جلسه 18
[18]
[ص 303] ابو هريره نقل میکند که رسول الله (صلى الله عليه و آله) فرمود: إياكم و الفحش فان الله عزوجل لا يحب الفاحش المتفحش، و إياكم والظلم فان الظلم عند الله هو الظلمات يوم القيامة، و إياكم والشح فانه دعا الذين من قبلكم حتى سفكوا دماءهم، و دعاهم حتى قطعوا أرحامهم، و دعاهم حتى انتهكوا و استحلوا محارمهم، {مبادا سراغ فحش (کار زشت یا سخن زشت) بروید که خدای متعال شخص بدگوی بدعمل (که بیش از حد چنین کند) را دوست ندارد، و مبادا سراغ ظلم بروید که ظلم نزد خداوند معادل با تاریکیهای روز قیامت است، و مبادا سراغ بخل بروید که بخل، مردم پیش از شما را وادار کرد که خون یکدیگر را بریزند، و قطع رحم کنند، و حرمتها را بشکنند (یا حرامها را حلال بدانند)}. (الخصال ج 1 ص 83)
[ص 304] يحيى الحلبى نقل میکند که امام صادق (عليه السلام) فرمود: لا يطمعن ذو الكبر في الثناء الحسن، و لا الخب في كثرة الصديق، و لا السيّء الادب في الشرف، و لا البخيل في صلة الرحم، {نه انسان متکبر امید داشتهباشد که از او تمجید کنند، و نه کلاهبردار امیدوار به داشتن دوست فراوان باشد، و نه بیادب امید به شرافت، و نه بخیل امید به صلۀ رحم داشتهباشد}. (الخصال ج 2 ص 53)
[ص 300] ابن مسكان نقل میکند که امام صادق (عليه السلام) فرمود: إن أحق الناس بأن يتمنى للناس الغنى البخلاء، لان الناس إذا استغنوا كفوا عن أموالهم، و إن أحق الناس بأن يتمنى للناس الصلاح أهل العيوب لان الناس إذا صلحوا كفوا عن تتبع عيوبهم، و إن أحق الناس بأن يتمنى للناس الحلم أهل السفه الذين يحتاجون أن يعفى عن سفههم، فأصبح أهل البخل يتمنون فقر الناس، و أصبح أهل العيوب يتمنون معايب الناس، و أصبح أهل السفه يتمنون سفه الناس، و في الفقر الحاجة إلى البخيل، و في الفساد طلب عورة أهل العيوب، و في السفه المكافات بالذنوب، {کسانی سزاوار است بیش از همه آرزوی ثروت برای مردم کنند که خود بخیلاند، زیرا اگر مردم ثروتمند شوند چشمداشتی به اموال آنها نخواهندداشت، و کسانی سزاوار است بیش از همه آرزو کنند که مردم سالم (بی نقص و اشکال) باشند که خود مشکل دارند، زیرا اگر مردم بیمشکل باشند به دنبال یافتن مشکل آنها نخواهندبود، و کسانی سزاوار است بیش از همه آرزوی بردباری برای مردم کنند که احمقاند، زیرا آنها نیاز دارند که کسی توجه به حماقتهای آنان نکند، ولی دارندگان بخل آرزوی فقر برای مردم کرده و دارندگان نقص و اشکال آرزوی مشکلدارشدن مردم و اهل حماقت آرزوی حماقت برای مردم کردهاند، در حالی که هنگام فقر است که نیاز به بخیل بوده و هنگام فساد است که مردم به دنبال کشف اشکال دیگراناند و هنگام حماقت است که در برابر گناه پاداش داده میشود}. (امالي الصدوق ص 233)
بخل ضد ايمان است:
