جلسه هشتم
[8]
حقوق الصحبة (حقوق دوستي):
- حق الجليس: وَأَمَّا حَقُّ الْجَلِيسِ فَأَنْ تُلِينَ لَهُ كَنَفَكَ، وَتُطِيبَ لَهُ جَانِبَكَ، وَتُنْصِفَهُ فِي مجاواة [مُجَارَاةِ] اللَّفْظِ، وَلَا تُغْرِقَ فِي نَزْعِ اللَّحْظِ إِذَا لَحَظْتَ وَتَقْصِدَ فِي اللَّفْظِ إِلَى إِفْهَامِهِ إِذَا لَفَظْتَ، وَإِنْ كُنْتَ الْجَلِيسَ إِلَيْهِ كُنْتَ فِي الْقِيَامِ عَنْهُ بِالْخِيَارِ وَإِنْ كَانَ الْجَالِسَ إِلَيْكَ كَانَ بِالْخِيَارِ وَلَا تَقُومَ إِلَّا بِإِذْنِهِ، وَلا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
۳۰. حق همنشین: حق همنشین این است که با خوشروئي پذيراي او شده وبا تواضع وطيب خاطر از او استقبال نمائي، ودر گفت وگوى با وى منصفانه به او اجازۀ سخن دهی، یکباره دیده از او برنگیرى، وبرای فهماندن مطلبی به وی به قدر کافی توضیح دهی. اگر تو بر او وارد شوى مى توانى هرگاه خواستی برخیزى، واگر او بر تو وارد شود اختیار برخواستن با او است، وبدون اجازۀ او نباید برخیزی، وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.
- حق الجار: وَأَمَّا حَقُّ الْجَارِ فَحِفْظُهُ غَائِباً وَكَرَامَتُهُ شَاهِداً، وَنُصْرَتُهُ وَمَعُونَتُهُ فِي الْحَالَيْنِ جَمِيعاً، لَا تَتَبَّعْ لَهُ عَوْرَةً وَلَا تَبْحَثْ لَهُ عَنْ سَوْأَةٍ لِتَعْرِفَهَا، فَإِنْ عَرَفْتَهَا مِنْهُ مِنْ غَيْرِ إِرَادَةٍ مِنْكَ وَلَا تَكَلُّفٍ كُنْتَ لِمَا عَلِمْتَ حِصْناً حَصِيناً وَسِتْراً سَتِيراً، لَوْ بَحَثَتِ الْأَسِنَّةُ عَنْهُ ضَمِيراً لَمْ تَتَّصِلْ إِلَيْهِ لِانْطِوَائِهِ عَلَيْهِ، لَا تَسْتَمِعْ عَلَيْهِ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُ، لَا تُسْلِمْهُ عِنْدَ شَدِيدَةٍ وَلَا تَحْسُدْهُ عِنْدَ نِعْمَةٍ، تُقِيلُهُ عَثْرَتَهُ وَتَغْفِرُ زَلَّتَهُ، وَلَا تَذْخَرْ حِلْمَكَ عَنْهُ إِذَا جَهِلَ عَلَيْكَ، وَلَا تَخْرُجْ أَنْ تَكُونَ سِلْماً لَهُ تَرُدُّ عَنْهُ لِسَانَ الشَّتِيمَةِ وَتُبْطِلُ فِيهِ كَيْدَ حَامِلِ النَّصِيحَةِ، وَتُعَاشِرُهُ مُعَاشَرَةً كَرِيمَةً وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
۳۱. حق همسایه: حق همسایه این است که چون غایب باشد او را پاس بدارى، وچون حاضر باشد بزرگش شمارى، ودر حضور وغیبت یار ومددکارش باشى، ودر پى زشتى او برنیایى، وبراى یافتن بدى هایش ریز نکاوى، واگر ناخواسته وبى کنجکاوى به هر کاستى از او برخوردى، باید سینه ات چونان دژى استوار وپرده اى ناگسستنى باشد، تا با سرنیزه هم نتوان بدان راز دست یافت، زیرا او در پردۀ امن تو قرار دارد. در پنهانى سخنان او را گوش مگیر (استراق سمع نکن)، واو را در سختىها وانگذار ودر نعمت بر او رشک نورز. از لغزشش بگذر، وگناهش را نادیده انگار، واگر نادانى کرد بردبار باش. از دفاع از او کناره گیری نکن، بطوری که زبان بدگویان را از او بازداری وفریبکارى خیرخواه دروغین را بر او فاش سازی، وبا وى خوش رفتار باش. وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.
