جلسه سیزدهم
[13]
فصل سیزدهم. نحوۀ برخورد پیامبر با جامعه
اولاً. برخورد با مؤمنين: (وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللهِ فَضْلا كَبِيرًا ﴿47﴾)، {ومؤمنان را بشارت ده که برای آنان از سوی خدا فضل بزرگی است}:
- فضل: فضل به چیزی گفته میشود که به شخصی داده شده بدون اینکه حق داشته باشد. ولذا هرچه خداوند عطا میفرماید فضل است، زیرا هیچ مخلوقی بر خالق خود حقی ندارد.
- فضل بزرگ: در آیۀ ذیل به فضل بزرگ اشاره شده است: (وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ مَا يَشَاءُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ)، {امّا کسانی که ایمان آورده وکارهای شایسته انجام دادهاند در باغهای بهشتند وهر چه بخواهند نزد پروردگارشان برای آنها فراهم است، این است فضل (وبخشش) بزرگ}، (سورۀ شورى:22).
- فضل بزرگتر: فضلی نیز وجود دارد که بسیار بزرگتر است، وآن فضل خداوند بر پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم میباشد، این آیه را ببینید: (إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كَانَ عَلَيْكَ كَبِيرًا)، {مگر رحمت پروردگارت (شامل حالت گردد،) که فضل پروردگارت بر تو بزرگ بوده است}، (سورۀ اسراء:87)، این فضل نسبت به هر فضلی که دیگران بدست آورند بزرگتر است.
ثانياً. برخورد با كافران ومنافقان: (وَلا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ وَكَفَى بِاللهِ وَكِيلا ﴿48﴾)، {واز کافران ومنافقان اطاعت مکن، وبه آزارهای آنها اعتنا منما، وبر خدا توکّل کن، وهمین بس که خدا حامی ومدافع (تو) است}:
- مصالحه نکردن: پیامبر صلى الله عليه وآله وسلّم هرگز با كفار مصالحه نمیکرد، پس این نهی بدین دلیل آمده که بهانهای در دست پیامبر صلى الله عليه وآله وسلّم باشد برای برخورد با دو گروه از مسلمين: گروه تندرو، وگروه مصالحه طلب.
- عدم نرمش با آنان: اطاعت نرمش است، ولذا نهی از آن لازمهاش خشونت با آنان است، وبه دنبال آن برخورد بوده، وشاید منتهی به یک یا چند جنگ شود.
- بی توجهی به آنان، با توكل بر خدا: منظور از (ودع أذاهم)، {وبه آزارهای آنها اعتنا منما}، بی توجهی به توطئههای آنان است، وبه کارهای آزار آورشان، پس باید برخدا توكل کند، وکار آنان را به او واگذار نماید، وهمین بس که خدا حامی او میباشد.
فصل چهاردهم. ازوداج پیامبر
دوباره آيات به خانۀ گرانقدر پیامبر باز میگردد، تا مسائلی را بازگو کند که بعضی از آنها شامل پیامبر صلى الله عليه وآله شده هرچند که عمومی میباشند، وبعضی مخصوص آن حضرت است ولا غير.
اولاً. عدهای قبل از همبستر شدن نیست: بعضی از آيات گذشته اشارهای داشت بر احتمال اینکه پیامبر بعضی از همسران خود را طلاق دهد، اکنون این آيه به مسئلۀ عدۀ پس از طلاق میپردازد، البته آيه عمومی است برای تمام مسلمين: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِيلا ﴿49﴾)، {ای کسانی که ایمان آوردهاید، هنگامی که با زنان با ایمان ازدواج کردید وقبل از همبستر شدن طلاق دادید، عدّهای برای شما بر آنها نیست که بخواهید حساب آن را نگاه دارید، آنها را با هدیۀ مناسبی بهرهمند سازید وبطرز شایستهای رهایشان کنید}.
منظور از نكاح عقد ازدواج است، در این آيه حكم مطلقه قبل از همبستر شدن را میگوید که عده بر او نیست، یعنی میتواند پس از طلاق فورا ازدواج کند.
واینکه میگوید: (وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِيلا)، {وبطرز شایستهای رهایشان کنید}، یعنی نباید جدایی همراه با دشمنی وآبروریزی باشد، همانگونه که در اکثر موارد پیش میاید، زیرا بسیاری از اخلاق ورفتارهای ناهماهنگ وجود دارد، ولی نباید سبب کینه ودشمنی شود، لذا باید با تفاهم وبطور مسالمت آمیز جدا شوند.
