الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران: 191)

همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند، و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند، و می گویند: بار الها، اینها را بیهوده نیافریده ای، منزهی تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.

جلساتزیارت جامعهجلسه سوم

جلسه سوم

0:00 / --:--
icon
icon دانلود این صوت

[3]

شرح مفصل ولايت

اولا- بيان موقعیت امامت در اصول دين:

يك شهادتهاي سه گانه وبيان موقعيت امامت در اصول دين:

  1. توحيد:

اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ كَما شَهِدَ اللهُ لِنَفْسِهِ وَشَهِدَتْ لَهُ مَلائِكَتُهُ وَاُولُو الْعِلْمِ مِنْ خَلْقِهِ، لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكيمُ.

گواهی می‌دهم که معبودی جز خدا نیست، یگانه است وبرای او شریکی نیست، چنان‌که خدا برای خویش گواهی داده، فرشتگانش ودانشمندان از بندگانش برای او گواهی دادند، معبودی جز او نیست، توانمند وفرزانه ودانا است.

  1. نبوت:

وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ الْمُنْتَجَبُ، وَرَسُولُهُ الْمُرْتَضى، اَرْسَلَهُ بِالْهُدى وَدينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.

وگواهی می‌دهم که محمد بنده برگزیده وفرستاده پسندیده اوست، او را به هدایت ودین حق فرستاد تا بر همه آیین‌ها پیروزش گرداند هرچند مشرکان ناخوش دارند.

  1. إمامت:

وَاَشْهَدُ اَنَّكُمُ الاَئِمَّةُ الرّاشِدُونَ الْـمَهْدِيُّونَ الْمَعْصُومُونَ الْمُكَرَّمُونَ الْمُقَرَّبُونَ الْمُتَّقُونَ الصّادِقُونَ الْمُصْطَفَوْنَ الْمُطيعُونَ للهِ، الْقَوّامُونَ بِاَمْرِهِ، الْعامِلُونَ بِاِرادَتِهِ، الْفائِزُونَ بِكَرامَتِهِ.

وگواهی می‌دهم که شمایید پیشوایان راهنما، راه‌یافته، معصوم، محترم ومحبوب، مقرّب پرهیزگار، راست‌گو، برگزیده، فرمانبردار خدا، قیام کننده به فرمانش، عمل کننده به خواسته‌اش، دست‌یافته به سخاوت وبخشندگی‌اش.

نتيجة: عقيده با شهادت به خداوند، وشهادت به نبوت حضرت محمد صلى الله عليه وآله آغاز شده، آنگاه شهادت به ائمه وبه خصلتهايي است كه بايد در ايشان باشد تا بتوانند امام باشند.

* * *

ثانیا- رابطۀ ائمه با خدا:

دو هدف از ايجاد ائمه:

  1. نكات مثبتي كه بايد در آنها ايجاد شود:

اصْطَفاكُمْ بِعِلْمِهِ، وَارْتَضاكُمْ لِغَيْبِهِ، وَاخْتارَكُمْ لِسِرِّهِ، وَاجْتَباكُمْ بِقُدْرَتِهِ، وَاَعَزَّكُمْ بِهُداهُ، وَخَصَّكُمْ بِبُرْهانِهِ، وَانْتَجَبَكُمْ لِنُورِهِ (بنوره)، وَاَيَّدَكُمْ بِرُوحِهِ.

شما را با دانشش برگزید وبرای غیبش پسندید وبرای رازش انتخاب کرد وبه قدرتش اختیار کرد وبه هدایتش عزیز نمود وبه برهانش اختصاص داد وبرای نورش برگزید وبه روحش حمایت فرمود.

