جلسه نهم
[9]
ثالثاً. نشستن در خانه:
- خارج نشدن: (وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ…)، {ودر خانههای خود بمانید}، دين مانع از بیرون رفتن زن با حجاب نیست، ولی بهتر این است که در خانه بماند، بخصوص برای همسران پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم، زیرا بیرون آمدن آنها سبب میشود که دیگران بدانها نگاههای نادرست کنند، یا مفسدههای دیگری داشته باشد که به كرامت پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم برخورد داشته باشد.
- ظاهر وآشکار نشدن: (…وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى…)، {وهمچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید}، تبرج یعنی ظاهر وآشکار شدن، همانگونه که در جاهليت قبل از اسلام بوده است.
مطلب چهارم دربارۀ پاکسازی خانۀ پیامبر. عبادت وطاعت:
- عبادت: (…وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَءَاتِينَ الزَّكَاةَ…)، {ونماز را برپا دارید، وزکات را بپردازید}، زیرا نماز وزکات دو ستون دين اند، یکی میان بنده وپروردگار خویش است ودیگری میان انسان وجامعه است.
- طاعت: (…وَأَطِعْنَ اللهَ وَرَسُولَهُ…)، {وخدا ورسولش را اطاعت کنید}، یعنی پیروی از آنچه خداوند نازل فرموده، وپیامبر صلى الله عليه وآله وسلم بدان دستور داده است.
فصل هفتم. آيۀ تطهير وعصمت أهل بيت پیامبر
(…إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ﴿33﴾)، {خداوند فقط میخواهد پلیدی وگناه را از شما اهل بیت دور کند وکاملاً شما را پاک سازد}.
منظور از اهل بيت چیست:
- یعنی أصحاب كسا: روايات فراوانی که از حد تواتر گذشته در این باره وجود دارد مبنی بر اینکه اهل بيت همان اصحاب كسا هستند (پیامبر، حضرت زهرا وهمسر ودو پسر ایشان) سلام الله عليهم، وتعداد این روایات آنقدر زیاد است که کینهتوز ترین افراد به اهل بيت نمیتوانند آن را انكار نمایند.
- نظر كتابهای اهل سنت: طبري در جامع البيان، اختلاف مفسرين در منظور از اهل بيت را بیان میکند، سپس روايتهای زیادی نقل میکند که حديث كسا یا مشابهش آن را اعلام میدارند، آنگاه تنها یک حديث از عکرمه نقل میکند که میگوید منظور همسران پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم است، هرچند عکرمه این مطلب را نه به پیامبر نسبت داده ونه به یکی از صحابه، واین روايات در اكثر كتابهای حديث وتفسير نقل شده است.
این آيه مخصوص اهل بيت است:
- آيه به اصحاب كسا اختصاص دارد: طبري در حديثی بنقل ار أبو سعيد خدري، میگوید: رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: (نزلت هذه الآية في خمسة: فيّ وفي علي وحسن وحسين وفاطمة، إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا)، {این آیه دربارۀ پنج تن آمده است: من، علی، حسن، حسین، وفاطمه، خداوند فقط میخواهد پلیدی وگناه را از شما اهل بیت دور کند وکاملاً شما را پاک سازد}.
- منظور آيه همسران پیامبر نیست: در روايتی از أم سلمة رضي الله عنها میگوید: وقتی این آيه نازل شد: “إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا”، {خداوند فقط میخواهد پلیدی وگناه را از شما اهل بیت دور کند وکاملاً شما را پاک سازد}، رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم دستور داد علی، فاطمه، حسن وحسين بیایند، ویک کسا (پردۀ) خيبری را بر آنها انداخت، وفرمود: (اللهم هؤلاء أهل بيتي اللهم أذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا)، {خداوندا، اینها اهل بیت من اند، خدایا پلیدی وگناه را از آنها دور کن وکاملاً آنها را پاک بساز}. ام سلمة گفت: مگر من از آنها نیستم؟ فرمود: (أنتِ إلى خير)، {تو به سوی خیر میروی}.
اشکال سياق (روند) در آيه:
- سبب این دستور: از سياق (روند آیه) برمیاید که مخاطب همسران پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم اند، خداوند چنین دستورهایی به آنان داده: “وَقَرْنَ في بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتينَ الزَّكاةَ وَأَطِعْنَ الله وَرَسُولَهُ”، {ودر خانههای خود بمانید، وهمچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید، ونماز را برپا دارید، وزکات را بپردازید، وخدا ورسولش را اطاعت کنید}، ولی گویا خداوند دستورهای فوق را برای مصلحتی مربوط به خود نداده است، بلکه میخواسته پلیدی وگناه را از آنان کند، یعنی سبب این دستورها پاک ساختن آنها است.
