جلسه 35
[35]
بخش هشتم: خبر از غيب
یکی دیگر از وجوه اعجازی که نقل شده خبرهای غیبی است، این خبرها مربوط به گذشته یا آینده است.
اولا. غیب مخصوص خدا است:
- آیات فراوانی دلالت میکند که غیب فقط از آن خداوند است، مثلا:
قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ الْغَيْبَ إِلا اللهُ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ[1]، {بگو: «کسانی که در آسمانها و زمین هستند غیب نمیدانند جز خدا، و نمیدانند کی برانگیخته میشوند»}.
- حتی انبیا از پیش خود غیب را نمیدانستند:
قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلا مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلا تَتَفَكَّرُونَ[2]، {بگو: «من نمیگویم خزاین خدا نزد من است، و من (جز آنچه خدا به من بیاموزد) از غیب آگاه نیستم، و به شما نمیگویم من فرشتهام، تنها از آنچه به من وحی میشود پیروی میکنم»، بگو: «آیا نابینا و بینا مساویند؟ پس چرا نمیاندیشید؟»}.
قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلا ضَرًّا إِلا مَا شَاءَ اللهُ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ[3]، {بگو: «من مالک سود و زیان خویش نیستم، مگر آنچه را خدا بخواهد، (و از غیب و اسرار نهان نیز خبر ندارم، مگر آنچه خداوند اراده کند) و اگر از غیب باخبر بودم، سود فراوانی برای خود فراهم میکردم، و هیچ بدی (و زیانی) به من نمیرسید، من فقط بیمدهنده و بشارتدهندهام برای گروهی که ایمان میآورند، (و آماده پذیرش حقند)}.
- جنها نیز خبر غیب را نمیدانند، مثلا وقتی برای حضرت سلیمان کار میکردند، حضرت وفات نمود ولی چون بر عصای خود تکیه داشته و نمیافتاد آنها نمیدانستند که ایشان زنده نیست:
فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَن لَّوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِينِ[4]، {(با این همه جلال و شکوه سلیمان) هنگامی که مرگ را بر او مقرّر داشتیم، کسی آنها را از مرگ وی آگاه نساخت مگر جنبنده زمین [= موریانه] که عصای او را میخورد (تا شکست و پیکر سلیمان فرو افتاد)، هنگامی که بر زمین افتاد جنّیان فهمیدند که اگر از غیب آگاه بودند در عذاب خوارکننده باقی نمیماندند}.
ثانیا. قرآن بعضی اخبار گذشتگان را غیب میداند: اینکه قرآن خبر از گذشته را نیز غیب به شمار میآورد شاید به یکی از دو دلیل زیر باشد:
دلیل اول: اینکه مردم از اخبار گذشتگان بسیار دور خبر نداشتهاند، نوشتهای وجود نداشته و بزرگان اهل کتاب نیز اجازه نمیدادند که عموم مردم حتی پیروان خودشان از مطالب کتابهای آسمانی مطلع شوند.
دلیل دوم: در این خبرها اطلاعاتی وجود داشت که هیچ احدی از آن خبر نداشته تا اینکه در زمان معاصر یعنی از قرن هیجدهم میلادی به بعد آن اطلاعات کشف گردید.
- داستان مریم: ذَلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ[5]، {(ای پیامبر) این از خبرهای غیبی است که به تو وحی میکنیم، و در آن هنگام که قلمهای خود را (برای قرعهکشی) به آب میافکندند تا کدامیک کفالت و سرپرستی مریم را عهدهدار شود، و (نیز) به هنگامی که (دانشمندان بنی اسرائیل، برای کسب افتخار سرپرستی او) با هم کشمکش داشتند، حضور نداشتی (و همۀ اینها از راه وحی به تو گفتهشد)}.
- داستان نوح: قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ * تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ[6]، {(به نوح) گفته شد: «ای نوح، با سلامت و برکاتی از ناحیه ما بر تو و بر تمام امتهایی که با تواند، فرود آی، و امتهایی نیز هستند که ما آنها را از نعمتها بهرهمند خواهیم ساخت، سپس عذاب دردناکی از سوی ما به آنها میرسد (چرا که این نعمتها را کفران میکنند»}.
ثالثا. خبر از کشف جنازۀ فرعون پس از غرق شدن:
- غرق شدن فرعون: قرآن میفرماید: وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آَمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا الَّذِي آَمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ * آَلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ[7]، {(سرانجام) بنی اسرائیل را از دریا عبور دادیم، و فرعون و لشکرش از سر ظلم و تجاوز، به دنبال آنها رفتند، هنگامی که غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ایمان آوردم که هیچ معبودی جز کسی که بنیاسرائیل به او ایمان آوردهاند وجود ندارد، و من از مسلمین هستم» * (امّا به او خطاب شد:) الآن؟ در حالی که قبلاً عصیان کردی و از مفسدان بودی}.
در كتاب مقدس (تورات و انجیل) نیز آمده كه اسرائيليان به سلامت از زمين خشك گذشتند و نجات يافتند، و شاه و تمامى همراهان او در درياى سرخ زير دو ديوار آب از چپ و راستشان غرق شدند (کتاب خروج – آیه های ۲۳، ۲۸، و۲۹).
یک پزشک محقق فرانسوی بنام موریس بوکای در این باره تحقیق مفصلی دارد.
- موريس بوکای کیست: متولد ١٩٢٠ در فرانسه، سال ١٩٤٥ در دانشگاه پزشكى پاريس استخدام شد و در کنار کار پزشکی مشغول تحقيق دربارۀ توافق و اختلاف مذهب و علم شد، او در زمينۀ فلك، زيست، زمين شناسى، گياه شناسى، و جنين شناسى فعاليت میكرد.
- بوکای و قرآن: در تعليمات مسيحى به او ياد داده بودند كه محمد (ص) اطلاعاتى از تورات و انجيل را گرفته و با تحريف و تغيير بعضى از آنها كتاب قرآن را تأليف كردهاست.
سال ١٩٧٠ تصميم گرفت زبان عربى ياد بگيرد تا بتواند قرآن را بیطرفانه بررسى كند. او به تحقيق در قرآن پرداخته ميگويد: «در آن زمان هيچ اعتقادى نداشتم كه اين كتاب زبان خدا است». او در قرآن به بيش از ١٥٠ آيه برخورد كرد كه حقايق علمى در آنها نهفتهبود و به اين نتيجه رسيد كه بر اساس پيشرفت اكتشافات علمى، امكان ندارد كه مردى در ١٤٠٠ سال پيش چنين اطلاعات دقيق علمى را بيان كردهباشد، و اين كلام بايد كلام خدا باشد.
بوكاى مجموعۀ تحقيقات خود دربارۀ حقايق علمى در كتب مقدس را در چند جلد كتاب به نام “كتاب مقدس، قرآن و علم” منتشر كرد كه تا سال ١٩٨٧ پرفروشترين كتاب فرانسه بود.
[1] النمل:65.
[2] الأنعام:50.
[3] الأعراف:188.
[4] سبأ:14.
[5] آل عمران:44.
[6] هود:48-49.
[7] یونس:90-91.