  1. هدف از وجودشان چيست:

وَرَضِيَكُمْ خُلَفاءَ فى اَرْضِهِ، وَحُجَجاً عَلى بَرِيَّتِهِ، وَاَنْصاراً لِدينِهِ، وحَفَظَةً لِسِرِّهِ، وَخَزَنَةً لِعِلْمِهِ، وَمُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِهِ، وَتَراجِمَةً لِوَحْيِهِ، وَاَرْكاناً لِتَوْحيدِهِ، وَشُهَداءَ عَلى خَلْقِهِ، وَاَعْلاماً لِعِبادِهِ، وَمَناراً فى بِلادِهِ، وَاَدِلاّءَ عَلى صِراطِهِ.

وشما را پسندید برای جانشینی در زمینش ودلایل محکمی بر مخلوقاتش ویاورانی برای دینش ونگهبانانی برای رازش وخزانه‌دارانی برای دانشش ومحل نگهداری برای حکمتش ومفسّران وحی‌اش وپایه‌های یگانه‌پرستی‌اش وگواهانی بر خلقش وپرچم‌هایی برای بندگانش ومراکز نوری در کشورهایش وراهنمایانی بر راهش.

  1. نكات منفي كه بايد از آنها دور گردد:

عَصَمَكُمُ اللهُ مِنَ الزَّلَلِ، وَآمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ، وَطَهَّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ، وَاَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرَكُمْ تَطْهيراً.

خدا شما را از لغزش‌ها حفظ کرد واز فتنه‌ها ایمن داشت واز آلودگی پاک کرد وپلیدی را از شما زدود وپاکتان نمود، پاک کردنی شایسته.

نتيجة: خداوند ميخواهد كساني را به عنوان خليفه در زمين قرار دهد، آنها بايد داراي صفات وويژگيهايي باشند  تا بتوانند به امامت برسند، ولذا خداوند ايشان – ائمه اهل بيت – را خلق كرد وتمام فضيلتهايي كه بايد هر امامي داراي آن باشد را در وجود ايشان قرار داد، وهمچنين تمام اخلاق ناپسندي كه نبايد در يك امام باشد را از آنان دور ساخت.

* * *

 

سه آنها چگونه شايستگي خود را ثابت نمودند:

  1. با خضوع در برابر خداوند (رابطه قلبي با خدا):

فَعَظَّمْتُمْ جَلالَهُ، وَاَكْبَرْتُمْ شَأْنَهُ، وَمَجَّدْتُمْ كَرَمَهُ، وَاَدَمْتُمْ (وأدمنتم) ذِكْرَهُ، وَوَكَّدْتُمْ (وذكرتم) ميثاقَهُ، وَاَحْكَمْتُمْ عَقْدَ طاعَتِهِ.

پس شما هم عظیم شمردید، شوکتش را وبزرگ دانستید مقامش را وستودید کرمش را وادامه دادید ذکرش را واستوار نمودید پیمانش را ومحکم کردید گره طاعتش را.

  1. با دعوت به سوي او (روابطشان با مردم به خاطر خدا):

وَنَصَحْتُمْ لَهُ فِى السِّرِّ وَالْعَلانِيَةِ، وَدَعَوْتُمْ اِلى سَبيلِهِ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، وَبَذَلْتُمْ اَنْفُسَكُمْ فى مَرْضاتِهِ، وَصَبَرْتُمْ عَلى ما اَصابَكُمْ فى جَنْبِهِ (حبه).

ودر نهان وآشکار برای او خیرخواهی نمودید ومردم را با حکمت وپند نیکو به راه او دعوت کردید وجان خود را در خشنودی او نثار نمودید وبر آنچه در کنار او به شما رسید صبر کردید.

  1. با عبادت (رابطه عملي با خدا):

وَاَقَمْتُمُ الصَّلاةَ، وَآتَيْتُمُ الزَّكاةَ، وَاَمَرْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهَيْتُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَجاهَدْتُمْ فِى اللهِ حَقَّ جِهادِهِ.

ونماز را بپا داشتید وزکات پرداختید وبه معروف امر نمودید واز منکر نهی کردید وجهاد فی الله نمودید، آن‌گونه که شایسته بود.

