جلسه بیست و یکم
[21]
الْمُكَرَّمُونَ: شما مکرم وارجمندید، پس آنها کسانی اند که خداوند آنها را کرامت وارزش بخشیده، در شخص خود، ودر صفات، گفتار، کردار وحالتها، وبه آنها کرامتهای ظاهری، معنوی، دنيایی، وآخرتی عطا فرموده است.
الْمُقَرَّبُونَ: شما مقرّبید، یعنی قرب معنوی بوده وبالاترین جایگاه نزد خدا دارند، که هیچ فرشتۀ مقرب، یا پیامبر مرسلی جز جد بزرگوار آنها به مقامشان نمیرسد.
الْمُتَّقُونَ: شما پرهیزگارید، البته اصل تقوى ترس از خدا است، با توجه به جلال وعظمت او، وزشتی مخالفت با او وشدت کیفرش.
ومتقي: کسی است که میان خود وآنچه از آن میترسد مانعی میگذارد که او را حفظ کند، واز اینرو است که: “اتقوا النار ولو بشق تمرة”، {از آتش پرهیز کنید ولو با نصف خرمایی}، البته بالاترین مراتب تقوى اعراض از غیر خدا است به خاطر ترس از اینکه ساعتی از عمر هدر رود.
الصّادِقُونَ: شما راستگو میباشید، آنها در تمام گفتار، کردار وحالتهای خود راستگو اند، آنها کسانی اند که خداوند دربارۀ آنان فرموده است: “يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله وكونوا مع الصادقين”[1]، {ای کسانی که ایمان آوردهاید، از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، وبا صادقان باشید}، زیرا مطمئنا منظور افراد به طور عموم راستگو نیست، والا هر کس در مجموع راستگو است حتى كافر، وخداوند دستور نمیدهد که با کافر باشیم، بنا بر این منظور راستگویان در قسمها، پیمانها، نیتها، گفتارها، خبرها، کردارها، وشریعتها است، ودر همۀ حالتها وزمانها، وچنین چیزی در غیر آنها امکان پذیر نیست، زیرا غیر آنها هرکه باشد در مجموع دروغ گفته است، مگر خود آنها، واین آيه دلالت بر عصمت آنها میدهد، زیرا دستور برای پیروی از غير معصوم قبیح است.
- بريد عجلي میگوید: از امام باقر عليه السلام دربارۀ آیۀ ذیل پرسیدم: “اتقوا الله وكونوا مع الصادقين” فرمود: (إيانا عني)، {منظور مائیم}.
- وبزنطي دربارۀ همین آیه: “يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله وكونوا مع الصادقين” از امام رضا عليه السلام میپرسد، حضرت میفرماید: (الصادقون هم الائمة والصديقون بطاعتهم)، {راستگویان ائمه اند که در طاعت خود بسیار راستگو (صِدّيق) اند}.
الْمُصْطَفَوْنَ: شما برگزیده اید، یعنی آنها کسانی اند که خداوند آنان را از میان تمام مردم جهان انتخاب کرده وبرگزیده است، وآنها برگزیدگان آل ابراهيم اند در این آیه: “ان الله اصطفى آدم ونوحا وآل ابراهيم وآل عمران على العالمين”[2]، {خداوند، آدم ونوح وآل ابراهیم وآل عمران را بر جهانیان برتری داد}.
الْمُطيعُونَ للهِ: شما فرمانبردار خدا میباشید، پس آنها در تمام گفتار وکردار واحوال خود فرمان میبرند، تا جائی که جان، مال وارواح خود در راه خدا فدا کرده، وبر همۀ آن صبر کردند تا رضایت او را بدست آورند.
الْقَوّامُونَ بِاَمْرِهِ: شما قیام کننده به فرمانش میباشید، که ظاهرا منظور از فرمانش همان امامت است، پس آنها دیگران را در طاعت فرمان خدا برپا میدارند.
الْعامِلُونَ بِاِرادَتِهِ: شما عمل کننده به خواستهاش میباشید، یعنی اعمال آنها طبق ارادۀ خدا است، وجز ارادۀ او ارادهای ندارند.
الْفائِزُونَ بِكَرامَتِهِ: شما دستیافته به سخاوت وبخشندگیاش هستید. که در دنیا باید مردم از شما اطاعت کنند، وآنها نگهدارندۀ علم وحکمت الهی اند، ودر آخرت آنها حق شفاعت دارند، ومورد رضایت وقرب خدا میباشند.
نتيجة: عقيده با شهادت به خداوند، وشهادت به نبوت حضرت محمد صلى الله عليه وآله آغاز شده، آنگاه شهادت به ائمه وبه خصلتهايي است كه بايد در ايشان باشد تا بتوانند امام باشند.
واز ترتيب صفات فوق نتیجه میگیریم که ائمه عليهم السلام راهیافته (مَهْدِيُّون) بوده زیرا آنها راهنما (رّاشِدُون) بودند، ومُكَرَّم ومُقَرَّب بوده زیرا آنها مَعْصُوم بودند، وبرگزیده (مُصْطَفَوْن) بوده زیرا آنها پرهیزگار (مُتَّقُون) وراستگو (صادِقُون) بودند، ودستیافته به سخاوت وبخشندگی خداوند (فائِزُونَ بِكَرامَتِه) بوده زیرا آنها فرمانبردار خدا (مُطيعُونَ لله) وقیام کننده به فرمان خدا (قَوّامُونَ بِاَمْرِه) وعمل کننده به خواستۀ خدا (عامِلُونَ بِاِرادَتِه) بودند.
