جلسه سوم
[3]
- حق بطنك: وَأَمَّا حَقُّ بَطْنِكَ فَأَنْ لَا تَجْعَلَهُ وِعَاءً لِقَلِيلٍ مِنَ الْحَرَامِ وَلَا لِكَثِيرٍ، وَأَنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِي الْحَلَالِ وَلَا تُخْرِجَهُ مِنْ حَدِّ التَّقْوِيَةِ إِلَى حَدِّ التَّهْوِينِ وَذَهَابِ الْمُرُوَّةِ، فَإِنَّ الشِّبَعَ الْمُنْتَهِيَ بِصَاحِبِهِ إِلَى التُّخَمِ مَكْسَلَةٌ وَمَثْبَطَةٌ وَمَقْطَعَةٌ عَنْ كُلِّ بِرٍّ وَكَرَمٍ وَإِنَّ الرأي [الرِّيَّ] الْمُنْتَهِيَ بِصَاحِبِهِ إِلَى السُّكْرِ مَسْخَفَةٌ وَمَجْهَلَةٌ وَمَذْهَبَةٌ لِلْمُرُوَّةِ.
۸. حق شكمت: حق شکم این است که آن را جایگاهی برای غذای حرام ـ چه کم وچه زیاد ـ قرار ندهی، ودر حلال نیز میانهرو باشى، وآن را از حد نیروبخشیدن به بدن خارج نکنی، وبه سوی سستى وپستى نبرى وبر آن مسلط باشى. پرخورى وسیرى بیش از اندازه کسالت خیز وهمت سوز ومحروم ساز از هر خیر وکرامت است. پر نوشى ولبریزى هم، زارى ونادانى وخوارى زاید ومردانگى را از بین مى برد.
- حق فرجك: وَأَمَّا حَقُّ فَرْجِكَ فَحِفْظُهُ مِمَّا لَا يَحِلُّ لَكَ، وَالِاسْتِعَانَةُ عَلَيْهِ بِغَضِّ الْبَصَرِ فَإِنَّهُ مِنْ أَعْوَنِ الْأَعْوَانِ وَضَبْطُهُ إِذَا هَمَّ بِالْجُوعِ وَالظَّمَإِ وَكَثْرَةِ ذِكْرِ الْمَوْتِ وَالتَّهَدُّدِ لِنَفْسِكَ بِاللَّهِ وَالتَّخْوِيفِ لَهَا بِهِ وَبِاللَّهِ الْعِصْمَةُ وَالتَّأْيِيدُ وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِهِ.
۹. حق جنسي ات: حق احساس جنسى این است که آن را از آنچه بر تو روا نیست بازدارى، وبراى چیره شدن بر احساست باید دیده را فروبندی، که این کار از بهترین وسیلهها است، واگر احساست خواست سرکشی کند باید با گرسنگی وتشنگی آن را کنترل کنی، ونیز مرگ را فراوان یاد کنی وخود را به خدا تهدید کنی واز او بترسانی. حفظ وتأیید از خدا است. وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.
ثُمَّ حُقُوقُ الْأَفْعَالِ (حقوق کارها):
- حق صلاتك: فَأَمَّا حَقُّ الصَّلَاةِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا وِفَادَةٌ إِلَى اللَّهِ، وَأَنَّكَ قَائِمٌ بِهَا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ، فَإِذَا عَلِمْتَ ذَلِكَ كُنْتَ خَلِيقاً أَنْ تَقُومَ فِيهَا مَقَامَ الذَّلِيلِ الرَّاغِبِ الرَّاهِبِ الْخَائِفِ الرَّاجِي الْمِسْكِينِ الْمُتَضَرِّعِ الْمُعَظِّمِ مَنْ قَامَ بَيْنَ يَدَيْهِ بِالسُّكُونِ وَالْإِطْرَاقِ وَخُشُوعِ الْأَطْرَافِ وَلِينِ الْجَنَاحِ وَحُسْنِ الْمُنَاجَاةِ لَهُ فِي نَفْسِهِ، وَالطَّلَبِ إِلَيْهِ فِي فَكَاكِ رَقَبَتِكَ الَّتِي أَحَاطَتْ بِهَا خَطِيئَتُكَ وَاسْتَهْلَكَتْهَا ذُنُوبُكَ، وَلا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
۱۰. حق نمازت: حق نماز این است که بدانى نماز درآمدن به پیشگاه خداوند است، وتو در حال نماز در حضور پروردگار ایستاده اى. چون این را دانستى، شایستگی مييابي که چونان بندهاى ذلیل، نیازمند، بیمناک، ترسان، امیدوار، درمانده وزار بایستى، بندهاى که براى اداى احترام وتعظیم کسی که در برابرش ایستاده، با آرامش، سربزیرى، افتادگى دستها، وفروتنى میايستد، ودردل با او راز ونیاز مىکند، ومى خواهد که از بار خطاهایى که او را فراگرفته است ونیز گناهانى که او را به پرتگاه نابودى کشانده رهایى بخشد. وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.
- حق صومك: وَأَمَّا حَقُّ الصَّوْمِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ حِجَابٌ ضَرَبَهُ اللَّهُ عَلَى لِسَانِكَ وَسَمْعِكَ وَبَصَرِكَ وَفَرْجِكَ وَبَطْنِكَ لِيَسْتُرَكَ بِهِ مِنَ النَّارِ، وَهَكَذَا جَاءَ فِي الْحَدِيثِ: (الصَّوْمُ جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ)، فَإِنْ سَكَنَتْ أَطْرَافُكَ فِي حَجَبَتِهَا رَجَوْتَ أَنْ تَكُونَ مَحْجُوباً، وَإِنْ أَنْتَ تَرَكْتَهَا تَضْطَرِبُ فِي حِجَابِهَا وَتَرْفَعُ جَنَبَاتِ الْحِجَابِ فَتَطَّلِعُ إِلَى مَا لَيْسَ لَهَا بِالنَّظْرَةِ الدَّاعِيَةِ لِلشَّهْوَةِ وَالْقُوَّةِ الْخَارِجَةِ عَنْ حَدِّ التَّقِيَّةِ لِلَّهِ، لَمْ يُؤْمَنْ أَنْ تَخْرِقَ الْحِجَابَ وَتَخْرُجَ مِنْهُ، وَلا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
۱۱. حق روزه ات: حق روزه آن است که بدانى، روزه پرده اى است که خداوند در برابر زبان، گوش، چشم، شهوت وشکمت آویخته است، تا بدینوسیله تو را از آتش بپوشاند. چنان که در حدیث آمده است: «روزه سپر آتش است». اگر اعضاى خود را در پس این پرده نگه دارى، امید است که در امان باشى، واگر اعضایت را وانهى در پس پرده آرام نگیرند وآن را کنار زنند وبه آن جا که نباید، نگاه شهوت انگیز کنند ودر آن جا که نشاید نیروى فروتر از حد خوددارى براى خداوند را بکار گیرند، دور نیست که پرده دریده شود واز آن بیرون افتد. وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.
