جلسه نهم
[9]
- حق مَن يطالبك: وَأَمَّا حَقُّ الْغَرِيمِ الطَّالِبِ لَكَ، فَإِنْ كُنْتَ مُوسِراً أَوْفَيْتَهُ وَكَفَيْتَهُ وَأَغْنَيْتَهُ وَلَمْ تَرُدَّهُ وَتَمْطُلْهُ، فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: (مَطْلُ الْغَنِيِّ ظُلْمٌ)، وَإِنْ كُنْتَ مُعْسِراً أَرْضَيْتَهُ بِحُسْنِ الْقَوْلِ، وَطَلَبْتَ إِلَيْهِ طَلَباً جَمِيلًا وَرَدَدْتَهُ عَنْ نَفْسِكَ رَدّاً لَطِيفاً، وَلَمْ تَجْمَعْ عَلَيْهِ ذَهَابَ مَالِهِ وَسُوءَ مُعَامَلَتِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ لُؤْمٌ وَلا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
۳۵. حق طلبکار: حق بستانکار این است که اگر دارى بايد حقش را بپردازى وکارش را روا کنى وبى نیازش سازى، واین دست وآن دست وامروز وفردا نکنى، که پیغمبر صلی الله علیه وآله فرمود: «پشت هم اندازى بدهکار توانگر، ستم است»، واگر ندارى با خوش زبانى دلش را به کف آرى، ومهلت بخواهى وبا لطف ومدارا او را بازگردانى، نه اینکه هم مالش را ندهى وهم با او بدرفتارى کنى، که اين كار فرومایگى ميباشد. وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.
- حق الخليط: وَأَمَّا حَقُّ الْخَلِيطِ، فَأَنْ لَا تَغُرَّهُ وَلَا تَغُشَّهُ، وَلَا تَكْذِبَهُ وَلَا تُغْفِلَهُ وَلَا تَخْدَعَهُ، وَلَا تَعْمَلَ فِي انْتِقَاضِهِ عَمَلَ الْعَدُوِّ الَّذِي لَا يَبْقَى عَلَى صَاحِبِهِ، وَإِنِ اطْمَأَنَّ إِلَيْكَ اسْتَقْصَيْتَ لَهُ عَلَى نَفْسِكَ، وَعَلِمْتَ أَنَّ غَبْنَ الْمُسْتَرْسِلِ رِباً، وَلا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
۳۶. حق معاشر: حق کسى که با او نشست وبرخاست دارى، این است که او را نفریبى وبا او نیرنگ نورزى، وبه وى دروغ نگویى واز او سوء استفاده نکنى، وبازییش ندهى، ودر ضربه زدن به او چونان دشمن سنگدل رفتار نکنى، واگر در کاري به تو اعتماد کرد تا آنجا که مى توانى کارش را نیک بجا آورى، وبدانى که فریفتن آن که به تو اعتماد کرده، گویى ربا است. وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.
حقوق الخصومة (حقوق خصومت):
- حق المُدَّعي عليك: وَأَمَّا حَقُّ الْخَصْمِ الْمُدَّعِي عَلَيْكَ فَإِنْ كَانَ مَا يَدَّعِي عَلَيْكَ حَقّاً لَمْ تَنْفَسِخْ فِي حُجَّتِهِ وَلَمْ تَعْمَلْ فِي إِبْطَالِ دَعْوَتِهِ، وَكُنْتَ خَصْمَ نَفْسِكَ لَهُ وَالْحَاكِمَ عَلَيْهَا، وَالشَّاهِدَ لَهُ بِحَقِّهِ دُونَ شَهَادَةِ الشُّهُودِ، وَإِنْ كَانَ مَا يَدَّعِيهِ بَاطِلًا رَفَقْتَ بِهِ وَرَوَّعْتَهُ وَنَاشَدْتَهُ بِدِينِهِ، وَكَسَرْتَ حِدَّتَهُ عَنْكَ بِذِكْرِ اللَّهِ، وَأَلْقَيْتَ حَشْوَ الْكَلَامِ وَلَفْظَةَ السُّوءِ الَّذِي لَا يَرُدُّ عَنْكَ عَادِيَةَ عَدُوِّكَ بَلْ تَبُوءُ بِإِثْمِهِ، وَبِهِ يَشْحَذُ عَلَيْكَ سَيْفَ عَدَاوَتِهِ لِأَنَّ لَفْظَةَ السُّوءِ تَبْعَثُ الشَّرَّ، وَالْخَيْرُ مَقْمَعَةٌ لِلشَّرِّ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
۳۷. حق مدّعى: حق مدعى این است که اگر حق مى گوید، دلیلش را رد نکنى ودر رد ادعایش نکوشى، بلکه تو نیز همنوا با او دشمن خویش باشى وبه سود وزیان خود داورى کنى، وبى نیاز از شاهد، خود براى او شهادت دهى، که این حق خداست بر تو. واگر دعوى باطل باشد، با او بسازى، وتهدیدش کنى وبه دینش سوگند دهى، وخدا را به یادش آرى تا از تندى او بکاهى، واز سخن بي ارزش يا ناروا دورى كنى. چرا که چنين سخني از دشمنى او با تو نمى کاهد، وبه گناه او آلوده مى شوى وتیغ عداوت او نیز تیزتر مى شود، زیرا که سخن نابهنجار شر برانگیزد وگفتار بهنجار شر براندازد. وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.