- حق الصاحب: وَأَمَّا حَقُّ الصَّاحِبِ فَأَنْ تَصْحَبَهُ بِالْفَضْلِ مَا وَجَدْتَ إِلَيْهِ سَبِيلًا، وَإِلَّا فَلَا أَقَلَّ مِنَ الْإِنْصَافِ، وَأَنْ تُكْرِمَهُ كَمَا يُكْرِمُكَ وَتَحْفَظَهُ كَمَا يَحْفَظُكَ، وَلَا يَسْبِقَكَ فِيمَا بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ إِلَى مَكْرُمَةٍ فَإِنْ سَبَقَكَ كَافَأْتَهُ، وَلَا تُقَصِّرَ بِهِ عَمَّا يَسْتَحِقُّ مِنَ الْمَوَدَّةِ، تُلْزِمْ نَفْسَكَ نَصِيحَتَهُ وَحِيَاطَتَهُ، وَمُعَاضَدَتَهُ عَلَى طَاعَةِ رَبِّهِ وَمَعُونَتَهُ عَلَى نَفْسِهِ، فِيمَا يَهُمُّ بِهِ مِنْ مَعْصِيَةِ رَبِّهِ، ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِ رَحْمَةً وَلَا تَكُونُ عَلَيْهِ عَذَاباً، وَلا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
۳۲. حق همراه: حق همراه این است که تا مى توانى به او نیکى کنی واگر نمى توانى با وى منصفانه عمل كنی. او را بزرگ بداری آنگونه که او تو را بزرگ میدارد، واو را نگه داری آنطور که او تو را نگه میدارد، ونگذاری در کرامت وبزرگوارى بر تو پیشى جوید، واگر پیش دستى کرد تلافى کنی، ودر دوستى چنان که در خور او است کوتاهى نکنی. خیرخواه ونگهدار او باش، ودر اطاعت از خدا یاریش کن، واگر خواست گناهی مرتکب شود وی را در ترک گناه دستگیر باش. براى او رحمت باش نه عذاب. وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.
الحقوق المالية (حقوق مالي):
- حق الشريك: وَأَمَّا حَقُّ الشَّرِيكِ فَإِنْ غَابَ كَفَيْتَهُ وَإِنْ حَضَرَ سَاوَيْتَهُ لَا تَعْزِمْ عَلَى حُكْمِكَ دُونَ حُكْمِهِ وَلَا تَعْمَلْ بِرَأْيِكَ دُونَ مُنَاظَرَتِهِ، تَحْفَظُ عَلَيْهِ مَالَهُ وَتَنْفِي عَنْهُ خِيَانَتَهُ فِيمَا عَزَّ أَوْ هَانَ، فَإِنَّهُ بَلَغَنَا أَنَّ يَدَ اللَّهِ عَلَى الشَّرِيكَيْنِ مَا لَمْ يَتَخَاوَنَا، وَلا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
۳۳. حق شریک: حق شریک این است که در نبودش کار او را انجام دهى، وبا بودنش با او برابر باشى وخودسرانه تصمیم نگیرى، وبى مشورت با او کارى نکنى. مالش را نگه دارى ودر هیچ ریز ودرشتى به او خیانت نورزى، که در حدیث آمده است: «تا دو شریک به یکدیگر خیانت نکرده اند، دست خدا بر سر آنها است»، وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.
- حق المال: وَأَمَّا حَقُّ الْمَالِ فَأَنْ لَا تَأْخُذَهُ إِلَّا مِنْ حِلِّهِ وَلَا تُنْفِقَهُ إِلَّا فِي حِلِّهِ وَلَا تُحَرِّفَهُ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَلَا تَصْرِفَهُ عَنْ حَقَائِقِهِ، وَلَا تَجْعَلَهُ إِذَا كَانَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ وَسَبَباً إِلَى اللَّهِ، وَلَا تُؤْثِرَ بِهِ عَلَى نَفْسِكَ مَنْ لَعَلَّهُ لَا يَحْمَدُكَ، وَبِالْحَرِيِّ أَنْ لَا يُحْسِنَ خِلَافَتَكَ فِي تَرِكَتِكَ، وَلَا يَعْمَلَ فِيهِ بِطَاعَةِ رَبِّكَ، فَتَكُونَ مُعِيناً لَهُ عَلَى ذَلِك،َ أَوْ بِمَا أَحْدَثَ فِي مَالِكَ أَحْسَنَ نَظَراً لِنَفْسِهِ فَيَعْمَلُ بِطَاعَةِ رَبِّهِ فَيَذْهَبُ بِالْغَنِيمَةِ وَتَبُوءُ بِالْإِثْمِ وَالْحَسْرَةِ وَالنَّدَامَةِ مَعَ التَّبِعَةِ، وَلا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
۳۴ . حق مال: حق مال این است که آن را جز از حلال بدست نیاورى وجز در حلال بکار نگیرى، ونابجا هزینه نکنى، وبه راه نادرست نبرى، وچون دارایى از خدا است، باید براى او ودر راه او به کارش گیرى، وکسى را که اى بسا که تو را سپاس نگوید در آن مال بر خود مقدم ندارى، که او پس از تو نیز جانشین خوبى در اموال به جا مانده از تو نخواهد بود، وآنها را به راه طاعت خدا بکار نخواهد برد، در نتیجه تو خود در این کاربردهاى نارواى ثروتت به او كمك كرده اي، وچنانچه وارث به حال خود بیندیشد، واموال به جا مانده از تو را در طاعت خدا بکار برد، او غنیمت مى برد وگناه وحسرت وپشیمانى وکیفر، گریبان تو را مى گیرد. وهیچ نیرویی جز از خداوند نیست.
