جلسه 3
(3)
جلسۀ سوم
سوم- كرم الهى مانع از رد کردن دعاکننده است:
- درخواست قبول عذرخواهی: اِلـهىِ اعْتِذاري اِلَيْكَ اعْتِذارُ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ، فَاقْبَلْ عُذْري يا اَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ اِلَيْهِ الْمُسيئُونَ،
خداوندا عذرخواهی من در برابر تو عذرخواهی کسی است که از پذیرش عذر خود بی نیاز نیست، پس عذر مرا بپذیر ای والاترین کسی که گناهکاران نزد او عذرخواهی میکنند،
- ناامید نشدن از او: اِلـهي لا تَرُدَّ حاجَتي، وَلا تُخَيِّبْ طَمَعي، وَلا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجائي وَاَمَلي،
خداوندا خواسته مرا رد نکن و طمع مرا ناامید ننما، و امید و آرزوی مرا قطع نفرما،
- او با ما دشمنی ندارد: اِلـهي لَوْ اَرَدْتَ هَواني لَمْ تَهْدِني، وَلَوْ اَرَدْتَ فَضيحَتي لَمْ تُعافِني،
خداوندا اگر ذلت مرا میخواستی مرا هدایت نمیکردی، و اگر میخواستی که آبروی مرا ببری مرا عافیت نمیدادی،
- اعتماد کامل بر او: اِلـهي ما اَظُنُّكَ تَرُدُّني في حاجَة قَدْ اَفْنَيْتُ عُمْري في طَلَبها مِنْكَ،
خداوندا گمان نکنم که خواستهای را از من رد کنی که عمرم را در طلب آن گذراندهام،
- تمام حمد از آن خداست: اِلـهي فَلَكَ الْحَمْدُ اَبَداً اَبَداً دائِماً سَرْمَداً، يَزيدُ وَلا يَبيدُ كَما تُحِبُّ وَتَرْضى،
پس خدایا ستایش از آن توست همیشه و همیشه، دایم و بیانتها، فزونی یافته و از بین نرود همانگونه که تو خواهی و بدان رضایت دهی،
چهارم- همسنگی بدیها با خوبیها (رحمت خدا وسیلۀ نجات است):
- همسنگی گناهها با بخشش: اِلـهي اِنْ اَخَذْتَني بِجُرْمي اَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ، وَاِنْ اَخَذْتَني بِذُنُوبي اَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ، وَاِنْ اَدْخَلْتَني النّارَ اَعْلَمْتُ اَهْلَها اَنّي اُحِبُّكَ،
خدایا اگر مرا بر جرمم بگیری، من نیز تو را به عفوت بگیرم و اگر به گناهانم بنگری، جز به آمرزشت ننگرم و اگر مرا به آتش اندازی به ساکنان آن اعلام میدارم که تو را دوست دارم،
- همسنگی کار با امید: اِلـهي اِنْ كانَ صَغُرَ في جَنْبِ طاعَتِكَ عَمَلي فَقَدْ كَبُرَ في جَنْبِ رَجائِكَ اَمَلي،
خداوندا اگرچه کار من در کنار طاعت تو کوچک آید ولی امید من در کنار امیدواریام به تو بزرگ آید،
- همسنگی محرومیت با رحمت: اِلـهي كيف اَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالَخْيبَةِ مَحْروماً، وَقَدْ كانَ حُسْنُ ظَنّي بِجُودِكَ اَنْ تَقْلِبَني بِالنَّجاةِ مَرْحُوماً،
خداوندا چگونه تهیدست و محروم از پیش تو بازگردم در حالی که نظری نیکو در بارۀ کرم تو داشتم مبنی بر اینکه با نجات و مرحمت مرا برگردانی،
- اعتراف به گناهان: اِلـهي وَقَدْ اَفْنَيْتُ عُمْري في شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ، وَاَبْلَيْتُ شَبابي في سَكْرَةِ التَّباعُدِ مِنْكَ، اِلـهي فلَمْ اَسْتَيْقِظْ اَيّامَ اغْتِراري بِكَ وَرُكُوني اِلى سَبيلِ سَخَطِكَ،
خداوندا من عمرم را در شر فراموشی از تو گذراندم، و جوانیام را در مستیِ دوری جستن از تو از بین بردم، پس ای خدا من در ایام مغرور بودن به (بخشش) تو و تأکید نمودن در جهت خشمت به هوش نیامدم،
پنجم- یاریطلبی از بخشش الهی:
- توسل به بخشش الهی: اِلـهي وَاَنَا عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ قائِمٌ بَيْنَ يَدَيْكَ، مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ اِلَيْكَ،