نتيجة: خداوند تنها ايشان را براي اين امر انتخاب فرمود، زيرا خداوند عالم است كه آنان شايسته آن اند، وآنها نيز اين شايستگي را با اين سه عمل ثابت كردند: محكم نمودن ميثاق خويش با خدا، صبر بر دعوت در راه او، وعبادت خالصانه وكامل در پيشگاه خداوند.

* * *

 

چهار نتايج خضوع، صبر، وعبادت ايشان:

  1. توانستند شريعت الهي را منتشر كنند:

حَتّى اَعْلَنْتُمْ دَعْوَتَهُ، وَبَيَّنْتُمْ فَرائِضَهُ، وَاَقَمْتُمْ حُدُودَهُ، وَنَشَرْتُمْ (وفسرتم) شَرايِعَ اَحْكامِهِ، وَسَنَنْتُمْ سُنَّتَهُ.

تا دعوتش را آشکار کردید وواجباتش را بیان فرمودید وحدودش را بر پا داشتید وقوانین احکامش را پخش نمودید وروش او را انجام دادید.

  1. مستحق رضوان الهي شدند:

وَصِرْتُمْ فى ذلِكَ مِنْهُ اِلَى الرِّضا، وَسَلَّمْتُمْ لَهُ الْقَضاءَ، وَصَدَّقْتُمْ مِنْ رُسُلِهِ مَنْ مَضى.

ودر این امور از جانب خدا به مقام رضا رسیدید وتسلیم قضای او گشتید ورسولان گذشته او را تصدیق نمودید.

  1. خداوند آنها را معيار حق قرار داد:

فَالرّاغِبُ عَنْكُمْ مارِقٌ، وَاللاّزِمُ لَكُمْ لاحِقٌ، وَالْمُقَصِّرُ فى حَقِّكُمْ زاهِقٌ.

پس روگردان از شما خارج از دین وملازمتان ملحق شونده به شما وکوتاهی کننده در حقّتان قرین نابودی است.

نتيجة: هركه خضوع كامل در برابر خداوند نموده، وبر رنجهاي گوناگون در راه دعوت به سوي حق صبر، وخدا را خالصانه عبادت نمود – كه تمام اينها جز توسط آنان امكانپذير نيست – خداوند او را توفيق ميدهد تا دعوت به سوي خدا را منتشر سازد، وبدينوسيله مستحق رضوان الهي گرديده، وخدا او را معيار حق قرار خواهد داد.

اين قسمت روابطي سه گانه بين آنها، خداوند ومردم را بيان ميكند:

(1) ميان آنها ومردم: نشر شريعت الهي بين مردم،

(2) ميان آنها وخدا: مستحق رضوان الهي شدن،

(3) ميان خدا ومردم: خداوند آنها را معيار حق براي مردم قرار داد.

* * *

ثالثا- ائمه خلیفۀ خدا هستند:

پنج چگونه آنان خليفه خداوند بر روي زمين اند:

  1. خداوند آنچه را كه امكان تفويض (واگذاري) دارد را به ايشان تفويض مينمايد:

وَالْحَقُّ مَعَكُمْ وَفيكُمْ وَمِنْكُمْ وَاِلَيْكُمْ وَاَنْتُمْ اَهْلُهُ وَمَعْدِنُهُ، وَميراثُ النُّبُوَّةِ عِنْدَكُمْ، وَاِيابُ الْخَلْقِ اِلَيْكُمْ، وَحِسابُهُمْ عَلَيْكُمْ، وَفَصْلُ الْخِطابِ عِنْدَكُمْ، وَآياتُ اللهِ لَدَيْكُمْ، وَعَزائِمُهُ فيكُمْ، وَنُورُهُ وَبُرْهانُهُ عِنْدَكُمْ، وَاَمْرُهُ اِلَيْكُمْ.

وحق همراه شما ودر شما واز شما وبه سوی شماست وشما اهل حق وسرچشمه آن هستید ومیراث نبوّت نزد شماست وبازگشت خلق به سوی شما وحسابشان با شماست وسخن جدا کننده حق از باطل نزد شماست، آیات خدا پیش شما وتصمیمات قطعی‌اش در شما ونور وبرهانش نزد شماست وامر او متوجه شماست.

