الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتانفاقجلسه 11

جلسه 11

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

[11]

[الميزان ج9 ص257] در درّالمنثور آمده‌است که ابن سعد، ابن ابى شيبة، بخارى، ابن ابى حاتم، أبو الشيخ و ابن مردويه از زيد بن وهب روایت می‌کنند که گفت: ابوذر را در ربذة دیدم، بدو گفتم: چه چیزی تو را بدین سرزمین آورده‌است؟ گفت: كنا بالشام فقرأت: (و الذين يكنزون الذهب والفضة ولا ينفقونها في سبيل الله فبشرهم بعذاب أليم)، فقال معاوية: ما هذه فينا هذه في اهل الكتاب. قلت انا: انها لفينا و فيهم، {در شام بودیم، من این آیه را خواندم: (و کسانی که طلا و نقره را گنجینه (و پنهان) می‌سازند، و در راه خدا انفاق نمی‌کنند، به مجازات دردناکی بشارت ده)، معاويه گفت: “این آیه دربارۀ ما نیست، این دربارۀ اهل کتاب است”، من گفتم: “این آیه دربارۀ ما و آنهاست}.

 

تحریم گنج به دلیل پرداخت نکردن زکات است نه زیاد بودن ثروت:

[ص 139] در أمالى شيخ آمده‌است: عده‏ای از أبوالمفضل نقل و سند حدیث را آورده‌اند که او دربارۀ آیۀ: (و الذين يكنزون الذهب و الفضة و لا ينفقونها في سبيل الله فبشرهم بعذاب أليم) می‌گفت: وقتی این آیه نازل شد، رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: كل ما يؤدى زكاته فليس بكنز وإن كان تحت سبع ارضين، وكل مال لا يؤدى زكاته فهو كنز وإن كان فوق الأرض، {هرآنچه زکاتش پرداخت شده گنج نیست، هرچند زیر هفت طبقۀ زمین باشد، و هر مالی که زکاتش پرداخت نشده گنج است هرچند روی زمین باشد}. (أمالى الطوسى ج 2 ص 133)، مشابه این حدیث در درّالمنثور آمده‌است به نقل از ابن عدى و خطيب از جابر از پیامبر (صلى الله عليه و آله و سلم).

 

[الميزان ج9 ص256] در أمالى شيخ با سند آمده‌است که امام صادق (عليه السلام) از پدرش امام باقر (عليه السلام) نقل می‌کند که از ایشان دربارۀ درهم و دینار و وظیفۀ مردم در برابر آنها پرسیدند، فرمود: هي خواتيم الله في ارضه جعلها الله مصلحة لخلقه، وبها يستقيم شؤونهم ومطالبهم، فمن أكثر له منها فقام بحق الله تعالى فيها ادى زكاتها فذاك الذي طلبه وخلص له، ومن أكثر له منها فبخل بها ولم يؤد حق الله فيها واتخذ منها الأبنية فذاك الذي حق عليه وعيد الله عز وجل في كتابه، يقول الله تعالى (يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ)، {اینها (درهم و دینار) امانت خدا در زمین هستند، خداوند آنها را برای مصلحت خلق خود قرار داده‌است، که به واسطۀ آنها کارها و نیازهای مردم انجام شود، حال اگر کسی اموال زیادی به دست آورده و حق خدا را از آن ادا و زکات اموال را پرداخت نمود، پس خواستۀ خدا را انجام و از مسئولیت آن خارج شده‌است، و اگر کسی اموال زیادی به دست آورده ولی بخل ورزیده حق خدا را ادا ننمود، و از آن مال ساختمان ها ساخت، این همان است که تهدید خدا در کتاب خویش شامل او می‌گردد، خداوند متعال می‌فرماید (در آن روز که آن را در آتش جهنم گرم و سوزان کرده، و با آن صورت‌ها و پهلوها و پشت‌هایشان را داغ می‌کنند و گویند: این همان چیزی است که برای خود گنجینه ساختید، پس بچشید چیزی را که برای خود می‌اندوختید)}.

