جلسه 42
[42]
خامساً. عدم تكامل در قرآن:
- عدم تكامل در معارف: در قرآن هیچ تكاملی در علم و معرفت یافت نمیشود، در حالی که میدانیم دانشمندان و افراد با فرهنگ همیشه در علم ودانش پیشرفت میکنند، ولذا بطور دائم كتابها، نوشتهها و تفكر آنها در حال تغییر و تحول است، به طوری که اگر مؤلف بعد از بیست سال از نشر کتاب خویش، نوشتۀ بیست سال قبل خود را بخواند از کار خویش شرمنده شده و آن نوشته را بسیار دور از واقعیت میپندارد.
- عدم تكامل در بلاغت: از جهت بلاغت و ادبيات نیز انسان پیشرفت میکند، و مطمئنا شعر یک شاعر در ابتدای کارش مانند شعر او پس از گذشت زمان نیست. ولی قرآن یکنواخت است و هیچ پیشرفتی در آن نمیبینیم، و به دلیل همین عدم اختلاف نمیتوان گفت کدام سوره پیش از دیگری نازل شدهاست، ولی اگر قرآن از یک انسان صادر شدهبود اختلاف در آن کاملا آشکار بود. ولذا خداوند آن را اینگونه توصیف میکند: (اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ…)[1]، {خداوند بهترین سخن را نازل کرده، کتابی که آیاتش (در لطف و زیبایی و عمق و محتوا) همانند یکدیگر است، آیاتی مکرّر دارد… (با تکراری شوقانگیز)}. امير المؤمنين (عليه السلام) میفرماید (وَيَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ وَيَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلَى بَعْضٍ)[2]، {هر قسمتی از قرآن حکایت از قسمتی دیگر نموده، و هر قسمتی شهادت بر قسمت دیگری میدهد}.
بخش دهم: اعجاز از جهت آورنده
اولاً. پيامبر هيچ منبع اطلاعاتی نداشته است: پیامبر را متهم ميكنند كه اطلاعات خود را از دو سفر تجارتى به شام به دست آورده است، درحالى كه:
- كسانى كه به سفر مىروند براى كسب اطلاعات مانند خاورشناسها، مدتهای طولانى كه احياناً چند سال طول ميكشد در آن ديار ميمانند تا بتوانند اطلاعات لازم را به دست آورند.
ولى سفرهای پيامبر كوتاه بوده و شايد مدت اقامت ايشان در شام در هر بار كمتر از يك ماه باشد، و ايشان در سفر اول نوجوان بوده و در سفر دوم آنقدر كار داشته كه نتواند با مراكز اطلاعات يعنى كليساها وكنيسهها تماس بگيرد.
- كليساهای مسيحی و كنيسههای يهودی حتى به پيروان اديان خود هیچ اطلاعاتی نميدادند، چه رسد به اينكه به يك عرب بخواهند هرگونه اطلاعاتی دهند، بلكه به قول خودشان علم را تنها به اهلش بايد داد.
- از اينرو پيامبر هيچ منبع اطلاعاتى نداشته، درس خوانده نبوده و حتى هيچ سخن ادبی مانند شعر و خطابه و امثال آن يا سخن علمی در هر زمينهای از ايشان شنيده نشدهاست.
[1] الزمر: 23
[2] نهج البلاغة الخطبة 133