  1. خداوند ولايت آنان (لزوم پيروي از آنان) را ولايت خود قرار داده است:

مَنْ والاكُمْ فَقَدْ والَى اللهَ، وَمَنْ عاداكُمْ فَقَدْ عادَ اللهَ، ومَنْ اَحَبَّكُمْ فَقَدْ اَحَبَّ اللهَ، وَمَنْ اَبْغَضَكُمْ فَقَدْ اَبْغَضَ اللهَ، وَمَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللهِ.

آن‌که شما را دوست داشت، خدا را دوست داشته وهر که شما را دشمن داشت خدا را دشمن داشته وهر که به شما محبّت ورزید به خدا محبت ورزیده وهرکه با شما کینه‌توزی نمود، با خدا کینه‌ورزی نموده است وهرکه به شما چنگ زد، به خدا چنگ زده است.

  1. آنها را راه رسيدن به خود قرار داده است:

اَنْتُمُ الصِّراطُ الاَقْوَمُ، وَشُهَداءُ دارِ الْفَناءِ، وَشُفَعاءُ دارِ الْبَقاءِ، وَالرَّحْمَةُ الْمَوْصُولَةُ، وَالاْيَةُ الْمَخْزُونَةُ، وَالاَمانَةُ الْمحْفُوظَةُ، وَالْبابُ الْمُبْتَلى بِهِ النّاسُ، مَنْ اَتاكُمْ نَجا، وَمَنْ لَمْ يَأتِكُمْ هَلَكَ.

شمایید راه راست‌تر وگواهان خانه فنا وشفیعان خانه بقا ورحمت پیوسته ونشانه انباشته وامانت نگاه داشته ودرگاه حقّی که مردم به آن آزموده می‌شوند، آنکه به سوی شما آمد نجات یافت وهرکه نیامد هلاک شد.

نتيجة: اگر انسان بخواهد به خدا برسد بايد پيرو ائمه باشد زيرا آنها خليفه هاي خداوند بر روي زمين اند.

* * *

 

شش خلافت تشريعي ائمه، یعنی آنها حجت خدا بر خلق اند:

  1. آنها به كاملترين شكل تبليغ دين نمودند:

اِلَى اللهِ تَدْعُونَ، وَعَلَيْهِ تَدُلُّونَ، وَبِهِ تُؤْمِنُونَ، وَلَهُ تُسَلِّمُونَ، وَبِاَمْرِهِ تَعْمَلُونَ، وَاِلى سَبيلِهِ تُرْشِدُونَ، وَبِقَوْلِهِ تَحْكُمُونَ.

شما مردم را به سوی خدا می‌خوانید وبه وجود او راهنمایی می‌کنید وهمواره در حال ایمان به او هستید وتسلیم او می‌باشید وبه فرمانش عمل می‌کنید وبه راهش ارشاد می‌نمایید وبه گفته‌اش داوری می‌کنید.

  1. هيچگونه هدايتي جز با پيروي از آنها صورت نميگيرد:

سَعَدَ مَنْ والاكُمْ، وَهَلَكَ مَنْ عاداكُمْ، وَخابَ مَنْ جَحَدَكُمْ، وَضَلَّ مَنْ فارَقَكُمْ، وَفازَ مَنْ تَمَسَّكَ بِكُمْ، وَاَمِنَ مَنْ لَجَاَ اِلَيْكُمْ، وَسَلِمَ مَنْ صَدَّقَكُمْ، وَهُدِىَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ.

هرکه شما را دوست داشت، خوشبخت شد وهرکه شما را دشمن داشت به هلاکت رسید وهر که شما را انکار کرد زیانکار شد وهرکه از شما جدایی نمود گمراه گشت، هرکه به شما تمسّک جست به رستگاری رسید وهرکه به شما پناه آورد ایمنی یافت، کسی که شما را تصدیق نمود سالم ماند وهرکه به شما متوسل شد هدایت یافت.