[ص 301] ابن صدقة، از امام صادق، از پدرش (عليهما السلام) نقل کرده که رسول الله (صلى الله عليه وآله) فرمود: ما محق الايمان محق الشح شيء، {چیزی مانند بخل نمیتواند ایمان را از بین ببرد} سپس فرمود: إن لهذا الشح دبيبا كدبيب النمل، وشعبا كشعب الشرك، {این بخل حرکت بیصدایی دارد مانند حرکت مورچه و شعبههایی دارد مانند شعبههای کفر}. (الخصال ج 1 ص 15)
[ص 302] ابو هريرة، از رسول الله (صلى الله عليه وآله) نقل کرده که فرمود: لا يجتمع الشح والايمان في قلب عبد ابدا، {هرگز بخل و ایمان در دل بندهای جمع نخواهندشد}. (الخصال ج 1 ص 38)
[ص 302] جازی، از امام صادق از پدرش (عليهما السلام) نقل کرده که فرمود: لا يؤمن رجل فيه الشح والحسد و الجبن، و لا يكون المؤمن جبانا و لا حريصا و لا شحيحا، {ایمان ندارد کسی که بخل یا حسد داشته و يا ترسو باشد، که مؤمن نه ترسو، نه حریص و نه بخیل است}. (الخصال ج 1 ص 41)
[ص 307] امام صادق (عليه السلام) فرمود: حسب البخيل من بخله سوء الظن بربه، من أيقن بالخلف جاد بالعطية، {همین برای بخیل بس است که به خاطر بخل خود به خدای خویش بدبین میباشد، هركه به جبران (از طرف خداوند) یقین داشته باشد، با دست باز خیرات میکند}. (الاختصاص: 234)
آثار ناپسند بخل در آخرت:
[ص 302] ابن صدقة، از امام صادق از پدرش (عليهما السلام) نقل میکند که امیرالمؤمنین (عليه السلام) صدای مردی را شنید که میگفت: الشحيح أعذر من الظالم، {گناه بخیل کمتر از گناه ظالم است}، حضرت فرمود: كذبت، إن الظالم يتوب ويستغفر الله ويرد الظلامة على أهلها، والشحيح إذا شح منع الزكاة والصدقة، وصلة الرحم، وإقراء الضيف، والنفقة في سبيل الله، وأبواب البر وحرام على الجنة أن يدخلها شحيح، {خلاف واقع گفتی، ظالم ممکن است توبه کرده و از خدا تقاضای بخشش نماید، و اموال را (که ظالمانه گرفته است) به صاحبانش بازگرداند، اما بخیل اگر بخل ورزید مانع گردد از زکات، صدقه، صلۀ رحم، پذیرایی از مهمان، انفاق در راه خدا و تمام راههای خیر و حرام است که بخیلی به بهشت رود}. (قرب الاسناد ص 48 ط النجف)
[ص 303] ابن علوان، از امام صادق از پدرش (عليهما السلام) نقل میکند که رسول الله (صلى الله عليه و آله) فرمود: السخاء شجرة في الجنة اغصانها في الدنيا من تعلق بغصن منها قاده ذلك الغصن إلى الجنة، والبخل شجرة في النار أغصانها في الدنيا من تعلق بغصن منها قاده ذلك الغصن إلى النار، {سخاوت درختی است در بهشت، که شاخههای آن در دنیاست، و هرکه به یکی از آن شاخهها چنگ زند آن شاخه او را به بهشت راهنمایی کند، و بخل درختی است در جهنم، که شاخههای آن در دنیاست، و هر که به یکی از آن شاخهها چنگ زند آن شاخه او را به جهنم راهنمایی کند}. (قرب الاسناد ص 74 ط النجف)
[ص 306] علا بن فضيل، از امام صادق (عليه السلام) نقل میکند که فرمود: ثلاث إذا كن في الرجل فلا تحرج أن تقول إنه في جهنم: الجفاء، و الجبن، والبخل، و ثلاث إذا كن في المرأة فلا تحرج أن تقول إنها في جهنم: البذاء و الخيلاء و الفخر، {سه خصلت است که اگر در مرد باشد، دربارۀ وی تردید نکن که بگویی او در جهنم است: خشونت زیاد، ترسو بودن و بخل، و سه خصلت است که اگر در زن باشد، دربارۀ وی تردید نکن که بگویی او در جهنم است: بدزبانی (فحش دادن و الفاظ قبیح استفاده کردن)، خودپسندی و فخرفروشی}. (الخصال ج 1 ص 76)
