جلسه هشتم
[8]
- كمال یاری خواهی از او:
- كمال اعتماد بر او: سَيِّدي عَلَيْكَ مُعْتَمَدي وَمُعَوَّلي وَرَجائي وَتَوَكُّلي، وَبِرَحْمَتِكَ تَعَلُّقي، وَبِفَنائِكَ اَحُطُّ رَحْلي،
آقایم، اعتماد وتکیه، امید وتوکلم بر تو است، وآویختنم به رحمت تو است، وبارم را به آستان تو اندازم.
- خلوص در درخواست: وَبِجُودِكَ اَقْصِدُ طَلِبَتي، وَبِكَرَمِكَ اَيْ رَبِّ اسْتَفْتِحُ دُعائي، وَلَدَيْكَ اَرْجُو فاقَتي، وَبِغِناكَ اَجْبُرُ عَيْلَتي،
وخواستهام را به وسیلۀ جود وسخاوت تو جویم، پروردگارا با کرمت دعایم را آغاز میکنم، وبرای رفع تنگدستیام را به تو امید میبندم، وبه توانگری تو ناداریام را جبران میکنم.
- عوامل رجاء کامل: وَتَحْتَ ظِلِّ عَفْوِكَ قِيامي، وَاِلى جُودِكَ وَكَرَمِكَ اَرْفَعُ بَصَري، وَاِلى مَعْرُوفِكَ اُديمُ نَظَري،
وایستادنم زیر سایۀ عفو تو است، وبه جانب جود وکرمت دیدهام را بلند میکنم، وبهسوی احسانت نگاهم را ادامه میدهم.
- اول رفع کیفر: فَلا تُحْرِقْني بِالنّارِ وَاَنْتَ مَوْضِعُ اَمَلي، وَلا تُسْكِنِّىِ الْهاوِيَةَ فَاِنَّكَ قُرَّةُ عَيْني،
پس مرا به آتش مسوزان وحال آنکه تو جایگاه آرزوی منی، ودر دوزخ جایم مده زیرا که تو نور چشم منی.
- دوم تقاضای پاداش: يا سَيِّدي لا تُكَذِّبْ ظَنّي بِاِحْسانِكَ وَمَعْرُوفِكَ فَاِنَّكَ ثِقَتي، وَلا تَحْرِمْني ثَوابَكَ فَاِنَّكَ الْعارِفُ بِفَقْري،
ای آقای من، گمانم را به احسان ونیکیات متهم به دروغ مکن که تویی مورد اطمینانم، واز پاداشت محرومم مگردان که تو آگاه از تهیدستی منی.
ثانياً. تقاضای یاری پس از زندگی:
- از سكرات موت تا ما بعد آن:
- اعتراف به جای عمل: اِلهي اِنْ كانَ قَدْ دَنا اَجَلي، وَلَمْ يُقَرِّبْني مِنْكَ عَمَلي، فَقَدْ جَعَلْتُ الاْعْتِرافَ اِلَيْكَ بِذَنْبي وَسائِلَ عِلَلي،
خدایا اگر مرگم فرا رسیده وکردارم مرا به تو نزدیک نکرده، پس اقرار به گناهم را به پیشگاهت وسیلۀ عذرخواهیام قرار دادهام.
- تسليم در برابر خدا: اِلهي اِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ اَوْلى مِنْكَ بِالْعَفْوِ، وَاِنْ عَذَّبْتَ فَمَنْ اَعْدَلُ مِنْكَ فِي الْحُكْمِ،
خدایا، اگر گذشت کنی، پس سزاوارتر از وجود تو به گذشت کیست، واگر عذاب نمایی پس دادگرتر از تو در داوری کیست؟
- تقاضای رحمت در همه جا: ارْحَمْ في هذِهِ الدُّنْيا غُرْبَتي، وَعِنْدَ الْمَوْتِ كُرْبَتي، وَفِي الْقَبْرِ وَحْدَتي، وَفِي اللَّحْدِ وَحْشَتي، وَاِذا نُشِرْتُ لِلْحِسابِ بَيْنَ يَدَيْكَ ذُلَّ مَوْقِفي،
در این دنیا به غربتم، وبه گاه مرگ به سختی جان دادنم، ودر قبر به تنهاییام، ودر لحد به هراسم رحم کن، وزمانی که برای حساب در برابرت برانگیخته شدم به خواری جایگاهم رحمت آور.
