الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلسه ششم

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

[6]

فصل سوم: رجاء (اميد) به خدا:

اولاً. إبراز خواری در برابر خدا:

  1. ذكر نعمتهای خدا بر او:
  • تربيت انسان: سَيِّدي اَنَا الصَّغيرُ الَّذي رَبَّيْتَهُ، وَاَنَا الْجاهِلُ الَّذي عَلَّمْتَهُ، وَاَنَا الضّالُّ الَّذي هَدَيْتَهُ،

آقای من، منم آن کودکی که پروریدی، ومنم آن نادانی که دانا نمودی، ومنم آن گمراهی که هدایت کردی.

  • حفظ كرامت او: وَاَنَا الْوَضيعُ الَّذي رَفَعْتَهُ، وَاَنَا الْخائِفُ الَّذي آمَنْتَهُ،

منم آن افتاده‌ای که بلندش نمودی، ومنم آن هراسانی که امانش دادی.

  • رفع نیازهای مادی: وَالْجايِعُ الَّذي اَشْبَعْتَهُ، وَالْعَطْشانُ الَّذي اَرْوَيْتَهُ، وَالْعاري الَّذي كَسَوْتَهُ،

ومنم آن گرسنه‌ای که سیرش نمودی، وتشنه‌ای که سیرابش کردی، وبرهنه‌ای که لباسش پوشاندی.

  • بالا بردن مقام: وَالْفَقيرُ الَّذي اَغْنَيْتَهُ، وَالضَّعيفُ الَّذي قَوَّيْتَهُ، وَالذَّليلُ الَّذي اَعْزَزْتَهُ، وَالسَّقيمُ الَّذي شَفَيْتَهُ، وَالسّائِلُ الَّذي اَعْطَيْتَهُ،

ومنم آن تهیدستی که بی‏نیازش ساختی، وآن ناتوانی که نیرومندش نمودی، وآن خواری که عزیزش فرمودی، وآن بیماری که شفایش دادی، وآن گدایی که به او بخشش کردی.

  • بخشش از خدا: وَالْمُذْنِبُ الَّذي سَتَرْتَهُ، وَالْخاطِئُ الَّذي اَقَلْتَهُ،

ومنم آن گنه‌کاری که گناهش را بر او پوشاندی، وآن خطاکاری که نادیده‌اش گرفتی.

  • یاری بر مشکلات: وَاَنَا الْقَليلُ الَّذي كَثَّرْتَهُ، وَالْمُسْتَضْعَفُ الَّذي نَصَرْتَهُ، وَاَنَا الطَّريدُ الَّذي آوَيْتَهُ،

ومنم آن اندکی که بسیارش فرمودی، وآن ناتوان شمرده‌ای (مستضعفی) که یاری‌اش دادی، وآن رانده شده‌ای که مأوایش بخشیدی.

  1. اعتراف به خطا:
  • جرأت در برابر خدا: اَنَا يا رَبِّ الَّذي لَمْ اَسْتَحْيِكَ فِى الْخَلاءِ، وَلَمْ اُراقِبْكَ فِى الْمَلاءِ، اَنَا صاحِبُ الدَّواهِي الْعُظْمى، اَنَا الَّذي عَلى سَيِّدِهِ اجْتَرى،

پروردگارا من کسی هستم که در خلوت از تو حیا نکردم، ودر آشکار از تو ملاحظه ننمودم، منم صاحب مصیبت‌های بزرگ، منم آنکه بر آقایش گستاخی کرد.

  • عصيان (نافرمانی): اَنَا الَّذي عَصَيْتُ جَبّارَ السَّماءِ، اَنَا الَّذي اَعْطَيْتُ عَلى مَعاصِی الْجَليلِ الرُّشا، اَنَا الَّذي حينَ بُشِّرْتُ بِها خَرَجْتُ اِلَيْها اَسْعى،

منم آنکه جبّار آسمان را نافرمانی کردم، منم آنکه بر نافرمانی خدای بزرگ رشوه دادم، منم آنکه هرگاه به گناهی مژده داده می‌شدم شتابان به سویش می‌رفتم.

  • بی توجهی به پوشش خدا: اَنَا الَّذي اَمْهَلْتَني فَما ارْعَوَيْتُ، وَسَتَرْتَ عَلَيَّ فَمَا اسْتَحْيَيْتُ، وَعَمِلْتُ بِالْمَعاصي فَتَعَدَّيْتُ، وَاَسْقَطْتَني مِنْ عَيْنِكَ فَما بالَيْتُ،

منم آنکه مهلتم دادی باز نایستادم، وبر من پرده پوشاندی حیا نکردم، ومرتکب گناهان شدم واز اندازه گذراندم، ومرا از چشمت انداختی باک نکردم.

  • چگونه خدا با خطاها برخورد میکند: فَبِحِلْمِكَ اَمْهَلْتَني وَبِسِتْرِكَ سَتَرْتَني حَتّى كَاَنَّكَ اَغْفَلْتَني، وَمِنْ عُقُوباتِ الْمَعاصي جَنَّبْتَني حَتّى كَاَنَّكَ اسْتَحْيَيْتَني،

پس با بردباری‌ات مهلتم دادی وبا پرده پوشی‌ات مرا پوشاندی، تا آنجا که گویی مرا از یاد برده‌ای واز مجازات گناهان برکنارم داشته‌ای، گویا تو از من حیا کرده‌ای.