ثانياً. زنانی که ازدواج با آنها براي پیامبر حلال است:
- محدود به چهار نفر نبودن: (يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللاتِي ءَاتَيْتَ أُجُورَهُنَّ…)، {ای پیامبر، ما همسران تو را که مهرشان را پرداختهای برای تو حلال کردیم}، خداوند ازدواج با بیش از چهار زن را بر مردان حرام کرده است، وبر آنهایی که قبل از نزول این حکم بیش از چهار زن داشته اند واجب گردید که از میان آنها فقط چهارتا را انتخاب نمایند، ولی به پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم اجازه فرمود تمام زنهای خود که قبل از نزول آيه داشته است را نگه دارد، بشرط اینکه قبل از این مهر آنها را پرداخته باشد، ودر صحيحۀ حلبی آمده است که پیامبر حق داشته هر اندازه بخواهد ازدواج کند بدون تعیین تعداد همسران.
- کنیزان: (…وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللهُ عَلَيْكَ…)، {وهمچنین کنیزانی که از طریق غنایمی که خدا به تو بخشیده است مالک شدهای}، یعنی خداوند به پیامبر صلى الله عليه وآله وسلّم اجازه داده است کنیزانی که مالک آنها است را به همسری دراورد، بشرط اینکه آن کنیز از غنیمتهایی باشد که خدا در جنگها به او عطا فرموده است، یا کافری به ایشان هدیه داده که غنيمت وفيء بشمار آید، واین قسمت شامل ماريۀ قبطيه نیز میشود.
- دختران عمو، عمه، دایی وخاله: (…وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالاتِكَ اللاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ…)، {ودختران عموی تو، ودختران عمّهها، ودختران دایی تو، ودختران خالهها که با تو مهاجرت کردند (ازدواج با آنها برای تو حلال است)}، خداوند ازدواج با آنها را بر پیامبر صلى الله عليه وآله وسلّم جایز دانسته بشرط اینکه با ایشان مهاجرت کرده باشند، ولی ظاهرا ایشان با هیچیک از آنها ازدواج نکرد مگر زينب بنت جحش.
- زنی که خود را به پیامبر ببخشد: (…وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا…)، {وهرگاه زن با ایمانی خود را به پیامبر ببخشد (ومهری برای خود نخواهد) چنانچه پیامبر بخواهد میتواند او را به همسری برگزیند}، واز مواردی که خدا بر پیامبر حلال نموده، زنی است که خود را به ایشان ببخشد، پس اگر پیامبر خواست میتواند با او ازدواج کند. این هم از مواردی است که پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم بدان عمل نکرده است، هرچند در احاديث آمده است که زنی بنام خولة بنت حكيم خود را به پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم بخشید، ولی حضرت با وی ازدواج نکرد، وعثمان بن مظعون رضي الله عنه او را به همسری خود دراورد.
ثالثاً. فرق میان پیامبر ودیگران در مورد ازدواج:
- موارد فوق مخصوص پیامبر است: (…خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ…)، {امّا چنین ازدواجی تنها برای تو مجاز است نه دیگر مؤمنان}، پس تمام حالتهای گذشته مخصوص پیامبر صلى الله عليه وآله وسلم است، البته با شرایط یاد شده که مخصوص ایشان است، علاوه بر شرایط عمومی مانند عدم ازدواج با محارم.
- حكم سایر مردم: (…قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ…)، {ما میدانیم برای آنان در مورد همسرانشان وکنیزانشان چه حکمی مقرّر داشتهایم (ومصلحت آنان چه حکمی را ایجاب میکند)}، یعنی احكام گذشته مخصوص پیامبر است، وبرای مؤمنین احكام دیگری در ازدواج ودربارۀ کنیزان وجود دارد.
- برطرف سازی مشکل از پیامبر: (…لِكَيْلا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللهُ غَفُورًا رَحِيمًا ﴿50﴾)، {این بخاطر آن است که مشکلی (در ادای رسالت) بر تو نباشد (واز این راه حامیان فزونتری فراهم سازی)، وخداوند آمرزنده ومهربان است}، یعنی این احكام مخصوص تو است، تا مشکلی دربارۀ ازدواج نداشته باشی، زیرا خداوند مهربان آبروی تو را حفظ مینماید.
