الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساترسالهء حقوقجلسه ششم

جلسه ششم

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

[6]

وَأَمَّا حَقُّ الرَّحِمِ (حقوق خویشاوندان):

  1. حق أمك: فَحَقُّ أُمِّكَ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا حَمَلَتْكَ حَيْثُ لَا يَحْمِلُ أَحَدٌ أَحَداً، وَأَطْعَمَتْكَ مِنْ ثَمَرَةِ قَلْبِهَا مَا لَا يُطْعِمُ أَحَدٌ أَحَداً، وَأَنَّهَا وَقَتْكَ بِسَمْعِهَا وَبَصَرِهَا وَيَدِهَا وَرِجْلِهَا وَشَعْرِهَا وَبَشَرِهَا وَجَمِيعِ جَوَارِحِهَا مُسْتَبْشِرَةً بِذَلِكَ فَرِحَةً، موبلة [مُؤَمِّلَةً] مُحْتَمِلَةً لِمَا فِيهِ مَكْرُوهُهَا وَأَلَمُهَا وَثِقْلُهَا وَغَمُّهَا، حَتَّى دَفَعَتْهَا عَنْكَ يَدُ الْقُدْرَةِ وَأَخْرَجَتْكَ إِلَى الْأَرْضِ فَرَضِيَتْ أَنْ تَشْبَعَ وَتَجُوعَ هِيَ وَتَكْسُوَكَ وَتَعْرَى وَتُرْوِيَكَ وَتَظْمَأَ وَتُظِلَّكَ وَتَضْحَى وَتُنَعِّمَكَ بِبُؤْسِهَا وَتُلَذِّذَكَ بِالنَّوْمِ بِأَرَقِهَا، وَكَانَ بَطْنُهَا لَكَ وِعَاءً وَحِجْرُهَا لَكَ حِوَاءً وَثَدْيُهَا لَكَ سِقَاءً وَنَفْسُهَا لَكَ وِقَاءً، تُبَاشِرُ حَرَّ الدُّنْيَا وَبَرْدَهَا لَكَ وَدُونَكَ فَتَشْكُرُهَا عَلَى قَدْرِ ذَلِكَ، وَلَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ إِلَّا بِعَوْنِ اللَّهِ وَتَوْفِيقِهِ.

۲۱. حق مادرت: حق مادر این است که بدانى او تو را طورى حمل کرده که هیچ کس، کسى را اينگونه حمل نمى کند، واز میوۀ دلش به تو خورانده است که هیچ کس از آن به دیگرى نخوراند. او گوش وچشم ودست وپا ومو وپوست وهمۀ اعضایش را با شادمانى وخرمى واميدواری، سپر جان تو ساخته، وهمۀ ناگواریها ودردها وسختیها وغمهاى (دوران باردارى) را به جان خرید، تا آنگاه که دست بارى او را از تو جدا وتو را بر زمین آورد. مادر دلخوش بود که تو را سیر کند وخود گرسنه بماند، تو را بپوشاند وخود برهنه باشد، تو را سیراب کند وخود تشنه بماند، بر تو سایه افکند وخود در آفتاب بسر بَرد، خود سختى بکشد وتو را به ناز پرورد، خود شبها بیدار بماند وتو را به خواب نوشین کند. درون او جایگاه وجود تو، ودامنش آرامگاه وپستانش مشک آب وجانش سپر بلایت بود. او سرد وگرم جهان را براى تو وبرای راحتی تو به جان خرید. تو باید به همین اندازه از او تشکر کنى، واین حق شناسى را جز به یارى وتوفیق خدا نمى توانى بجا آورى.