- حق المُدَّعى عليه: وَأَمَّا حَقُّ الْخَصْمِ الْمُدَّعَى عَلَيْهِ، فَإِنْ كَانَ مَا تَدَّعِيهِ حَقّاً أَجْمَلْتَ فِي مُقَاوَلَتِهِ بِمَخْرَجِ الدَّعْوَى، فَإِنَّ لِلدَّعْوَى غِلْظَةً فِي سَمْعِ الْمُدَّعَى عَلَيْهِ، وَقَصَدْتَ قَصْدَ حُجَّتِكَ بِالرِّفْقِ، وَأَمْهَلِ الْمُهْلَةِ وَأَبْيَنِ الْبَيَانِ وَأَلْطَفِ اللُّطْفِ، وَلَمْ تَتَشَاغَلْ عَنْ حُجَّتِكَ بِمُنَازَعَتِهِ بِالْقِيلِ وَالْقَالِ فَتَذْهَبَ عَنْكَ حُجَّتُكَ وَلَا يَكُونَ لَكَ فِي ذَلِكَ دَرَكٌ وَلا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
۳۸. حق مدعى علیه: حق کسى که ادعایى بر او دارى، این است که اگر حق مى گویى، بايد به نرمى ادعاي خود را اعلام داري، چرا که ادعا همیشه در گوش طرف مقابل سنگین مى آید. وبايد با نرمي وبا بيشترين مدارا وروشن ترین بیان ولطیف ترین روش دلیل خود را مطرح كني، ونبايد با کشمکش وقیل وقال از دليل خود غافل شوي، زیرا حرف حسابت هم پایمال مى شود ودیگر جبران نمى پذیرد. وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.
حقوق المشورة والنصيحة (حقوق مشورت ونصيحت):
- حق المستشير: وَأَمَّا حَقُّ الْمُسْتَشِيرِ، فَإِنْ حَضَرَكَ لَهُ وَجْهُ رَأْيٍ جَهَدْتَ لَهُ فِي النَّصِيحَةِ، وَأَشَرْتَ عَلَيْهِ بِمَا تَعْلَمُ أَنَّكَ لَوْ كُنْتَ مَكَانَهُ عَمِلْتَ بِهِ، وَذَلِكَ لِيَكُنْ مِنْكَ فِي رَحْمَةٍ وَلِينٍ فَإِنَّ اللِّينَ يُونِسُ الْوَحْشَةَ وَإِنَّ الْغِلَظَ يُوحِشُ مِنْ مَوْضِعِ الْأُنْسِ، وَإِنْ لَمْ يَحْضُرْكَ لَهُ رَأْيٌ وَعَرَفْتَ لَهُ مَنْ تَثِقُ بِرَأْيِهِ وَتَرْضَى بِهِ لِنَفْسِكَ، دَلَلْتَهُ عَلَيْهِ وَأَرْشَدْتَهُ إِلَيْهِ فَكُنْتَ لَمْ تَأْلُهُ خَيْراً وَلَمْ تَدَّخِرْهُ نُصْحاً وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
۳۹. حق مشورت کننده: حق آنکه با تو مشورت مى کند، این است که اگر رأى صحیحى دارى در خیرخواهى او بکوشى، وچیزى را به او پیشنهاد کنى که اگر خود به جاى او بودى همان را مى کردى، تا اينكه او در موضع مهربانى وملایمت تو قرار گیرد، زیرا که نرمش، وحشت را مى زداید، وخشونت، آرامش وانس را از بین میبرد، واگر رأى ونظرى برای او نداشتی، کسی را برایش پیدا کن که به رأی او اعتماد دارى، ورأی او را حتی برای خودت نیز مى پسندى، آنگاه وی را به سوی آن شخص راهنمایى وارشاد کن، که بدینوسیله تو هر خیری را برای او خواسته وهر نصیحتی را به او داده ای، وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.
- حق المشير: وَأَمَّا حَقُّ الْمُشِيرِ عَلَيْكَ، فَلَا تَتَّهِمْهُ فِيمَا لا يُوَافِقُكَ عَلَيْهِ مِنْ رَأْيِهِ، إِذَا أَشَارَ عَلَيْكَ فَإِنَّمَا هِيَ الْآرَاءُ وَتَصَرُّفُ النَّاسِ فِيهَا وَاخْتِلَافُهُمْ، فَكُنْ عَلَيْهِ فِي رَأْيِهِ بِالْخِيَارِ إِذَا اتَّهَمْتَ رَأْيَهُ، فَأَمَّا تُهمَتُهُ فَلَا تَجُوزُ لَكَ إِذَا كَانَ عِنْدَكَ مِمَّنْ يَسْتَحِقُّ الْمُشَاوَرَةَ، وَلَا تَدَعْ شُكْرَهُ عَلَى مَا بَدَا لَكَ مِنْ إِشْخَاصِ رَأْيِهِ وَحُسْنِ وَجْهِ مَشُورَتِهِ، فَإِذَا وَافَقَكَ حَمِدْتَ اللَّهَ وَقَبِلْتَ ذَلِكَ مِنْ أَخِيكَ بِالشُّكْرِ وَالْإِرْصَادِ بِالْمُكَافَاةِ فِي مِثْلِهَا إِنْ فَزِعَ إِلَيْكَ وَلا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
۴۰. حق مشاور: حق مشاور این است که اگر دردیدگاهى نظر تو را قبول نداشت، متهمش نکنى، که دیدگاهها ونظر افراد گوناگون است، واگر به رایش اعتماد نداری تو در بکار بستن دیدگاه او آزادى، وچنانچه وی را شایستۀ مشورت مى دانى، نباید بر او تهمت روا دارى، ودر جایی که بنظرت آمد رای او درست بوده واظهارنظرش به جا است، مشورت او را سپاس گویى. واگر رأى موافق داد، باید خدا را شکر بگویى واز برادرت با تشکر بپذیرى وآماده وگوش به زنگ باشى که اگر روزى با تو مشورت کرد جبران کنى. وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.