- تقاضای پوشش: وَاغْفِرْ لي ما خَفِيَ عَلَى الاْدَمِيّينَ مِنْ عَمَلي، وَاَدِمْ لي ما بِهِ سَتَرْتَني،
وآنچه از کردارم بر انسانها پوشیده مانده بیامرز، وآنچه را که مرا به آن پوشاندی تداوم بخش.
- تقاضای رحمت قبل دفن: وَارْحَمْني صَريعاً عَلَى الْفِراشِ تُقَلِّبُني اَيْدي اَحِبَّتي، وَتَفَضَّلْ عَلَيَّ مَمْدُوداً عَلَى الْمُغْتَسَلِ يُقَلِّبُني صالِحُ جيرَتي، وَتَحَنَّنْ عَلَيَّ مَحْموُلاً قَدْ تَناوَلَ الاَقْرِباءُ اَطْرافَ جِنازَتي،
وبه من رحم کن در حالی که در بستر مرگ افتاده ودستهای دوستانم مرا این طرف وآن طرف کند، وبه من محبت فرما در آن حال که روی تخت غسّال خانه بهصورت درازا افتادهام وهمسایگان شایسته مرا به این سو وآن سو برمیگردانند، وبه من مهرورزی کن در وقت حمل شدنم که بستگانم گوشههای جنازهام را به دوش برداشتهاند.
- تقاضای رحمت بعد دفن: وَجُدْ عَلَيَّ مَنْقُولاً قَدْ نَزَلْتُ بِكَ وَحيداً في حُفْرَتي، وَارْحَمْ في ذلِكَ الْبَيْتِ الْجَديدِ غُرْبَتي، حَتّى لا اَسْتَاْنِسَ بِغَيْرِكَ،
ودر حالت حمل شدنم که تنها وارد پیشگاه تو در قبرم شدهام به من نیکی وبخشش کن، ودر این خانۀ جدید بر غربتم رحمت آور، تا آنکه به غیر تو انس نگیرم.
- تقاضای غفران (پوشش بر گناهان):
- نیاز به یاری طلبی: يا سَيِّدي اِنْ وَكَلْتَني اِلى نَفْسي هَلَكْتُ، سَيِّدي فَبِمَنْ اَسْتَغيثُ اِنْ لَمْ تُقِلْني عَثَرْتي،
ای آقای من، اگر مرا به خودم واگذاری هلاک شوم، ای آقای من، اگر لغزشم را فسخ نکنی ونادیده نگیری از چه کسی فریادرسی خواهم.
- نیاز به پناهگاه: فَاِلى مَنْ اَفْزَعُ اِنْ فَقَدْتُ عِنايَتَكَ في ضَجْعَتي، وَاِلى مَنْ اَلْتَجِئُ اِنْ لَمْ تُنَفِّسْ كُرْبَتي،
وبه چه کسی پناه ببرم اگر توجهت را در آرامگاهم نداشته باشم، وبه چه کسی پناه برم اگر غم واندوهم را برطرف نکنی؟
- نیاز به رحمت: سَيِّدي مَنْ لي وَمَنْ يَرْحَمُني اِنْ لَمْ تَرْحَمْني، وَفَضْلَ مَنْ اُؤَمِّلُ اِنْ عَدِمْتُ فَضْلَكَ يَوْمَ فاقَتي،
ای آقای من، که را دارم وچه کسی بر من رحم میکند اگر تو به من رحم نکنی، واحسان که را آرزو کنم، اگر احسان تو را در روز بیچارگیام نداشته باشم.
