الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساترسالهء حقوقجلسه پنجم

جلسه پنجم

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

[5]

  1. حق المالك: وَأَمَّا حَقُّ سَائِسِكَ بِالْمِلْكِ فَنَحْوٌ مِنْ سَائِسِكَ بِالسُّلْطَانِ، إِلَّا أَنَّ هَذَا يَمْلِكُ مَا لَا يَمْلِكُهُ ذَاكَ، تَلْزَمُكَ طَاعَتُهُ فِيمَا دَقَّ وَجَلَّ مِنْكَ، إِلَّا أَنْ تُخْرِجَكَ مِنْ وُجُوبِ حَقِّ اللَّهِ، فَإِنَّ حَقَّ اللَّهِ يَحُولُ بَيْنَكَ وَبَيْنَ حَقِّهِ وَحُقُوقِ الْخَلْقِ، فَإِذَا قَضَيْتَهُ رَجَعْتَ إِلَى حَقِّهِ فَتَشَاغَلْتَ بِهِ، وَلا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.

۱۶. حق ارباب: حق ارباب مانند حق حاکم است، مگر در اینکه ارباب مالک چیزى است که حاکم نیست، از این رو، اطاعتش در هر خرد وکلان روا است، مگر اینکه بخواهد تو را از بجا آوردن حق خدا بازدارد، زیرا حق خدا میان تو ومیان حق مالک وحقوق خلق حایل میشود. پس اگر حق خدا را به جاى آوردى آنگاه به حق او میپردازى. وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.

 

ثُمَّ حُقُوقُ الرَّعِيَّةِ (حقوق فرودستان):

  1. حق المحكوم: فَأَمَّا حُقُوقُ رَعِيَّتِكَ بِالسُّلْطَانِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّكَ إِنَّمَا اسْتَرْعَيْتَهُمْ بِفَضْلِ قُوَّتِكَ عَلَيْهِمْ، فَإِنَّهُ إِنَّمَا أَحَلَّهُمْ مَحَلَّ الرَّعِيَّةِ لَكَ ضَعْفُهُمْ وَذُلُّهُمْ، فَمَا أَوْلَى مَنْ كَفَاكَهُ ضَعْفُهُ وَذُلُّهُ حَتَّى صَيَّرَهُ لَكَ رَعِيَّةً وَصَيَّرَ حُكْمَكَ عَلَيْهِ نَافِذاً، لَا يَمْتَنِعُ مِنْكَ بِعِزَّةٍ وَلَا قُوَّةٍ وَلَا يَسْتَنْصِرُ فِيمَا تَعَاظَمَهُ مِنْكَ إِلَّا بِاللَّهِ بِالرَّحْمَةِ وَالْحِيَاطَةِ وَالْأَنَاةِ، وَمَا أَوْلَاكَ إِذَا عَرَفْتَ مَا أَعْطَاكَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِ هَذِهِ الْعِزَّةِ وَالْقُوَّةِ الَّتِي قَهَرْتَ بِهَا أَنْ تَكُونَ لِلَّهِ شَاكِراً، وَمَنْ شَكَرَ اللَّهَ أَعْطَاهُ فِيمَا أَنْعَمَ عَلَيْهِ، وَلا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.

۱۷. حق زیر دستانت: حق زیر دستان این است که بدانى فرودستی آنها در برابر تو به دلیل قدرتی است که تو بر آنها داری، پس آنچه سبب شده است آنها رعیت وفرودستان تو باشند ناتوانى وزبونى آنان میباشد. لذا سزاوار است رحم وحمایت وبردبارى فراوان تو سزاوار کسى باشد که ناتوانى وذلت او در حدی است که او زیردست تو قرار گرفته وحکم تو در حقش روا گشته است، او نه عزتی ونه نیرویی دارد که بتواند در برابر تو سرکشی کند، ودادرسى از قهر تو جز خدا ندارد. وهرگاه بدانی چقدر خداوند از نعمت این عزت وقدرت به تو داده است که بوسیلۀ آن بر دیگران چیره شده‏ای، سزاوار است که سپاس گزار خدا باشی، وهر که خدا را شکر کند، خداوند نعمتش را بر او مى افزاید. وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.

 

  1. حق المتعلم: وَأَمَّا حَقُّ رَعِيَّتِكَ بِالْعِلْمِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ جَعَلَكَ لَهُمْ قَيِّماً فِيمَا آتَاكَ مِنَ الْعِلْمِ وَوَلَّاكَ مِنْ خِزَانَةِ الْحِكْمَةِ، فَإِنْ أَحْسَنْتَ فِيمَا وَلَّاكَ اللَّهُ مِنْ ذَلِكَ، وَقُمْتَ بِهِ لَهُمْ مَقَامَ الْخَازِنِ الشَّفِيقِ النَّاصِحِ لِمَوْلَاهُ فِي عَبِيدِهِ الصَّابِرِ الْمُحْتَسِبِ الَّذِي إِذَا رَأَى ذَا حَاجَةٍ أَخْرَجَ لَهُ مِنَ الْأَمْوَالِ الَّتِي فِي يَدَيْهِ، كُنتَ رَاشِداً وَكُنْتَ لِذَلِكَ آمِلًا مُعْتَقِداً وَإِلَّا كُنْتَ لَهُ خَائِناً وَلِخَلْقِهِ ظَالِماً وَلِسَلَبِهِ وَعِزهِ مُتَعَرِّضاً.

