اعراب سال را 360 روز میپنداشتند، زیرا فکر میکردند که هر ماه 30 روز بوده و چون سال 12 ماه است پس هر سال 360 روز میباشد، در حالی که میدانیم نه سال قمری و نه شمسی 360 روز میباشد. سبب این اشتباه این بوده است که آنها هیچگاه با دقت پیدایش ماه در ابتدای ماه قمری یا ناپدید شدن ماه در انتهای هر ماه قمری را با ماه بعد مقایسه نمیکردند تا متوجه شوند که بعضی ماهها 29 روز است، به خصوص اینکه چندان احساس نیاز به این دقت نداشته زیرا نه ایام حج با این دقت برای آنها اهمیت داشت و نه میخواستند ماه رمضان را روزه بگیرند.
این مسئله ادامه داشت تا اینکه قرآن آمد و فرمود: (يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ)[3]، {در بارۀ «هلالهای ماه» از تو سؤال میکنند، بگو: «آنها، بیان اوقات (و تقویم طبیعی) برای (نظامِ زندگیِ) مردم و (تعیینِ وقتِ) حج است»}، و مردم متوجه شدند که باید هلال هر ماه را دقیقا بیابند تا مثلا دقیقا بدانند چه وقت نهم ذیالحجه است که اعمال حج شروع میشود یا در چه روزی ماه رمضان یا ماه شوال آغاز میشوند تا بتوانند روزه گرفته یا عید کنند.
البته پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه (علیهم السلام) به عنوان مفسران اصلی قرآن نیز این مسئله را کاملا روشن کردهاند، مثلا در روایتی امام صادق میفرماید: (صم لرؤية الهلال وأفطر لرؤيته)[4]، {با دیدن هلال (اول ماه رمضان) روزه بگیر و با دیدن آن (اول شوال) افطار کن (یعنی دیگر لازم نیست روزه بگیری)}.
- 2. خواب اصحاب کهف: در بارۀ مدت[5] خواب اصحاب کهف قرآن میفرماید: (وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِئَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعًا)[6]، {آنها در غارشان سیصد سال درنگ کردند، و نه سال (نیز) بر آن افزودند}.
خواب اصحاب کهف 300 سال میلادی (شمسی) معادل با 309 سال قمری بوده است، ولی قرآن نه 300 گفته ونه 309، بلکه ابتدا 300 سال را گفته و در جملۀ بعد 9 سال اضافه کرده است، اگر 300 میگفت اشکال میگرفتند که باید 309 سال قمری میگفت زیرا خطاب قرآن به اعراب است و آنها با سالهای قمری آشنا هستند و اگر 309 میگفت میگفتند سال برای اصحاب کهف شمسی بوده و باید 300 میگفت.
300 سال شمسی با اختلاف کمتر از سه ماه معادل 309 سال قمری است، محاسبۀ زیر را ببینید:
309 سال قمری* 354 روز = 109386 روز + 103 ایام اضافی سالهای کبیسه = 109489 روز.
300 سال شمسی* 365 روز = 109500 روز + 75 ایام اضافی سالهای کبیسه = 109575 روز.
[1] البقرة:173.
[2] الحجر:22.
[3] البقرة:189.
[4] التهذيب 4: 157 | 436، والاستبصار 2: 63 | 205.
[5] س.
[6] الكهف:25.