- رجاء سبب غفران است: وَاِلى مَنِ الْفِرارُ مِنَ الذُّنُوبِ اِذَا انْقَضى اَجَلي، سَيِّدي لا تُعَذِّبْني وَاَنَا اَرْجُوكَ، اِلهي حَقِّقْ رَجائي، وَآمِنْ خَوْفي، فَاِنَّ كَثْرَةَ ذُنُوبي لا اَرْجُو فيها إلاّ عَفْوكَ،
وگریز از گناهان بهسوی کیست، آنگاه که عمرم سرآید؟ ای آقای من، مرا عذاب مکن که به تو امید دارم، خدایا امیدم را تحقق بخش وترسم را ایمنی ده، زیرا من برای گناهان فراوانم، امیدی جز به گذشت تو ندارم.
- غفران به غیر مستحق: سَيِّدي اَنَا اَسْاَلُكَ ما لا اَسْتَحِقُّ وَاَنْتَ اَهْلُ التَّقْوى وَاَهْلُ الْمَغْفِرَةِ، فَاغْفِرْ لي وَاَلْبِسْني مِنْ نَظَرِكَ ثَوْباً يُغَطّي عَلَيَّ التَّبِعاتِ، وَتَغْفِرُها لي وَلا اُطالَبُ بِها،
ای آقای من، چیزی را از تو درخواست دارم که شایسته آن نیستم وتو اهل تقوا وآمرزشی، پس مرا بیامرز وجامهای از نگاه لطفت بر من بپوشان که گناهانم را بر من بپوشاند، وبخشش تو را بیاورد تا نسبت به آنها بازخواست نشوم.
- تملق در تقاضای غفران: اِنَّكَ ذُو مَنٍّ قَديم، وَصَفْح عَظيم، وَتَجاوُز كَريم،
که تو دارای کرَم دیرینه وچشمپوشی بزرگ وگذشت کریمانهای.
ثالثاً. تقاضای دنيا برای آخرت:
- موجبات امید در دعا:
- يقين موجب امید است: اِلهي اَنْتَ الَّذي تُفيضُ سَيْبَكَ عَلى مَنْ لا يَسْأَلُكَ وَعَلَى الْجاحِدينَ بِرُبُوبِيَّتِكَ، فَكَيْفَ سَيِّدي بِمَنْ سَأَلَكَ وَاَيْقَنَ اَنَّ الْخَلْقَ لَكَ، وَالاَمْرَ اِلَيْكَ، تَبارَكْتَ وَتَعالَيْتَ يا رَبَّ الْعالَمينَ،
خدایا، تویی که عطایت را پیدرپی فرو ریزی، بر کسی که از تو درخواست نمیکند وبر آنان که منکر پروردگاریات هستند، چه رسد آقای من بر کسی که از تو خواهش کرده ویقین دارد که آفرینش از تو ومسائل فقط در اختیار تو است، منزّه ووالایی ای پروردگار جهانیان.
- دعا موجب امید است: سَيِّدي عَبْدُكَ بِبابِكَ أقامَتْهُ الْخَصاصَةُ بَيْنَ يَدَيْكَ، يَقْرَعُ بابَ اِحْسانِكَ بِدُعائِهِ، فَلا تُعْرِضْ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ عَنّي، وَاقْبَلْ مِنّي ما اَقُولُ،
ای آقای من، بندهات به درگاه تو است، تنگدستی او را پیش رویت قرار داده، با دعایش در خانهی احسانت را میکوبد، پس روی کریمانهات را از من برمگردان وآنچه میگویم از من بپذیر.
- مهربانی خدا موجب امید است: فَقَدْ دَعَوْتُ بِهذَا الدُّعاءِ وَاَنا اَرْجُو اَنْ لا تَرُدَّني، مَعْرِفَةً مِنّي بِرَأفَتِكَ وَرَحْمَتِكَ،
من تو را به این دعا خواندم، امید دارم که به خاطر شناختم به رأفت ومهرت مرا باز نگردانی.
- تملق موجب امید است: اِلهي اَنْتَ الَّذي لا يُحْفيكَ سائِلٌ، وَلا يَنْقُصُكَ نائِلٌ، اَنْتَ كَما تَقُولُ وَفَوْقَ ما نَقُولُ،
خدایا تویی آنکه خواهش کنندهای ناتوانت نکند، وعطاگیرندهای از تو نکاهد، تو چنانی که خود گویی وبالاتر از آنی كه ما میگوییم.
