الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتزیارت جامعهجلسه اول

جلسه اول

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

[1]

مقدمه

 

هدف از خلقت:

  1. هدف از خلقت عبادت اختياری است، زیرا خلقت این دنیای عظيم برای این است انسان بتواند روی این کره زندگی کند، ودربارۀ عظمت خلقت فکر کند تا خود بسیار کوچک وناچیز ببیند، ودر برابر خالق عظيم الشأن خضوع نماید، وخدا را عبادت کند، “وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلا لِيَعْبُدُونِ” (الذاريات 56)، {من جنّ وانس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند} واز این راه تکامل یابند وبه من نزدیک شوند.
  2. ولی انسان خدا را آنگونه که شایستۀ او است عبادت نمیکند مگر افراد اندکی، پس هدف از خلقت انسان نیز جود همان هو افراد اندک است، وتوجهی به وجود كفار وفاسقان نباید کرد، وآنها هیج ارزشی در وجود ندارند جز برای کامل شدن جامعۀ انساني با تنوعی که میشناسیم، تا زمینۀ مناسب برای ايجاد آن افراد خاص فارهم آید، آنها بتوانند وظیفۀ خود را در برابر خالق انجام دهند، یعنی خدا را عبادت ومردم را هدایت نمایند.
  3. در نتیجه میتوان تمام افراد جامعۀ بشری را دسته بندی کرده ودر یک هرم بزرگ قرار داد، وپیامبر صلى الله عليه وآله در رأس این هرم است به دلیل اینکه او بهترین بندۀ خدا است، ولذا در نماز شهادت میدهیم: “وأشهد أن محمدا عبده ورسوله”، {من شهادت میدهم که محمد بنده وفرستادۀ او است}، وبعد از ایشان تمام انبيا واوصيا میایند، سپس مؤمنین هر یک بر اساس درجۀ ايمان خویش، وبالاخره به مسلمانانی میرسیم که بی توجه به دين اند وبعد از آنها جمع بزرگ کافران اند که كثريت جنس بشر را تشکیل میدهند، وهمانگونه که گفتیم این اکثریت هیچ ارزشی ندارند در این رده بندی.
  4. وبدینوسیله نحوۀ تكامل انسان مشخص میگردد، که همان سعی در بالا رفتن در این هرم است، به هدف رسیده به قله، هرچند رسیدن به قله برای عموم مردم امکانپذیر نیست، “لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللهَ وَالْيَوْمَ الآخِرَ وَذَكَرَ اللهَ كَثِيرًا” (الأحزاب 21) {مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنهایی که امید به رحمت خدا وروز رستاخیز دارند وخدا را بسیار یاد می‌کنند}، فعلينا إذن أن نعرف النبي والأئمة عليهم السلام بأحسن وجهٍ ممكن.

 

چگونه حق را بشناسیم:

  1. ولی تكامل نیاز به شناخت دارد، پس باید اصول دين را بشناسیم تا بتوانیم به تکامل برسیم، واصول دين مجموعۀ متكاملی است به طوری که اگر انسان یکی از آنها را از دست داد به هدف نخواهد رسید، مانند یک اتومبیل جدید سالمی که هیچ اشکالی ندارد جز اینکه یکی از چهار لاستیک آن موجود نیست، ودر نتیجه این اتومبیل هرگز حرکت نمیکند، یعنی هیچ فایده‏ای ندارد.
  2. ولی این شناخت بسیار مشکل است ونیاز به تلاش زیادی دارد، ولی از خصوصیتهای آن این است که یکی از آن اصول دین را درست شناختی به دیگر اصول نیز میرسی، پس کافی است که ما با این آگاهی اندک واطلاعات ناچیز آسانترین آنها را یاد بگیریم، واز آن به شناخت اصول سنگینتر برسیم یکی پس از دیگری، وآسانترین آنها امامت است، که خداوند آن را رحمتی برای مردم قرار داده تا بتوانند مقداری هرچند اندک از آن شناخت متعالی را بدست آورند.
  3. وچه کسی بهتر از خود امام میتواند امامت را بشناسد، وزیارت جامعه در واقع تعريف امام است به زبان امام، پس از آن شروع میکنیم، که گفته میشود بعضی از علما عقیدۀ خود را با زیارت جامعه تصحیح میکردند.
icon