  1. لج‏بازی نکردن با خدا در گناهان:
  • نافرمانی بدون لج‏بازی: اِلهي لَمْ اَعْصِكَ حينَ عَصَيْتُكَ وَاَنَا بِرُبُوبِيَّتِكَ جاحِدٌ، وَلا بِاَمْرِكَ مُسْتَخِفٌّ، وَلا لِعُقُوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌّ، وَلا لِوَعيدِكَ مُتَهاوِنٌ،

خدایا، آنگاه که نافرمانی کردم، آن چنان نافرمانی‌ات نکردم که منکر پروردگاری‌ات باشم، ونه چنانکه فرمانت را سبک شمرده باشم، ونه با گستاخی در معرض کیفرت قرار گرفته ونه تهدیدت را ناچیز شمرده باشم.

  • چیرگی هواى نفس: لكِنْ خَطيئَةٌ عَرَضَتْ وَسَوَّلَتْ لي نَفْسي، وَغَلَبَني هَوايَ، وَاَعانَني عَلَيْها شِقْوَتي،

ولی خطایی بود که بر من عارض شد ونفسم آن را برایم آراست، وهوا وهوس بر من چیره شد، وبدبختی‌ام مرا بر آن یاری نمود.

  • پوشش سبب غرور است: وَغَرَّني سِتْرُكَ الْمُرْخى عَلَىَّ، فَقَدْ عَصَيْتُكَ وَخالَفْتُكَ بِجُهْدي،

وپردۀ افتاده‌ات بر من مغرورم نمود، در نتیجه با کوششم نافرمانی‌ات کردم وبه مخالفتت برخاستم.

 

ثانياً. اسباب رجاء (اميد):

  1. رجاء مانع ناامیدی است:
  • ناامیدی از غير خدا: فَالآنَ مِنْ عَذابِكَ مَنْ يَسْتَنْقِذُني، وَمِنْ اَيْدي الْخُصَماءِ غَداً مِنْ يُخَلِّصُني، وَبِحَبْلِ مَنْ اَتَّصِلُ اِنْ اَنْتَ قَطَعْتَ حَبْلَكَ عَنّي،

اکنون چه کسی مرا از عذابت نجات می‌دهد، وفردا از دست طلبکاران چه کسی رهایم می‌کند، وبه رشته چه کسی بپیوندم اگر تو رشته‌ات را از من بگسلی.

  • نهي از ناامیدی سبب رجاء است: فَواسَوْاَتا عَلى ما اَحْصى كِتابُكَ مِنْ عَمَلِيَ، الَّذي لَوْلا ما اَرْجُو مِنْ كَرَمِكَ وَسَعَةِ رَحْمَتِكَ وَنَهْيِكَ اِيّايَ عَنِ الْقُنُوطِ لَقَنَطْتُ عِنْدَما اَتَذَكَّرُها، يا خَيْرَ مَنْ دَعاهُ داع، وَاَفْضَلَ مَنْ رَجاهُ راج،

مرا چه رسوایی بزرگی است از آنچه کتاب تو از کردارم شمارش کرده، اگر امیدوار به کرم وفراوانی رحمتت نبودم واینکه مرا از ناامیدی نهی نموده‌ای، هرآینه ناامید می‌شدم به هنگامی که گناهانم را بیاد می‌آوردم، ای بهترین کسی که خواننده‌ای او را خواند وبرترین کسی که امیدواری به او امید بست.

  1. رجاء به عفو با توسل:
  • توسل به اسلام وقرآن: اَللّـهُمَّ بِذِمَّةِ الاِسْلامِ اَتَوَسَّلُ اِلَيْكَ، وَبِحُرْمَةِ الْقُرْآنِ اَعْتَمِدُ اِلَيْكَ،

خدایا به پیمان اسلام به تو توسّل می‌جویم، وبه حرمت قرآن بر تو تکیه می‌کنم.

  • توسل به پیامبر: وَبِحُبِّيَ النَّبِيَّ الاُمِّيَّ الْقُرَشِيَّ الْهاشِمِيَّ الْعَرَبِيَّ التِّهامِيَّ الْمَكِّيَّ الْمَدَنِيَّ اَرْجُو الزُّلْفَةَ لَدَيْكَ،

وبه محبّتم نسبت به پیامبرِ درس ناخوانده قریشی هاشمی عربی تهامی مکی مدنی، امیدوار هم‌جواری نزد تو هستم.

  • توسل به ایمان حقيقی خود: فَلا تُوحِشِ اسْتيناسَ ايماني، وَلا تَجْعَلْ ثَوابي ثَوابَ مَنْ عَبَدَ سِواكَ، فَاِنَّ قَوْماً آمَنُوا بِاَلْسِنَتِهِمْ لِيَحْقِنُوا بِهِ دِماءَهُمْ فَاَدْرَكُوا ما اَمَّلُوا، وَإنّا آَمّنا بِكَ بِاَلْسِنَتِنا وَقُلُوبِنا لِتَعْفُوَ عَنّا،

پس انس ایمانی مرا در عرصۀ وحشت نینداز، وپاداش مرا پاداش کسی که غیر تو را عبادت کرده قرار مده، چه اینکه مردمی به زبانشان ایمان آوردند تا جانشان را به این وسیله حفظ کنند، پس به آنچه آرزو داشتند رسیدند، وما با زبان ودلمان به تو ایمان آوردیم تا از ما درگذری.

  • تقاضای پذیرش توسل: فَاَدْرِكْنا ما اَمَّلْنا، وَثَبِّتْ رَجاءَكَ في صُدُورِنا، وَلا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَنا، وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً اِنَّكَ اَنْتَ الْوَهّابُ،

پس ما را به آنچه آرزومندیم برسان، وامیدت را در سینه‌هایمان استوار کن، ودل‌هایمان را پس از آنکه هدایتمان فرمودی منحرف مکن، واز سوی خود ما را ببخش که تو بسیار بخشنده‌ای.

 

 

 

 

icon