- درخواست خير از خدا:
- درخواست موجبات خير: اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْاَلُكَ صَبْراً جَميلاً، وَفَرَجاً قَريباً، وَقَولاً صادِقاً، وَاَجْراً عَظيماً،
خدایا، از تو یک شکیبائی زیبا ویک گشایش نزدیک ویک گفتار درست ویک مزد بزرگ درخواست میکنم.
- درخواست تمام انواع خير: اَسْاَلُكَ يا رَبِّ مِنَ الْخَيْرِ كُلِّهِ ما عَلِمْتُ مِنْهُ وَما لَمْ اَعْلَمْ، اَسْاَلُكَ اللّهُمَّ مِنْ خَيْرِ ما سَأَلَكَ مِنْهُ عِبادُكَ الصّالِحُونَ،
پروردگارا، از خیر وخوبی تمامش را از تو میخواهم، آنچه را از آن دانستهام وآنچه را ندانستهام، خدایا از تو میخواهم بهترین چیزهایی را که بندگان شایستهات از تو خواستند.
- درخواست خير در عشيرة ورفاه زندگی: يا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ، وَاَجْوَدَ مَنْ اَعْطى، اَعْطِني سُؤْلي في نَفْسي وَاَهْلي وَوالِديَّ وَوَلَدي وَاَهْلِ حُزانَتي وَاِخْواني فيكَ، وَاَرْغِدْ عَيْشي، وَاَظْهِرْ مُرُوَّتي، وَاَصْلِحْ جَميعَ اَحْوالي،
ای بهترین کسی که از او خواسته میشود، وسخیترین کسی که عطا میکند، خواستهام را در حق خودم وخانوادهام وپدر ومادرم وفرزندانم وخاصانم وبرادران دینیام به من عطا کن، زندگیام را گوارا گردان، جوانمردیام را آشکار ساز، وهمۀ احوالم را اصلاح کن.
- درخواست نعمت کامل در زندگی: وَاجْعَلْني مِمَّنْ اَطَلْتَ عُمْرَهُ، وَحَسَّنْتَ عَمَلَهُ، وَاَتْمَمْتَ عَلَيْهِ نِعْمَتَكَ، وَرَضيتَ عَنْهُ وَاَحْيَيْتَهُ حَياةً طَيِّبَةً في اَدْوَمِ السُّرُورِ، وَاَسْبَغِ الْكَرامَةِ، وَاَتَمِّ الْعَيْشِ، اِنَّكَ تَفْعَلُ ما تَشاءُ وَلا يَفْعَلُ ما يَشاءُ غَيْرُكَ،
ومرا از کسانی قرار ده که عمرش را طولانی کردی وکردارش را نیکو ساختی، ونعمتت را بر او تمام کردی، واز او خشنود شدی واو را به زندگانی پاکیزه زنده داشتی، در بادوامترین خوشیها وکاملترین کرامتها وکاملترین زندگیها، همانا تو هرچه را بخواهی انجام میدهی وجز تو هرچه را بخواهد توان انجام آن را ندارد.
- تمام نعمتها برای آخرت: اَللّـهُمَّ خُصَّني مِنْكَ بِخاصَّةِ ذِكْرِكَ، وَلا تَجْعَلْ شَيْئاً مِمّا اَتَقَرَّبُ بِهِ في آناءِ اللَّيْلِ وَاَطْرافِ النَّهارِ رِياءً وَلا سُمْعَةً وَلا اَشَراً وَلا بَطَراً، وَاجْعَلْني لَكَ مِنَ الْخاشِعينَ،
خدایا، از سوی خود مرا به ذکر ویژهات اختصاص ده، وچیزی از آنچه به وسیلۀ آن در همۀ اوقات شب وروز به تو تقرّب میجویم را وسیلۀ ریا وشهرت خواهی وهوسرانی وطغیانگری قرار مده، ومرا از خاکساران درگاهت بگردان.