 

  1. حق أبيك: وَأَمَّا حَقُّ أَبِيكَ فَتَعْلَمُ أَنَّهُ أَصْلُكَ وَأَنَّكَ فَرْعُهُ، وَأَنَّكَ لَوْلَاهُ لَمْ تَكُنْ، فَمَهْمَا رَأَيْتَ فِي نَفْسِكَ مِمَّا يُعْجِبُكَ فَاعْلَمْ أَنَّ أَبَاكَ أَصْلُ النِّعْمَةِ عَلَيْكَ فِيهِ، وَاحْمَدِ اللَّهَ وَاشْكُرْهُ عَلَى قَدْرِ ذَلِكَ وَلا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.

۲۲. حق پدرت: حق پدر این است که بدانى او ریشۀ تو وتو شاخۀ او میباشی. اگر او نبود، تو نیز نبودى، پس هرگاه در وجود خود چیزى خوشایند دیدى، بدان که این نعمت را از او دارى، پس به اندازۀ حقى که بر تو دارد از او سپاس گزارى وقدردانى کن. وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.

 

  1. حق وَلَدِك: وَأَمَّا حَقُّ وَلَدِكَ فَتَعْلَمُ أَنَّهُ مِنْكَ، وَمُضَافٌ إِلَيْكَ فِي عَاجِلِ الدُّنْيَا بِخَيْرِهِ وَشَرِّهِ، وَأَنَّكَ مَسْؤُولٌ عَمَّا وُلِّيتَهُ مِنْ حُسْنِ الْأَدَبِ وَالدَّلَالَةِ عَلَى رَبِّهِ وَالْمَعُونَةِ لَهُ عَلَى طَاعَتِهِ فِيكَ وَفِي نَفْسِهِ، فَمُثَابٌ عَلَى ذَلِكَ وَمُعَاقَبٌ، فَاعْمَلْ فِي أَمْرِهِ عَمَلَ الْمُتَزَيِّنِ بِحُسْنِ أَثَرِهِ عَلَيْهِ فِي عَاجِلِ الدُّنْيَا، الْمُعَذِّرِ إِلَى رَبِّهِ فِيمَا بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ بِحُسْنِ الْقِيَامِ عَلَيْهِ وَالْأَخْذِ لَهُ مِنْهُ، وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.

۲۳. حق فرزندت: حق فرزندت این است که بدانى او پاره اى از وجود تو بوده، ودر دنیا با خوب وبدش به تو منسوب است. تو با ولایتی که بر او داری، در تربیت نیکو وراهنمایى او به سوی خدا، وکمک به او در پیروى از خدای متعال در آنچه مربوط به تو یا خودش میباشد، مسئولیت داری، ودر این باره پاداش نیک یا بد خواهی داشت، پس با وى چنان رفتار کن که آثار خوب طاعت در دنیا را برای او زینت بخشی، وبر اثر حسن انجام وظیفه نسبت به او، در پیشگاه خدا معذور باشى. وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.

 

  1. حق أخيك: وَأَمَّا حَقُّ أَخِيكَ فَتَعْلَمُ أَنَّهُ يَدُكَ الَّتِي تَبْسُطُهَا، وَظَهْرُكَ الَّذِي تَلْتَجِي إِلَيْهِ، وَعِزُّكَ الَّذِي تَعْتَمِدُ عَلَيْه،ِ وَقُوَّتُكَ الَّتِي تَصُولُ بِهَا، فَلَا تَتَّخِذْهُ سِلَاحاً عَلَى مَعْصِيَةِ اللَّهِ وَلَا عُدَّةً لِلظُّلْمِ بِخَلْقِ اللَّهِ، وَلَا تَدَعْ نُصْرَتَهُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَعُونَتَهُ عَلَى عَدُوِّهِ وَالْحَوْلَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ شَيَاطِينِهِ وَتَأْدِيَةَ النَّصِيحَةِ إِلَيْهِ وَالْإِقْبَالَ عَلَيْهِ فِي اللَّهِ، فَإِنِ انْقَادَ لِرَبِّهِ وَأَحْسَنَ الْإِجَابَةَ لَهُ وَإِلَّا فَلْيَكُنِ اللَّهُ آثَرَ عِنْدَكَ وَأَكْرَمَ عَلَيْكَ مِنْهُ.