و من ای خدا بنده و فرزند بندۀ تو هستم که در برابر تو ایستاده و برای رسیدن به تو به کرمت توسل نمودهام،
- بخشش الهی موجب عفو است: اِلـهي اَنَا عَبْدٌ اَتَنَصَّلُ اِلَيْكَ مِمَّا كُنْتُ اُواجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْيائي مِنْ نَظَرِكَ، وَاَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ اِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ،
خداوندا من بندهای هستم که سعی میکنم به سوی تو گریزم از مسائلی که به خاطر آنها من در روی تو ایستادم، آن هم به دلیل اینکه از نگاه تو کمتر حیا میکردم، و من تقاضای بخشش از تو دارم زیرا که بخشش صفتی برای کرم توست،
- بخشش دل را پاک میکند: اِلـهي لَمْ يَكُنْ لي حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلاّ في وَقْت اَيْقَظْتَني لِمَحَبَّتِكَ، وَكَما اَرَدْتَ اَنْ اَكُونَ كُنْتُ، فَشَكَرْتُكَ بِاِدْخالي في كَرَمِكَ، وَلِتَطْهيرِ قَلْبي مِنْ اَوْساخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ،
خداوندا من توانایی نداشتم که از معصیت تو کنار روم مگر وقتی که مرا برای محبت خود بیدار نمودی، و من آنگونه شدم که تو خواستی، پس تو را شکر نمودم از اینکه مرا در کرمت وارد نمودی و قلب مرا از پلیدیهای غفلت پاک ساختی،
ششم- اسباب حسن نظر خداوند:
- پذیرش امر خدا: اِلـهي اُنْظُرْ اِلَيَّ نَظَرَ مَنْ نادَيْتَهُ فَاَجابَكَ، وَاْستَعْمَلتَهُ بِمَعونَتِكَ فَاَطاعَكَ،
يا قَريباً لا يَبْعُدُ عَنِ المُغْتَرِّ بِهِ، وَيا جَواداً لايَبْخَلُ عَمَّنْ رَجا ثَوابَهُ،
خدایا به من نگاهی کن مانند نگاهت به کسی که او را صدا زدی و تو را جواب داد، و او را در راه همکاری با خودت استخدام نمودی و او اطاعت نمود، ای آنکه نزدیک است و از کسی که بدو (به بخشش او) مغرور شده دوری نمیکند، و ای کریمی که نسبت به آنکه امید پاداش از او دارد بخل نمیورزد،
- عشق، راستگویی و درستی: اِلـهي هَبْ لي قَلْباً يُدْنيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَلِساناً يُرْفَعُ اِلَيْكَ صِدْقُهُ، وَنَظَراً يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ،
خداوندا قلبی را به من عطا فرما که از شوقش به تو نزدیک میشود، و زبانی را که راستگوییاش به سوی تو صعود مینماید، و نگاهی را که با حق خود به تو نزدیک میشود،
هفتم- فایدۀ پناه بردن به خدا:
- رانده نشدن: اِلـهي إنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَيْرُ مَجْهُول وَمَنْ لاذَ بِكَ غَيْرُ مَخْذُول، وَمَنْ اَقْبَلْتَ عَلَيْهِ غَيْرُ مَمْلُول،
خداوندا آن کس که خود را با وابستگی به تو معرفی کند ناشناخته نیست، و آن کس که به تو پناه آورد بی یاور نمیماند، و هر کس که تو بدو روی آوری ملالآور نشود،
- راهیابی و پناهیابی: اِلـهي اِنَّ مَن انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنيرٌ وِاِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجيرٌ، وَقَدْ لُذْتُ بِكَ يا اِلـهي فَلا تُخَيِّبْ ظَنّي مِنْ رَحْمَتِكَ، وَلا تَحْجُبْني عَنْ رَأفَتِكَ،
خداوندا هرکه به وسیله تو راهش را مشخص نماید به روشنایی رسیده وهرکه به تو توکل کند در امان باشد، و من به تو پناه آورده ام پس مرا از رحمت خویش نا امید نفرما، و محبت خود را از من نپوشان،
***