[ص 301] دربارۀ آنچه پیامبر (صلى الله عليه وآله) نهی کرده آمدهاست که فرمود: قال الله عزوجل: حرمت الجنة على المنان والبخيل والقتات، {خداوند متعال میفرماید: بهشت بر منتگذار، بخیل و خبرچين حرام است}. (أمالى الصدوق ص 259)
[ص 308] سكوني، از امام صادق از پدرش، از پدرانش (عليهم السلام) نقل میکند که رسول الله (صلى الله عليه و آله) فرمود: السخي قريب من الله، قريب من الناس، قريب من الجنة، و البخيل بعيد من الله، بعيد من الناس، قريب من النار، {انسان باسخاوت به خدا نزدیک است، به مردم نزدیک است و به بهشت نزدیک است، و انسان بخیل از خدا دور است، از مردم دور است و به جهنم نزدیک است}. (كتاب الامامة والتبصرة)
فایدۀ بخیل نبودن:
[ص 301] فضل بن ابى قرة گوید: امام صادق (عليه السلام) را دیدم که از شب تا صبح میگشت و میگفت: اللهم قني شح نفسي، {خداوندا، مرا از بخل خود دور ساز}، گفتم: جعلت فداك ما سمعتك تدعو بغير هذا الدعاء، {جانم به فدایت، جز این دعا نشنیدم که دعایی کنی}، فرمود: وأي شيء اشد من شح النفس، إن الله يقول: “و من يوق شح نفسه فأولئك هم المفلحون” (التغابن: 16)، {مگر چیزی بدتر از بخل انسان وجود دارد، خداوند میفرماید: و کسانی که از بخل و حرص خویشتن مصون بمانند رستگارانند}. (تفسير القمى: 685)
[ص 307] بريد، از امام باقر، از پدرانش (عليهم السلام) نقل میکند که رسول الله (صلى الله عليه و آله) فرمود: يقول الله تعالى: المعروف هدية مني إلى عبدي المؤمن، فان قبلها مِنّي فبرحمتي ومَنّي، وإن ردها علي فبذنبه حرمها، ومنه لا مني، وأيما عبد خلقته فهديته إلى الايمان و حسنت خلقه ولم أبتله بالبخل فاني اريد به خيرا، {خدای متعال میفرماید: کار نیک هدیهای است از من به بندۀ مؤمن خود، پس اگر آن را از من پذیرفت، (این پذیرش) به سبب رحمت و منت من (بر او) است، و اگر آن را به من بازگرداند، سبب (این نپذیرفتن) گناه او است، که (سبب شد) از آن محروم گردد، یعنی از او است نه از من، و هر بندهای را که خلق نموده و به ایمان راهنمایی کردم و اخلاق او نیکو گشت، و وی را گرفتار بخل نساختم، پس من خیر او را خواهانم}. (مجالس المفيد ص 159)
[ص 300] مالك بن أنس گوید: امام صادق (عليه السلام) فرمود: عجبت لمن يبخل بالدنيا وهي مقبلة عليه، أو يبخل بها وهي مدبرة عنه، فلا الانفاق مع الاقبال يضره، ولا الامساك مع الادبار ينفعه، {تعجب میکنم از کسی که به دنیا بخل ورزد در حالی که دنیا بدو روی آوردهاست، یا بدان بخل ورزیده در حالی که از او روی برگرداندهاست، زیرا نه انفاق با رویآوردن دنیا زیان رساند، و نه عدم انفاق با پشت کردن دنیا فایدهای دارد}. (أمالى الصدوق ص 102)