- توجيه ضمير مذكر: جملههای سابق همگی با ضمير مؤنث بودند، ولی ضمير در این جمله مذكر است، که سبب آن میتواند بخاطر لفظ (اهل) باشد، یا بر اساس اینکه مردی نیز به این مجموعه اضافه شده است، یعنی پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم، ولذا همین تعبير در خطاب ملائكه به همسر ابراهيم عليه السلام آمده است: (قالوا أتعجبين من أمر الله رحمة الله وبركاته عليكم أهل البيت إنه حميد مجيد)، {گفتند: «آیا از فرمان خدا تعجب میکنی؟ این رحمت خدا وبرکاتش بر شما اهل بیت است، چرا که او ستوده ووالا است»} هود:73.
رد بر اشکال:
- سبب مشخص نیست: میتوان گفت که سبب در این جمله مشخص نیست، زیرا مفهوم آن نمیتواند سبب احكام گذشته باشد، خصوصا با در نظر گرفتن اینکه دستورها با این جمله تمام نمیشوند، بلکه آيۀ بعد نیز شامل دستوری برای آنها است. واقتضای سياق این است که سبب در پایان دستورها بیاید.
- نقش روايات: با توجه به روايات، هیچ جای شكی برای هر منصف باقی نمیماند که منظور از اهل بيت پیامبر ودختر ایشان همراه با شوهر ودو پسرش صلوات الله عليهم میباشد.
- سبب ذكر آيۀ تطهير در اینجا: اینکه این جمله درست در این مکان قرار گرفته، هرچند با جملههای پیشین ربطی ندارد، میتواند یکی از دو سبب را دارا باشد، یا اینکه کسانی که قرآن را جمع کردند به خاطر غرضهایی که در دل داشته چنین کرده اند، ویا اینکه به دستور پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم انجام شده، به هدف نگهداری جمله از تصرف حاکمانی که از آن خوشایند نبوده اند.
- مثال از آيهای دیگر که در جای مناسب خود نیست: خداوند میفرماید: (الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا)، {امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند، بنابر این از آنها نترسید، واز (مخالفت) من بترسید، امروز دین شما را کامل کردم، ونعمت خود را بر شما تمام نمودم، واسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم} المائدة:3، این جمله نیز مفهوم مشخصی داشته وهیچ ربطی به قبل وبعد خود در آیه ندارد. عجیب این است که پیش از این جمله قسمتی از حكم تحريم ميته وامثال آن است، وپس از آن نیز بقیۀ این حکم است، ودر روايات بسیار زیادی آمده است که این جمله روز غدير نازل گردید، وقتی که پیامبر صلی الله علیه وآله علی سلام الله عليه را به عنوان امام مردم تعیین نمود.
دلالت آيه بر عصمت: شيعۀ اماميه بدین آيه استدلال کردند بر عصمت اصحاب كسا سلام الله عليهم، بلکه عصمت تمام ائمۀ أطهار عليهم السلام.
اولاً. اراده (خواستن) تكوينی یا تشريعی است: ارادۀ خدا میتواند تكوينی یا تشريعی باشد.
- ارادۀ تكوينی: این است که خداوند بخواهد چیزی موجود شود، چنین ارادهای از خدای متعال بدون شک اجرا خواهد شد. خداوند میفرماید: (إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ) يس: 82، {فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن میگوید: «موجود باش»، آن نیز بیدرنگ موجود میشود}، پس این دستور که میفرماید “كن” یعنی {موجود باش}، یک ارادۀ تكوينی است، وبه دنبال آن مطمئنا آن چیز انجام میگیرد.
- ارادۀ تشريعی: این است که خداوند از کسی بخواهد که با اختیار خود، کاری انجام داده یا از انجام کاری دست نگه دارد، در اینجا امکان دارد که آن شخص اطاعت کرده یا نافرمانی نماید، همانگونه که در تمام دستورهای شرعی وجود دارد.
ثانياً. در این آيه، اراده تكوينی است:
- اختصاص آيه به اهل بيت: آيه دلالت دارد که موضوع آن مخصوص اهل بيت است، زیرا بدون شک منظور از آيه مدح اهل بيت وبيان ویژگیهای خاص آنها است، وروايات یاد شده در این باره جای شکی نمیگذارند که آیه شامل همسران پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم نیست.
- اراده در این آيه تشريعی نيست: تقاضای دوری از پلیدیها مخصوص اهل بيت نیست، بلکه خدای متعال با ارادهای تشريعی از تمام مردم میخواهد که از پلیدی دوری کنند، پس نمیتواند اراده در این آیه تشريعی باشد.
ثالثاً. دلالت بر عصمت:
- دوری کردن از پلیدی: واضح است که منظور از پلیدی در اینجا معنوی است، که شامل هرگونه دوری از خدای متعال است، یا هر پستی وبی ارزشی در نفس انسان است، لذا تمام گناهان وصفات ناپسند را شامل میشود. وقیدی در آيه نیست، لذا به طور آشکار دلالت بر عصمت اهل بيت عليهم السلام میکند.
- پاک نمودن: جملۀ: (ويطهركم تطهيرا) بر پاک نمودن تاکید مینماید، پس طهارت (پاکی) نیز به معنای دوری از پلیدیها واز هرچه روح بلند انسانی را آلوده میسازد.