  1. جز پيروان آنها كسي نجات نمي يابد:

مَنِ اتَّبَعَكُمْ فَالْجَنَّةُ مَأواهُ، وَمَنْ خالَفَكُمْ فَالنّارُ مَثْوايهُ، وَمَنْ جَحَدَكُمْ كافِرٌ، وَمَنْ حارَبَكُمْ مُشْرِكٌ، وَمَنْ رَدَّ عَلَيْكُمْ فى اَسْفَلِ دَرْك مِنَ الْجَحيمِ، اَشْهَدُ اَنَّ هذا سابِقٌ لَكُمْ فيما مَضى، وَجارٍ لَكُمْ فيما بَقِيَ.

کسی که از شما پیروی کرد، بهشت جای اوست وهرکه با شما مخالفت ورزید، آتش جایگاه اوست، هرکه منکر شما شد کافر است وهر که با شما جنگید مشرک است وهر که شما را ردّ کرد، در پست‌ترین جایگاه از دوزخ است، گواهی می‌دهم که این شأن ومقام درگذشته برای شما پیشی داشت وبرایتان در آینده زمان جاری است.

نتيجة: آنها دعوت كنندگان واقعي به سوي خداوند اند، پس هركه آنها را پذيرفت نجات يافت وهركه ايشان را رد كرد هلاك گرديد.

* * *

رابعا- رابطۀ میان ائمه وانسان:

هفت پايه هاي پاك شدن مردم به وسيله آنها:

  1. پاك بودن خلقت آنان:

وَاَنَّ اَرْواحَكُمْ وَنُورَكُمْ وَطينَتَكُمْ واحِدَةٌ، طابَتْ وَطَهُرَتْ بَعْضُها مِنْ بَعْض، خَلَقَكُمُ اللهُ اَنْواراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقينَ.

وهمانا ارواح ونور وسرشت شما یکی است، پاکیزه وپاک شد، برخی از آن از برخی دیگر است، خدا شما را نورهایی آفرید وگرداگرد عرش خود قرار داد.

  1. بلند بودن جايگاهشان در زمين:

حَتّى مَنَّ عَلَيْنا بِكُمْ، فَجَعَلَكُمْ فى بُيُوت اَذِنَ اللهُ اَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ.

تا با آوردنتان به دنیا بر ما منّت نهاد وقرارتان داد در خانه‌هایی که اجازه داد رفعت یابند ونام او در آن‌ها ذکر شود.

  1. خداوند پيروان آنها را پاك ميفرمايد:

وَجَعَلَ صَلَواتِنا (صَلاتَنا) عَلَيْكُمْ وَما خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلايَتِكُمْ طيباً لِخَلْقِنا، وَطَهارَةً لاَنْفُسِنا، وَتَزْكِيَةً (وبركة) لَنا، وَكَفّارَةً لِذُنُوبِنا، فَكُنّا عِنْدَهُ مُسَلِّمينَ بِفَضْلِكُمْ، وَمَعْرُوفينَ بِتَصْديقِنا اِيّاكُمْ.

ودرودهای ما را بر شما قرار داد وآنچه ما را از ولایت شما به آن مخصوص داشت، مایه پاکی برای خلقت ما وطهارت برای جان ما وتزکیه برای وجود ما وجبران گناهان ماست، پس ما در نزد خدا از تسلیم شدگان به فضل شما وشناخته‌شدگان به تصدیق جایگاه شما بودیم.

نتيجة: خداي متعال اراده فرمود هرانكه از ميان عموم مردم مستحق پاكيزگي است را پاك نمايد، لذا اهل بيت كه پاكترين خلق خود ميباشد را آفريد، وآنان در بلند مرتبه ترين خاندان بر روي زمين قرار داد، تا اينكه عقلا بتوانند آنها را از ميان ديگران شناسايي كنند، آنگاه پاكيزگي مردم را در پيروي از آنها معين نمود.

* * *

icon