۲۴. حق برادرت: حق برادر این است که بدانى او دستى است که آن را مى گشایى، یاورى است که به او پناه مى برى، عزتى است که بر او تكيه مى کنى، ونیرویى است که با آن هجوم مى برى، پس او را وسیلۀ نافرمانى خدا وابزار ظلم به خلق قرار نده، واز یاری نمودن وی علیه نفس امارۀ خویش، وکمک به او علیه دشمنش، وجلوگیری از ورود شیاطین به سوی او، وگفتن نصیحتهای لازم به وی، ومتوجه ساختنش به خدای متعال، کوتاهى نکن، تا اینکه برادرت سر به فرمان پروردگار شده وفرمان خدا را اجابت کند، وگرنه باید خدا را مقدم بدارى وگرامیتر از برادرت بشمارى.

 

حقوق الأعمال الخيرية (حقوق نیکوکاری):

  1. حق مَن عتق رقبتك: وَأَمَّا حَقُّ الْمُنْعِمِ عَلَيْكَ بِالْوَلَاءِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ أَنْفَقَ فِيكَ مَالَهُ، وَأَخْرَجَكَ مِنْ ذُلِّ الرِّقِّ وَوَحْشَتِهِ إِلَى عِزِّ الْحُرِّيَّةِ وَأُنْسِهَا، وَأَطْلَقَكَ مِنْ أَسْرِ الْمَلَكَةِ وَفَكَّ عَنْكَ حَلَقَ الْعُبُودِيَّةِ، وَأَوْجَدَكَ رَائِحَةَ الْعِزِّ، وَأَخْرَجَكَ مِنْ سِجْنِ الْقَهْرِ، وَدَفَعَ عَنْكَ الْعُسْرَ وَبَسَطَ لَكَ لِسَانَ الْإِنْصَافِ، وَأَبَاحَكَ الدُّنْيَا كُلَّهَا فَمَلَّكَكَ نَفْسَكَ، وَحَلَّ أَسْرَكَ وَفَرَّغَكَ لِعِبَادَةِ رَبِّكَ، وَاحْتَمَلَ بِذَلِكَ التَّقْصِيرَ فِي مَالِهِ، فَتَعْلَمَ أَنَّهُ أَوْلَى الْخَلْقِ بِكَ بَعْدَ أُولِي رَحِمِكَ فِي حَيَاتِكَ وَمَوْتِكَ، وَأَحَقُّ الْخَلْقِ بِنَصْرِكَ وَمَعُونَتِكَ وَمُكَانَفَتِكَ فِي ذَاتِ اللَّهِ فَلَا تُؤْثِرْ عَلَيْهِ نَفْسَكَ مَا احْتَاجَ إِلَيْكَ أَبَدا.

۲۵. حق آنکه از بندگى آزادت کرده است: حق آن که تو را آزاد کرده، این است که بدانى مالش را در راه تو خرج کرده، تو را از خوارى ووحشت بردگى به آزادگى وآرامش آن رسانده، واز اسیری برده بودن رهانیده وزنجیر بردگى‏ات را گسسته، ونسیم عزت را به تو رسانده، وتو را از زندان خوارى بیرون کشیده وسختى را از تو زدوده، وزبان دادگرى برایت گشوده، وهمۀ دنیا را برایت مباح کرده، وتو را مالک خودت ساخته وبند اسارت را از تو برگرفته، وبرای عبادت پروردگار رهایت کرده، ودر این راه از مال خود کاسته است. پس باید بدانى که او پس از خویشان، در زندگى ومرگ از همه به تو سزاوارتر، وشایسته‏تر از همۀ مردم است در اینکه وی را در راه خدا یارى داده، وکمک وهمدستى کنی، واگر نیازى به تو پیدا کرد خود را بر او مقدم مدار.

icon