 

امتحان انسان به واسطۀ اموال و اولاد

اولاً. غافل کردن از یاد خدا:

المنافقون (9): يَا أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللهِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ، {ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند، وکسانی که چنین کنند، زیانکارند}.

الميزان، ج19: غافل کردن، انسان را گام به گام به زیان می‌رساند:

  1. غافل کردن موجب بی توجهی قلب می‌شود: غافل کردن یعنی بی‌توجه نمودن، و منظور از غافل شدن از یاد خدا توسط اموال و اولاد این است که قلب وابسته به آنها شده و نسبت به خدا بی‌توجه می‌گردد، به طوری که موجب روی‌گردانی از توجه به خدا می‌شود، زیرا اموال و اولاد زینت زندگی دنیاست، خداوند می‌فرماید: “المال والبنون زينة الحياة الدنيا”، {مال و فرزند، زینت زندگی دنیاست} الكهف: 46.
  2. بی‌توجهی قلب موجب نسيان خداست: مشغول اموال شدن سبب می‌شود که قلب از یاد خدا تخلیه و خدا را از یاد ببرد، و برای او باقی نمی‌ماند جز سخن بی‏عمل و بی‏تصدیق قلبی.
  3. فراموشی سبب می‌شود خدا وی را فرموش کند: هرگاه بنده فراموش کند پروردگار خود را، به دنبال آن خدا نیز وی را به فراموشی می‏سپارد، خداوند می‌‌فرماید: “نسوا الله فنسيهم”، {خدا را فراموش کردند و خدا (نیز) آنها را فراموش کرد} التوبه: 67.
  4. بنده‏ای که خدا فراموشش کند زیانکار است: در پایان آیه می‌فرماید: {و کسانی که چنین کنند، زیانکاراند} و این همان زیان آشکار است، خداوند در توصیف منافقین می‌فرماید: “أولئك الذين اشتروا الضلالة بالهدى فما ربحت تجارتهم”، {آنان کسانی هستند که «هدایت» فروخته و«گمراهی» خریده‌اند، و(این) تجارت آنها سودی نداده‌است} البقرة: 16.

 

ثانياً. نتيجة غافل شدن (قصۀ قارون):

سورة القصص (76-83):

  1. امتحان انسان به اموال: إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَءَاتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ، {قارون از قوم موسی بود، اما بر آنان ستم کرد، ما آن‌قدر از گنج‌ها به او داده‌بودیم که حمل کلیدهای آن برای یک گروه زورمند مشکل بود}
  2. نصیحت به ثروتمندان: إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ، {(به خاطر آورید) هنگامی را که قومش به او گفتند}:
  • عدم شادی با غرور: لا تَفْرَحْ إِنَّ اللهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ، {«این همه شادی مغرورانه مکن، که خداوند شادی‌کنندگان مغرور را دوست نمی‌دارد»} (76)
  • تقدیم آخرت بر دنيا: وَابْتَغِ فِيمَا ءَاتَاكَ اللهُ الدَّارَ الآخِرَةَ وَلا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا، {و در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب، و بهره‌ات را از دنیا فراموش مکن}، در معانى الاخبار از اميرالمؤمنين (عليه السلام) در تفسير جملۀ (ولا تنس نصيبك من الدنيا) چنين آمده‌است: لا تنس صحتك و قدرتك و فراغك وشبابك و نشاطك ان تطلب بها الاخرة، {یادت نرود که از تندرستی، توانایی، وقت بیکاری، جوانی و نیروی خود برای به دست آوردن آخرت استفاده‌کنی}.
  • احسان: وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللهُ إِلَيْكَ، {و همان‌گونه که خدا به تو نیکی کرده نیکی کن}
  • عدم افساد: وَلا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الأَرْضِ إِنَّ اللهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ، {و هرگز در زمین در جستجوی فساد مباش، که خدا مفسدان را دوست ندارد} (77)
icon