۱۸. حق شاگرد درس: حق فرودستان علمى وشاگردانت آن است که بدانى خداوند علمى به تو داده وقدری از خزانۀ حکمت به تو سپرده، وبه وسیلۀ آن تو را سرپرست آنان قرار داده است. اگر کارى را که به عهده ات نهاده است درست انجام دهى، وبرای آنان مانند خزانه دارى مهربان رفتار کنى که خیر ارباب را در میان فرودستانش پاس مى دارد، وچنان شکیبا ومخلص است که اگر نیازمندى را ببیند از دارایی علمی که در دست دارد در اختیارش میگذارد، در اینصورت تو ره یافته وخدمت گزار وبا ایمان خواهى بود، وگرنه خائن به خدا وظالم به خلق هستى، وسزاوارى که خدا علمش را از تو بازگیرد وقاهرانه با تو رفتار کند.

 

  1. حق الزوجة: وَأَمَّا حَقُّ رَعِيَّتِكَ بِمِلْكِ النِّكَاحِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّ اللَّهَ جَعَلَهَا سَكَناً وَمُسْتَرَاحاً وَأُنْساً وَوَاقِيَةً وَكَذَلِكَ كُلُّ أَحَدٍ مِنْكُمَا يَجِبُ أَنْ يَحْمَدَ اللَّهَ عَلَى صَاحِبِهِ وَيَعْلَمَ أَنَّ ذَلِكَ نِعْمَةٌ مِنْهُ عَلَيْهِ، وَوَجَبَ أَنْ يُحْسِنَ صُحْبَةَ نِعْمَةِ اللَّهِ وَيُكْرِمَهَا وَيَرْفُقَ بِهَا، وَإِنْ كَانَ حَقُّكَ عَلَيْهَا أَغْلَظَ وَطَاعَتُكَ لَهَا أَلْزَمَ فِيمَا أَحْبَبْتَ وَكَرِهْتَ مَا لَمْ تَكُنْ مَعْصِيَةً، فَإِنَّ لَهَا حَقَّ الرَّحْمَةِ وَالْمُؤَانَسَةِ، وَمَوْضِعُ السُّكُونِ إِلَيْهَا قَضَاءُ اللَّذَّةِ الَّتِي لَا بُدَّ مِنْ قَضَائِهَا وَذَلِكَ عَظِيمٌ، وَلا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.

۱۹. حق همسرت: حق همسر که با پیوند ازدواج زیردست وبه فرمان تو است، آن است که بدانى خدا او را آرام جان وراحت بخش وانیس ونگه دار تو کرده است. پس هر یک از شما دو نفر باید نعمت وجود دیگرى را به درگاه خدا شکر گوید، وبداند این نعمتى است که خدا به او داده است، وباید با نعمت خدا خوش رفتارى کند واو را گرامى دارد وبا نرمی رفتار کند. حق تو – در آنچه دوست بداری یا نداری – بر زن بیشتر واطاعت تو بر او لازمتر است، مگر آنجا که نافرمانى از خدا باشد. وحق زن نیز بر تو این است که با او مهربانى کنى وهمدم وآرام بخش وى باشى، وآسایش تو در دامن او است برای کامیابی ولذت جویی که باید انجام شود، واین امر بزرگی است. وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.

 

  1. حق المملوك: وَأَمَّا حَقُّ رَعِيَّتِكَ بِمِلْكِ الْيَمِينِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ خَلْقُ رَبِّكَ وَلَحْمُكَ وَدَمُكَ وَأَنَّكَ تَمْلِكُهُ، لَا أَنْتَ صَنَعْتَهُ دُونَ اللَّهِ وَلَا خَلَقْتَ لَهُ سَمْعاً وَلَا بَصَراً وَلَا أَجْرَيْتَ لَهُ رِزْقاً وَلَكِنَّ اللَّهَ كَفَاكَ ذَلِكَ بِمَنْ سَخَّرَهُ لَكَ وَائْتَمَنَكَ عَلَيْهِ وَاسْتَوْدَعَكَ إِيَّاهُ لِتَحْفَظَهُ فِيهِ وَتَسِيرَ فِيهِ بِسِيرَتِهِ فَتُطْعِمَهُ مِمَّا تَأْكُلُ وَتُلْبِسَهُ مِمَّا تَلْبَسُ وَلَا تُكَلِّفَهُ مَا لَا يُطِيقُ، فَإِنْ كَرِهْتَهُ خَرَجْتَ إِلَى اللَّهِ مِنْهُ وَاسْتَبْدَلْتَ بِهِ وَلَمْ تُعَذِّبْ خَلْقَ اللَّهِ، وَلا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.

۲۰. حق برده ات: حق برده این است که بدانى او هم آفریدۀ خداى تو وگوشت وخون تو است. تو مالک او هستى ولی آفرینندۀ وى خدا است نه تو، نه چشم وگوشش را آفریده‏اى ونه به او روزى داده‏اى. همۀ این کارها را خدا کرده واو را گوش به فرمان تو ساخته وبه امانت به تو سپرده است. او ودیعه اى است که باید پاسش بدارى وبا روشى خداپسندانه با او رفتار کنى، واز هر چه مى‏خورى به او بخورانى واز هر چه خودت مى‏پوشى به او بپوشانى، وکار بیش از توان به او وانگذارى، واگر او را نخواستى، خود را براى خدا از بار مسئولیت او رها سازى واو را عوض کنى وآفریدۀ خدا را شکنجه ندهى. وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.

icon